→

1405-4-25 شرح اصول کافی ولایت در قرآن

⌂

1405-4-25 شرح اصول کافی ولایت در قرآن

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ.
⬅️پنجشنبه ۱۴۰۵/۴/۲۵، درس اصول کافی،

🧿موضوع: باب، نکته ها و برگزیده هایئست از قران در مورد ولایت،((روایت ۱۴الی۱۵))

⬅️روایت ((۱۴))

⤴️امام صادق علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرده از آن جمله آیه ‏هائى است محکم که اصل کتاب است))) فرمود: آنها امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه هستند (((و دیگر آیه‏هائیست متشابه))) فرمود: اینها فلان و فلان هستند، (((و اما آنها که در دلشان انحرافى هست))) یعنى اصحاب و دوستان فلان و فلان (((از این کتاب آنچه را متشابه است، براى فتنه جوئى و بقصد تأویل پیروى مى‏کنند، در صورتیکه تأویل آن را جز خدا و ریشه‏داران در علم نمى‏دانند 7 سوره 3 -))) ریشه داران در علم، امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام‏اند
↩️ شرح روایت( ام به معنای مادر و یک معنای دیگر آن اصل و مرجع است، ـ
▪️ آیات متشابه چه آیاتی هستند؟ آیاتی که به چند جور می‌شود آنها را تفسیر کرد مثلاً یدالله فوق ایدیهم،، دست خدا بالای دست‌هاست مگر خداوند دست دارد!! بله، ولی دست خدا مثل دست من و شما نیست حالا چطور است!!!! مثلاً دست خدا تعبیر به قدرت خدا کرده‌اندووو….
▪️ مثلاً عرش خدا عرش به معنای تخت خیلی بلند را می‌گویند این عرش چیست!! هر کس یک طور تفسیر می‌کند این‌ها آیات متشابه هستند.
▪️ یک سری آیات محکمات هستند مثل قل هو الله احد این چند معنا ندارد که هر کس از آن یک چیزی برداشت کند شباهتی به خلق ندارد،ولی آیات متشبهات شباهت به خلق دارند.
▪️ در مورد دست خدا که مثل دست ما نیست خداوند لیس کمثله شئ است.
آیات متشابه ارجاع به ام الکتاب محکمات داده می‌شوند،
الله الصمد متشابه نیست،ایه محکمات هست.
▪️ یک سری آیات متشابه باید به آیات محکمات ارجاع داده شود مثلاً چه کسی به خدا قرض بدهد قرض نیکو آیا خداوند قرض می‌گیرد!!! بله در قرآن آمده است ولی این قرض مثل قرض انسان‌ها نیست چطور است!! به محکمات ارجاع داده می‌شود قرض خداوند از روی بی‌نیازی است.
سوره ال عمران، ایه (۷)
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ.
در شرح این آیه فرمود دنبال تحویل آن می‌گردند تحویل چیست!!! معنای آن پیاده شدن است در قرآن در سوره یوسف آمده است که وقتی حضرت یوسف ع برادران خود را دید سجده کردند او را، فرمود این تآویل رویای من است که قبلاً دیده بودم.
▪️ پیاده شدن در خارج را تاویل می‌گویند
▪اهل ️ معرفت می‌گویند هرچه در قرآن آمده نمی‌خواهد تاویل کنید ایمان دارند به آنکه همه از نزد پروردگار است.
▪️ راسخان در علم اینگونه هستند
⬅️جناب مولانا می فرماید
//کرده‌ای تأویل حرف بِکر را
خویش را تاویل کن نه ذِکر را //
▪️ که راسخان در علم تاوبل متشابهات را می‌دانند و یکی دیگر اینکه تاویل آن را خدا می‌داند و راسخان در علم می‌گویند ما به همه چیز در کتاب ایمان داریم و همه چیز از نزد خداست، امام هست که تاویل از ایه می کند.
▪️ امام صادق علیه السلام فرمود امیرالمومنین و ائمه،
ام الکتاب هستند وآیات محکمات امام هستند.
▪️ یک سری از آیات متشابهات هستند.
▪️ مثلاً هر کجا که آمده است فلان و فلان ابوبکر هستند و وو..
▪️ امیرالمومنین علیه السلام ولی خدا است و از جانب خداوند است.
▪️ آیات متشابهات برمی‌گردند به ام الکتاب.
▪️ در خارج دارد تاویل آیات محکمات امام و بقیه امور به امام معصوم ارجاع داده شود.
▪️ اما آنان که در قلب آنها کجی است این‌ها اصحاب ابوبکر عمر و معاویه هستند و پیروان آنها که ولایت آنها را پذیرفته‌اند
▪️ آنها که تبعیت می‌کنند از آیات متشابه غیر از ائمه هستند.
چرا دنبال فتنه می‌گردند؟ چون می‌خواهند آنها در زمین حاکم قرار بدهند(معاویه و ابوبکر ووو..)
▪️ راسخان در علم امیرالمومنین و ائمه تاویل آیات را می‌دانند.
▪️ آیات و محکمات امامان هستند اصل آنها هستند.
❗نکته( راسخان در علم را خداوند به چه چیز مدح کرد!!! به همه کتاب ایمان داریم چه بفهمیم و چه نفهمیم همه از نزد پروردگار ما است.) قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ… بگو همه این‌ها از نزد خداست اگر اینطور بشوید می‌شوید راسخ و در علم فرو رفته)

