→

1404-6-27 شرح اصول کافی نص بر امام حسن عسگری ع

⌂

1404-6-27 شرح اصول کافی نص بر امام حسن عسگری ع

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد»

پنجشنبه۱۴۰۴/۶/۲۷، درس اصول کافی، جلد دوم،

موضوع:  «باباشاره و نص بر حضرت ابی محمد امام حسن عسگری (ع)

روایت (۳)

علی بن عمر نوفلی گوید: در صحن منزل امام هادی علیه السلام خدمتش بودم که پسرش محمد از نزد ما گذشت. بحضرت عرضکردم: قربانت گردم، بعد از شما این صاحب ماست؟ فرمود: نه صاحب شما بعد از من حسن است

روابت (۳)

عبد اللّه بن محمد اصفهانی گوید: امام هادی علیه السلام فرمود: (((صاحب شما بعد از من کسی است که بر من نماز خواند))) و ما تا آنروز ابا محمد (امام حسن عسگری) علیه السلام را نمی‏شناختیم، (پس از وفات امام هادی علیه السلام) ابا محمد علیه السلام بیرون آمد و بر جنازه آنحضرت نماز خواند.

روایت (۴)

علی بن جعفرگوید: من در زمان وفات محمد پسر امام هادی علیه السلام نزد آنحضرت حاضر بودم حضرت بامام حسن عسکری علیه السلام فرمود: پسر جان! خدا را شکر کن که درباره تو امری پدید آورد. (یعنی چون برادر بزرگ‌ترت وفات کرد، امامت برای تو مسلم و قطعی گشت و شیعه از تردید و اختلاف نجات یافتند).

روایت (۵)

انباری گوید: هنگام وفات ابیجعفر محمد پسر امام علی النقی علیه السلام حاضر بودم که ابوالحسن (امام دهم) علیه السلام وارد شد، برای حضرت تختی گذاشتند و بر آن نشست و اهل بیتش گردش بودند و ابو محمد (امام حسن عسکری) علیه السلام در گوشه‏ای ایستاده بود، امام هادی علیه السلام چون از تجهیز ابیجعفر فارغ شد، متوجه ابو محمد علیه السلام شد و فرمود: پسر جان! خدای تبارک و تعالی را شکر کن که نسبت بتو امری پدید آورد.

روایت (۶)

علی بن مهزیار گوید: بحضرت ابی‏الحسن علیه السلام عرضکردم: اگر پیش آمدی کند – و پناه می‌برم بخدا – مرجع کیست؟ فرمود: عهد امامت من متعلق بپسر بزرگ‌ترم می‌باشد.

روایت(۷)

علی بن عمر و عطار گوید: خدمت حضرت ابوالحسن عسکری (امام دهم) علیه السلام رسیدم، و هنوز پسرش ابو جعفر (محمد) زنده بود و من گمان می‌کردم او امامست، عرضکردم (قربانت) کدامیک از پسرانت را امام بدانم؟ فرمود: تا امر من بشما نرسد، هیچیک را بامامت مخصوص ندانید، عطار گوید: بعد (از وفات محمد – مرآت -) بحضرت نوشتم: امر امامت متعلق بکیست؟ حضرت برایم نوشت (((متعلق بپسر بزرگ‌ترم))) و ابو محمد (امام حسن عسکری) بزرگ‌تر از ابی‏جعفر بود.

روایت (۸)

سعد بن عبداللّه از جماعتی از بنی هاشم که یکی از آنها حسن بن حسن افطس است روایت می‌کند که گویند: روز وفات محمد بن علی بن محمد (پسر بزرگ‌تر امام هادی علیه السلام) در منزل حضرت ابوالحسن بودند و او را تعزیت می‌گفتند، در صحن منزل برای حضرت فراشی گسترده و مردم گردش نشسته بودند، که غیر از خادمان و مردم متفرقه، در حدود یکصد و پنجاه تن از خاندان ابوطالب و بنی هاشم و قریش بودند ناگاه حضرت پسرش حسن بن علی را که با گریبان چاک زده آمد و در دست راستش ایستاد و ما او را نمی‌شناختیم، بعد از مدتی امام هادی علیه السلام باو متوجه شد و فرمود: پسر جان! خدای عزوجل را شکر کن که درباره تو امری پدید آورد. جوان گریست و خدا را شکر کرد و انا لله و انا الیه راجعون گفت و فرمود: (((ستایش خدای را که پروردگار جهانیانست و من از خدا تمامیت نعمتشرا نسبت به خود از ناحیه شما می‌خواهم و انا لله و انا الیه راجعون))) ما پرسیدیم او کیست؟ گفتند او حسن پسر امام هادی علیهما السلام است و او در آنوقت بنظر ما 20 سال یا اندکی زیادتر داشت، در آنروز ما او را شناختیم و فهمیدیم که امام هادی علیه السلام بامامت و جانشینی او اشاره فرمود.

