بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی سَیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد الموید الرسول المُسدد، المحمود الاحمد، اَبیالقاسم المصطفی محمد (ص)
📆 پنج شنبه ۱۴۰۵/۷/۹- اصول کافی،جلد دوم
🧿موضوع: باب(نکته ها و برگزیدهائیست از قرآن در باره ولایت)
8️⃣خلاصه این جلسه (این متن مجموعهای ازباطن تفسیر ایات قران در مورد ولایت امیرالمومنین ع، ازروایت ۶۶الی۷۱
دیدن خداوند از روی بصیرت ومبحث ایه شاهد و مشهود،
⬅️ روایت( ۶۶)
⤴️امام باقر علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((بگو راه من این است، او روى بصیرت و بینائى من و آنکه پیرویم کند، به سوى خدا مىخوانیم – 108 سوره 12 ))) فرمود: خواننده بسوى خدا پیغمبر و امیرالمؤمنین و اوصیاء بعد از او هستند.
↩️شرح حدیث:
فی قوله تعالی:
«قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی»؛ بگو: این راه من است؛ از روی بصیرت به سوی خدا دعوت میکنم، من و هر کس که از من پیروی کرده است.»
(سوره یوسف، آیه ۱۰۸)
ابتدا توضیحی درباره این آیه بدهیم:
فرمود: « رسول خدا ص امیرالمؤمنین ع و اوصیای بعد از ایشان هستند.»
«أدعو إلى الله على بصیرة أنا ومن اتبعنی.»
«به سوی خدا دعوت میکنم، از روی بصیرت، من و کسی
که از من پیروی میکند.»
یعنی هر کسی که از رسول الله تبعیت کند؟ نه.
اینجا چرا فرمود اوصیا؛ یعنی امیرالمؤمنین ع و اوصیا هستند؟
اینجا تفسیر است. یادتان هست اول این باب گفتیم گاهی وقتها تأویل این احادیث است، گاهی وقتها تفسیر است و گاهی وقتها باطن است. اینجا الان تفسیر است.
«أنا ومن اتبعنی»؛ چرا شما میگویید فقط اوصیای پیامبرند؟ ، فرمود: «قل هذه سبیلی»؛ بگو این راه من است.
«أدعو إلى الله»؛ دعوت میکنم به سوی خدا، «على بصیرة»؛ از روی بصیرت. «أنا ومن اتبعنی»؛ من و کسی که از من تبعیت میکند.
▪️از روی بصیرت یعنی چه؟
کسانی که مردم را به سوی خدا دعوت میکنند، اگر از آنها بپرسی: آقا، شما مگر خدا را دیدهاید؟ همه جواب میدهند: نه.
اما اگر از رسول خداص بپرسید: آقا، مگر شما خدا را دیدهاید؟ میگوید: بله.
یعنی خدا قابل دیدن است؟ نخیر. پس چیست؟ بصیرت.
بصیرت با دیدن فرق دارد.
▪️آقا، امیرالمؤمنین ع فرمود:
«لم أعبد رباً لم أره»؛ خدایی را که نبینم، عبادت نمیکنم.
پس دیده است.
بعد راوی سؤال کرد چگونه دیدی؟ ایشان چگونه بود که تو دیدی؟
فرمود: «وَیْحَکَ، لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ، وَلَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ.»
وای بر تو! چشمها خدا را نمیبینند، ولی قلبها او را به حقایق ایمان میبینند.
▪️خدا را از روی بصیرت، از روی شهود میشناسد؛ نه
از روی فکر. – فکر نکنیم پیامبر خدا ص هم مثل بقیه مردم فکر کرده است که اینجا عالمی وجود دارد و بالاخره خدایی آن را آفریده است و بعد هم فرشتهای(جبراییل) آمده و در گوش او گفته است اینها را به مردم بگو. نه؛
«أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ»؛ از روی بصیرت به سوی خدا دعوت میکنم؛ یعنی از روی بصیرت و شهود حق.
شهود حق. به خاطر همین فرمود:
«وَمَنِ اتَّبَعَنِی»؛ اوصیایند، نه هر کسی که دم از دین اسلام بزند.