⬅️ روایت (۱۵)

⤴️امام باقر علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((مگر پنداشتید رها مى‏شوید، و خدا کسانى از شما را که جهاد کرده و غیر خدا و رسولش و مؤمنین پناهى نگرفته‏اند، معلوم نداشته است 17 سوره‏9-))) مقصود از مؤمنین (مجاهد) ائمه علیهم السلام السلام‏اند که جز خدا و رسولش و مؤمنین پناهى نگرفته‏اند
↩️شرح روایت) سری آیاتی در قرآن داریم تا خدا بداند مگر خداوند نمی‌داند…
▪️ باید انسان یک سری چیزها را به خدا نشان بدهد فقط نباید در دل باشد تا معلوم شود مثلا معلوم بشود چه کسی جهاد می‌کند!!
▪️ خدایا ما در راه تو اینطور هستیم باید به خداوند نشان داده شود.
▪️خداوند میفرماید:
«وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
(سوره عنکبوت، آیه ۶۹)؛ آنان که در راه ما جهاد و کوشش کنند، راههای خود را به ایشان نشان میدهیم.
برخی ناآگاهانه همه ی آیات جهاد را به جنگ تفسیر میکنند،
در حالی که جهاد همیشه به معنای قتال نیست؛ چه در روایات و چه در آیات. خداوند تا زمانی که مشخص کند چه کسانی از شما جهاد و کوشش میکنند و همچنین چه کسانی غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار نگرفته اند، شما را رها نمیسازد.
▪️«وَلِیجَةً» به چه معناست؟
ـ«وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لَا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً» یعنی غیر از خدا و رسول و مؤمنان، کسی را به عنوان محرم اسرار و مورد اعتماد و تکیه گاه برنمیگزینند.
▪️در این آیه و روایت، مراد از «مؤمنین»، ائمه (ع) هستند؛ یعنی آنان که غیر از خدا و رسول و ائمه، محرم اسرار و تکیه گاه نمیگیرند.
▪️خداوند میفرماید که شما را رها نمیکند تا مشخص شود چه کسی در راه او جهاد و کوشش میکند و چه کسی غیر از خدا و رسول و ائمه، هیچکس را ولیجه و مورد اعتماد قرار نمیدهد و به هیچکس عصمت نمیدهد.
ـ⬅️در یکی از احادیث، از امام عصر (عج) سؤال شد که چرا مردم نمیتوانند از طرف خودشان امام انتخاب کنند؟
حضرت فرمودند: منظور شما امام عادل است یا امام ظالم؟ راوی گفت: منظورم امام عادل است. حضرت فرمودند: چگونه میتوانید عادل را پیدا کنید؟ فرض کنید کسی را عادل یافتید، از کجا میدانید که وقتی به امامت و خلافت رسید، باز هم عادل باقی میماند؟ زیرا خداوند میفرماید:
▪️«إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَیٰ» (سوره علق، آیه ۶)؛
انسان هرگاه خود را بینیاز ببیند، طغیان میکند. از کجا میدانید که پس از رسیدن به قدرت نیز عادل میماند؟ شما که عدالت را بر پیشانی او ننوشته نمیبینید. بحث عصمت برای همین است که امام باید معصوم باشد تا بدانیم در هیچ حالتی گناه، اشتباه و خطا نمیکند.
▪️«ولیتجه» به این معناست که برخی افراد، غیر از خدا و رسول و مؤمنان، کسانی را مورد اعتماد و محرم اسرار خود قرار میدهند و دل به آنها میبندند. آیا چنین کاری جایز است؟