روایت (۹)

محمد بن یحیی گوید: بعد از وفات ابیجعفر محمد، خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و او را تسلیت گفتم، ابو محمد (امام حسن عسکری) هم نشسته بود و گریه می‏کرد، امام هادی علیه السلام باو متوجه شد و فرمود: خدای تبارک و تعالی را حمد کن که بجای او از تو جانشینی گذاشته (یعنی امامت از او بتو منتقل گشت یا ترا برای من جانشین او قرار داد یا عوض او امام زمان را بتو می‌دهد).

روایت (۱٠)

ابو هاشم جعفری گوید: بعد از مردن ابوجعفر، پسر امام هادی علیه السلام، خدمت آنحضرت بودم، و با خود فکر می‌کردم و می‌خواستم بزبان آورم که: قصه ابو جعفر و ابو محمد (پسران امام هادی علیه السلام) مانند قصه ابوالحسن موسی بن جعفر و اسماعیل پسران جعفر بن محمد علیهم السلام است، زیرا بعد از ابوجعفر، امامت ابو محمد علیه السلام انتظار می‌رفت، (چنانچه بعد از وفات اسماعیل هم موسی بن جعفر علیه السلام امام شد) ولی پیش از آنکه من چیزی بزبان آورم امام هادی علیه السلام بمن متوجه شد و فرمود: آری، ای اباهاشم! خدا را درباره ابو محمد علیه السلام بعد از ابوجعفر بدا حاصل شد نسبت بامری که برای او شناخته نبود، چنانچه برای او بدا حاصل شد درباره موسی علیه السلام بعد از وفات اسماعیل نسبت بامری که بسبب آن حال او مکشوف گشت، و این مطلب چنانستکه در خاطر تو گذشت، اگر چه اهل باطل بدشان آید، پسرم ابو محمد پس از من جانشین منست، هر چه مردم احتیاج دارند، علمش نزد او و ابزار امامت همراه اوست.

/شرح روایت( این آقا می‌گوید داشتم به این فکر می‌کردم مثال این امامزاده محمد با امام حسن عسکری (ع) مثل داستان اسماعیل و آقا موسی بن جعفر (ع) است که دو پسر امام صادق( ع) بودند.

شیعیان تصور می‌کردند اسماعیل پسر امام صادق (ع) امام می‌شود در حالی که او از دنیا رفت در زمان امام صادق (ع)

زمانی که ایشان از دنیا رفت، امام خیلی‌ها را خبر کرد که در تشییع جنازه او شرکت کنند و چندین بار جنازه او را زمین گذاشت و در لب قبر صورت او را باز کرد و گفت ببینید که اسماعیل از دنیا رفته است، و در روی کفن او نوشت اسماعیل شهادت به اشهد ان لا اله الا الله… که جز خداوند اللهی نیست.

در آن زمان اسماعیلیه به وجود آمد گفتند که اسماعیل زنده است و چون پسر بزرگ امام است او امام می‌شود مرکز آنها در مصر بود و در مصر حکومت نشکیل دادند.

در حالی که اسماعیل موحد بود موحد کسی است که امام خود را می‌شناسد و روی کفن او نوشته شد یشهد ان لا اله الا الله، می‌خواهد بگوید او از این حرف‌ها بیرار است

و اما در مورد مسئله بداء، بحث بدا قبلاً گفته شد خیلی مشکل ساز شده برای خیلی از متکلمین و احادیث آن در همین اصول کافی گفته شده که خداوند به چیزی پرستش نشد مثل اعتقاد به بدا

که امام خدا پیامبر یک چیزی بگوید و اتفاق نیفتد و ظاهراً یک طور دیگر بشود، یعنی علم خداوند عوض بشود؟!! رمز ان در قران است وبنده از تفسیر علامه شعرانی دیدم

ایه قران، سوره زمر ایه (۴) وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ

، و از سوی خدا آنچه را که [از عذاب‌های گوناگون] نمی‌پنداشتند، آشکار می‌شود

پس روی حساب خلق می گردد، مردم اینطور فکر نمی کردند، بداء این است نه اینکه حرف خدا عوض بشود.

مثلاً حضرت موسی ((وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَیْلَةً))

((و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم))

حضرت موسی هم به قوم خود گفت من با خداوند ۳۰ شب ملاقات دارم وقتی که رفت به میقات و اتممناها بعشر، به ده شب تمام کردیم،

قوم او گفتند پس موسی مرده چون او گفت ۳۰شب

وعده دارم این می‌شود بداء، در حالی که نگفتیم بیشتر نمی‌شود…

روایت (۱۱)

ابوبکر فهفکی گوید: امام هادی علیه السلام بمن نوشت که: پسرم ابو محمد، از نظر غریزه خیر خواهترین افراد آل محمد و از نظر حجت و برهان معتبرترین ایشانست، او پسر بزرگ‌تر و جانشین منست رشته‏ها و احکام امامت باو می‌رسد، پس هر چه می‌خواهی از من بپرسی از او بپرس که تمام احتیاجات شما نزد اوست (نه نزد پسر دیگرم جعفر)،

نکته این دو بعد دارد، یکی فرمود غریزتا، ذانی است. نصیحت یعنی خیرخواهی کردن شیطان گفت از درخت بهشت بخورید با آدم و حوا قسم خورد من خیرخواه شما هستم.