▪️بعد، در آیه دیگری داریم:
«دَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ»؛ دعوتکننده به سوی خدا، به اذن اوست. یعنی دعوتکننده به سوی خدا، به اذن خدا دعوت میکند.
برای دعوت به سوی خدا، اذن میخواهد؛ اذن از جانب
خداوند.
⬅️ـحدیث آقاجان، امیرالمؤمنین ع، به کمیل، در آن حدیث وصیت امیرالمؤمنین ع به کمیل که فرمود: اگر یک انسان پاک و متقی برود در دیار کفر، آیا اجازه دارد مردم را به خدا دعوت کند؟
کمیل گفت: شما بهتر میدانید.
فرمود: نه، اجازه چنین کاری را ندارد، مگر اینکه از جانب خداوند به او اذن داده شود.
لذا گفتیم آیه قرآن میفرماید:
«أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ»؛ از روی بصیرت به سوی خدا دعوت میکنم. «دَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ»؛ دعوتکننده به سوی خدا به اذن اوست.
▪️برای دعوت به سوی خدا اذن میخواهد؛ چون تو که خدا
را ندیدهای، به سوی چه چیزی میخواهی دعوت کنی؟
اگر پیامبر دعوت میکند، میگوید: خدا را دیدم، خدا را شهود کردهام.
▪️ شهود خداوند چگونه است؟
حقایق توحید مراتبی دارد،(توحید افعالی، توحید ذاتی، توحید اسمائی)
مراتب این توحید یعنی این نیست که بگویی: یک خدایی هست، دعوت کنیم به سوی خدا.
ولی اینکه بگویی من مردم را به خدا دعوت کنم، اذن میخواهد؛ چون بصیرت میخواهد.
▪️«أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی»؛ من و کسی که از من تبعیت میکند.
حتی نگفت «مَنِ»؛ من و کسانی که از من تبعیت میکنند.
مفرد آورده است: «وَمَنِ اتَّبَعَنِی»؛ و کسی که از من تبعیت میکند.
▪️پس یادمان باشد، رسول خدا( ص) یک کسی مثل من وشما نیست
وهابیها، میگویند پیامبر خدا یک کسی مثل من و شما بود.
▪️این را علامه عسکری، رضوان خدا بر ایشان باد، در بعضی از کتابهایشان، به عنوان خاطره نقل کردهاند. میگویند:
با اتوبوس میرفتیم مکه. در یکی از شهرهای سنینشین، اتوبوس توقف کرد. برای نماز به مسجد رفتیم. یک شیخ وهابی سخنرانی میکرد و مطالبی را به شیعه نسبت میداد و بعد میگفت: پیامبر کسی مثل من و شما بود.
جبرئیل وحی نازل کرد و گفت: اینها را بگو. گفت: مرد، تمام شد و رفت.
بعد یک نفر بلند شد و گفت: آقا، رسول خداص تا آسمان هفتم عروج کرد؛ تو تا بالای پشتبام خانهتان میتوانی بروی؟ رسول خدا مثل من و تو بود؟
▪️«أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ»؛ از روی بصیرت و شهود دارد به سوی خدا دعوت میکند، نه اینکه چیزی را فکر کرده باشد.
و اینجا را وقتی داشته باشیم، حضرت آقا، علامه آقاجان، فرمود: در قرآن چقدر آیه داریم که «قُلْ»؛ بگو، «تَعَالَوْا»؛ بالا بیایید.
«تعالوا» یعنی بیایید؛ منتها کسی که بالا ایستاده و به دیگران میخواهد بگوید بیایید، میگوید: تعالوا.
▪️پیامبر نمیگوید: با هم برویم بالای کوه. پیامبر اکرم ص بر قله ایستاده، قله انسانیت، و میگوید: شما هم بیایید به طرف من.
▪️فرمود: «ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَالْأَوْصِیَاءُ بَعْدَهُمْ.»
یعنی شامل همه نمیشود. اینکه امام هر زمان اصلاً برای چیست؟ «أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ».
احکام نماز را بخوانید، میدانید احکام ما و اهل سنت و معتزله و اشاعره و همه، تقریباً مثل هم است. حالا یکی دستش را اینگونه میکند، یکی دستش را باز میکند. مسئله، دعوا سر اینها نیست؛ مسئله سر آن اتصال به ملکوت است.