▪️در کتاب «عیون اخبار الرضا» حدیث مفصل و مبسوطی وجود دارد که در آن فرموده است: من از مسافرت آمده بودم مهمان شخصی شدم. ماه رمضان بود و هنگام ظهر رسیدم. روزه نبودم. خانه ی این آقا، حمید بن قحطبه بود. ظاهراً
سفره ی ناهار را برای من انداخت و نشستیم و خوردیم و او نیز میخورد. ناگهان گفت: فلان، ماه رمضان است و من مسافر هستم؛ تو برای چه میخوری؟ گفتم: بخور دیگر، من آب از سرم گذشته است. گفت: تو آب از سرت گذشته است یعنی چه؟ گفتم: من چه روزه بگیرم و چه نگیرم، جهنمی هستم. گفتم: حرفت بسیار بزرگ است؛ داستان چیست؟
گفت: روزی، شبی، هارون الرشید غلام مخصوص خود را فرستاد تا مرا بطلبد. گفتم: در این وقت شب چه شده که هارون مرا طلبیده است؟ برخاستم، لباس پوشیدم و سریع رفتم. دیدم که شمع ها و چراغها روشن اند و او بر تخت نشسته است. رفتم و عرض ادب کردم. گفت: تو چقدر به من ارادت داری؟ گفتم: به اندازه ی جانم از تو دریغ نمیکنم.
مکثی کرد و گفت: برخیز و برو. برخاستم و به خانه آمدم.
نیم ساعتی نگذشته بود که دوباره در زدند؛ غلام مخصوص هارون گفت که تو را طلبیده است. رفتم و دیدم نشسته است. گفت: چقدر به من ارادت داری؟ فهمیدم که دفعه ی قبل کم گفتم. گفتم: جانم، مالم، ناموسم در راه تو باد. فکر کرد و گفت: برخیز و برو. باز آمدم. بار سوم باز غلام مخصوص آمد و همان پرسش تکرار شد: چقدر به من ارادت داری؟ فهمیدم که دفعات قبل کم گفته ام. گفتم: جانم، مالم، ناموسم، ایمانم. گفت: ایمانت را حاضری به خاطر من بدهی؟ گفتم: اگر شما بخواهید، بله. ای بیچاره، ای بیچاره!سپس گفت: برخیز و با این غلام برو. غلام، حرف من است؛ هرچه او گفت، باید بگویی چشم. گفتم: چشم. برخاستیم و با او رفتیم تا به زندانی زیرزمینی رسیدیم. وارد شدیم و چراغها و شمع ها را روشن کردند. در اتاق اول را گشودند و دیدم بیست کودک سید در آنجا نشسته اند. گفت: این شمشیر را بگیر؛ یکی یکی آنها را بیاور اینجا و گردن بزن و در این چاه بینداز. گفتم: بدنم لرزید. گفت: میخواهی تخلف کنی؟ گفت: حرف من، حرف هارون الرشید است. گفتم: نه، اطاعت میکنم. گفت: یکی یکی آن کودکان سید را میآورد و من گردن میزدم و در چاه میانداختم. درِ اتاق را بست. اتاق بعدی، بیست کودک سید دیگر نشسته بودند. یکی یکی آنان را آورد و من گردن زدم. اتاق سوم، پیرمردی سید بود که گفت: من را نکش، من سید و از اولاد پیغمبر هستم. میگوید: شمشیر را بر زمین گذاشتم. غلام نگاه کرد که چه میکنی. دوباره شمشیر را برداشتم. هرچه پیرمرد التماس کرد، گردنش را زدم. آن چند نفر دیگر را نیز کشتم و راه افتادم و آمدم. این شخص، نماز و روزه میخواند. ولیجه میگیرند یعنی چه؟ یعنی اینکه هرچه تو بگویی، ایمان من همان است. ما غیر از مؤمنان و غیر از امام معصوم(ع) ولیجه نداریم.
▪️آخرالزمان بسیار سخت است
نگهداشتن ایمان، از نگهداشتن آتش در کف دست
سخت تر است.
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

17.6 مگابایت

← بعدیقبلی →