میگوید از روی غریزه خیرخواه است ، بعضی از انسان‌ها خیرخواه نیستند خیر دیگران را نمی‌خواهند بعضی از خیر رسیدن به دیگران زجر می‌برند بعضی ذاتاً خیرخواه هستند، اگر به من خیر نمی‌رسد به دوست من برسد.

خیرخواه‌ترین انسان‌ها انبیا هستند که آنها به دنبال مردم می‌گفتند که آنها را به طرف بهشت ببرند که پیامبر ((لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ

یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است))

امام خیرخواه همه انسان‌ها است می‌خواهد تمام انسان‌ها سعادتمند بشوند یکی از خصوصیت امام این است هر سوالی که از او کنید بلد است

امیرالمومنین علیه السلام فرمود از راه‌های آسمانی از من بپرسید بهتر از راه‌های زمینی بلد هستم و ما به بال زدن پرندگان علم داریم.

روایت (۱۲)

شاهویه بن عبداللّه گوید: امام هادی علیه السلام بمن نوشت: تو می‌خواستی بعد از وفات ابی‏جعفر راجع بجانشین امام بپرسی، و از آنجهت در اضطراب بودی، غم مخور، زیرا خدای عزوجل (((هیچ مردمی را پس از آنکه هدایتشان کرده گمراه نکند تا چیزهائی را که باید از آن بپرهیزند، برایشان بیان کند – 114 سوره 9 -))) صاحب تو بعد از من پسرم ابو محمد است، هر چه احتیاج دارید نزد اوست (هر چه می‌خواهید از او بپرسید) خدا آنچه را خواهد مقدم دارد و آنچه را خواهد مؤخر گذارد (و خودش فرماید) (((هر آیه‏ای را که نسخ کنیم یا بتأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانند آنرا بیاوریم – 106 سوره 2 -))) آنچه برای صاحب خرد بیدار مطلب را روشن کند و بس باشد نوشتم.

در این ایه دقت شود ((هداهم حتی یبین لهم….

شما که هدایت شدید امدین هییت اهل نماز شب ووو..

خدا شما را هدایت کرده گمراه نمی‌کند. مگر مشخص می‌کند از چه چیزی دوری کنید، اگر دوری کردند در هدایت هستند، وگرنه در گمراهی

یک وقتی بنده آقا امیرالمومنین را در عالم رویا می‌دیدم که که آقازاده‌ای در کنار او بودند و مطلب خیلی بلندی فرمودند ما پسر عمویی داشتیم که کارهای اغیار را انجام می‌دادند لذا دین او عوض شد و من پای ایشان را بوسیدم و گفتم دعا کنید که همیشه ما با شما باشیم.

یعنی بعضی از گناهان هست دین انسان را عوض می‌کند، بعضی از گناه‌ها یواش یواش دین را از دل بیرون می‌برد باید از این آیه ترسید.

امام صادق علیه السلام فرمود شیطان چسبیده به شما شیعیان به بقیه انسان‌ها کاری ندارد چسبیده به شما و شماها را از راه به در کند باید مراقب باشید.

روایت (۱۳)

داود بن قاسم گوید: شنیدم امام هادی علیه السلام می‏فرمود: جانشین بعد از من حسن است چگونه خواهد بود حال شما نسبت بجانشین بعد از این جانشین؟ عرضکردم برای چه، خدایم قربانت گرداند؟ فرمود: زیرا شما خودش را نمی‏بیند و برای شما روا نیست نامش را ببرید، عرضکردم: پس چگونه از او یاد کنیم! فرمود: بگوئید: حجت از آل محمد علیه السلام.

««پایان باب»»»

«باب اشاره و نص بر صاحب خانه امان زمان عج»

روایت (۱)

شرح:

مقصود از خانه، خانه پدر و حد آن حضرت است که در آنجا غایب گشته است و چون تصریح به اسم آن حضرت حایز نبوده با کلمه (صاحب الدار – صاحب خانه) به آن حضرت اشاره می‏کرده‏اند.

ترجمه:

محمد بن علی بن بلال گوید: از جانب امام حسن عسکری، دو سال پیش از وفاتش پیامی به من رسید که از جانشین بعد از خود به من خبر داد، بار دیگر سه روز پیش از وفاتش، پیامی رسید و از جانشین بعد از خود به من خبر داد.

((و السلام علی من اتبع الهدی))

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

18.8 مگابایت

← بعدیقبلی →