▪️امام غایب برای چیست؟
برای «عَلَىٰ بَصِیرَةٍ»؛ امامی داریم که متصل به ملکوت است و به واسطه او به سوی خدا دعوت میشویم.
آنهایی که امام ندارند، یعنی اتصال به ملکوت ندارند.
⬅️روایت( ۶۷)
⤴️سالم حناط گوید: از امام باقر علیه السلام این قول خداى عزوجل را پرسیدم: (((و هر کس از مؤمنین که در آنجا بود، بیرونش بردیم، زیرا در آنجا جز یک خانواده از مطیعان نیافتیم 35 سوره 51 -)))امام باقر علیه السلام فرمود: در آن خانواده کسى جز آل محمد باقى نماند.
▪️شرح آیه شریفه در بیان داستان قوم لوط است که همگى در کفر و طغیان سرکشى کردند و به عذاب خدا گرفتار شدند، غیر از خانواده جناب لوط ع. امام باقر ع در این روایت خانواده آل محمد را هم از نظر ایمان و تقوى مانند خانواده لوط دانسته و از اهل عذاب خارج کرده است، زیرا داستانهاى قرآن تنها از نظر یادآورى و عبرت گرفتن امت اسلامى بیان مىشود و بسا مواردى که از آن داستان با این امت نطق مىشود، زیرا همانطور که خانواده لوط از آن جناب پیروى کرده و بسبب ایمان و تقواى خود از عذاب رستند، خاندان پیغمبر اسلام هم که ائمه معصوم هستند از آن حضرت پیروى کرده و ایمان و تقوى را به درجه کامل دارا گشتند
⤴️شرح روایت
سالم حناط میگوید: از امام باقر علیه السلام درباره این آیه قرآن سؤال کردم که:
«فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ * فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ»؛ هر کس از مؤمنان را که در آنجا بود بیرون کردیم؛ پس در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم. (سوره ذاریات، آیات ۳۵ و ۳۶)
حالا این آیه در چه موردی است؟
در مورد داستان حضرت لوط ع
میدانید فرشتگان، یا مأمورانی که برای عذاب قوم لوط رفته بودند ـ چون اینکه اینها فرشته بودند یا فرشته نبودند، بحثی است که باید در جای خودش مطرح شود و حالا موقعش نیست ـ قبل از اینکه برای عذاب قوم لوط بروند، نزد حضرت ابراهیم علیه السلام آمدند.
«هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ»؛ آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟
(سوره ذاریات، آیه ۲۴)
بحث مهمانهای گرامی ابراهیم است که به ایشان بشارت دادند.
بشارت چه؟ بشارت اسحاق؛ به ایشان بشارت اسحاق علیه السلام را دادند، در حالی که همسرش نازا بود و خودش هم پیرمرد بود. بعد گفتند:
«إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ»؛ ما مأموریم برای قوم لوط.
ما مأموریم که قوم لوط را عذاب کنیم.
حضرت ابراهیم شروع کرد به شفاعت کردن که آنجا لوط هست.
فرمودند: ما میدانیم؛
بعد حضرت ابراهیم ع در بعضی از روایات آمده و در خود تورات هم این داستان آمده است، گفت: آیا اگر مؤمن آنجا باشد، مؤمنینی باشند، باز عذاب میکنید؟ مثلاً اگر ده خانوار مؤمن باشند؟ گفتند: نه، اگر ده خانوار مؤمن باشند، عذاب نمیکنیم. گفت: اگر پنج تا باشد، چه؟ گفتند: اگر پنج خانه هم باشد عذاب نمیکنیم.
گفتند: اگر سه تا باشد چه؟
گفتند: اگر سه تا هم باشد، عذاب نمیکنیم.
▪️آیه قرآن چه میفرماید؟
«فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ»؛
▪️امام باقر علیه السلام فرمود: آل محمد؛ یعنی جز آل محمد، مسلمانی نیست.
⬅️روایت
«ارتد الناس بعد رسول الله إلا أربعة»؛ بعد از رسول خدا همه مرتد شدند، جز چهار نفر: سلمان، ابوذر، مقداد و عمار.
در روایت دیگری میفرمودند: بعد از امام حسین ع جز سه نفر باقی نماندند؛ چون شهدای کربلا هفتاد و دو نفر به شهادت رسیدند و بعد از ایشان جز سه نفر باقی نماندند.
یعنی آن کسانی که بر دین حقیقی اسلام بودند و مؤمن بودند. اینکه در شناسنامهشان مسلمان باشد و اینها، مسئله دیگری است؛ اما آنهایی که مؤمن بودند و پذیرفته شده بودند، بعد از امام حسین علیه السلام سه نفر بودند.
▪️درباره امام سجاد علیه السلام روایتی داریم که میفرمود: در تمام مکه و مدینه، ما بیست نفر محب نداریم؛ محب، نه شیعه. در تمام مکه و مدینه که پایتخت معنوی اسلام بود، بیست نفر محب نداریم.
⬅️ روایت ۶۸
⤴️امام باقر علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((و چون عذاب را نزدیک بینند، چهره کافران زشت و بدریخت شود و به آنها گویند: این همانست که آن را طلب مىکردید 27 سروه 67 -))) فرمود: این آیه درباره امیرالمؤمنین و آن اصحابش نازل شده که کردند آنچه کردند (مانند طلحه و زبیر و خوارج و امثال آنها) آنها (در قیامت) مىبینند که امیرالمؤمنین در مقامىست که همه بحالش غبطه مىبرند، پس چهرههاى ایشان زشت شود و به آنها گفته شود (((این همانست که آن را مىخواستید))) همان کسى که نامش را بخود مىبستید (یعنى لقب امیرالمؤمنین که مختص به او بود به خود مىبستید).
شرح :
بیشتر تفاسیر مقصود از ضمیر در کلمه رأوه را عذاب دانستهاند چنانکه در ترجمه بیان کردیم ولى طبق تفسیرى که از اعمش نقل شده و در این روایت هم بیان شد، مقصود از آن مقام قرب على بن ابیطالب علیهالسلام است.
↩️شرح حدیث:
فرمود : وقتی آن را از نزدیک دیدند صورت کافران زشت و سیاه می گردد وقتی او را ببینند صورتشون زشت و سیاه
می شود چهره هاشون به هم می ریزد و گفته می شود این است آنچه تدعون می خواندید ادعا می کردید تقاضا
می کردید ! چی را؟ می بینند چهره هاشون به هم می ریزد
و می گویند این است آنچه را تدعون می خواندید ادعا
می کردید
امام باید تفسیر کند؛ فرمود: این در مورد آقاجان امیرالمومنین ع و اصحاب است نه اون اصحاب خاص را
نمی گوید یعنی هم صحبتان ایشان همون کسایی که چه ظلم هایی کردند به امیرالمومنین ع چه خیانتهایی که کردند چی می شود ؟ می بینند که امیرالمومنین ع در عاقبت از غبطه می آید جایی که همه بهش غبطه می خورند در مکانیست که همه حسرتش را می خورند.
لذا اینها چهره هاشون زشت می شود وقتی مقام امیرالمومنین ع را انطرف می بینند و به آنها گفته می شود
این همون چیزی بود که شما آن را ادعا میکردید، یا آن را تقاضا میکردید و میخواستید به خلافت برسید و به جای ایشان قرار بگیرید.
▪️«الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ»؛ این همان کسی است که نام او را به خودتان میبستید. این مقام است.
▪️حالا مقام چیست؟
یکی از آن مقامها که شاید اشاره به این داشته باشد، در ذیل این آیه است:
▪️«وَیُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا»؛ و در برابر صبری که کردند، غرفه به آنان پاداش داده میشود. (سوره فرقان، آیه ۷۵)
▪️در ذیل این آیه، سلمان به آقاجان، امیرالمؤمنین ع عرض کرد: من در ذیل این آیه حدیثی از رسول خدا ص شنیدهام که این آیه درباره شماست.
امیرالمؤمنین فرمود: خودم هم آن را شنیدهام؛ ولی بگو، تو بگو.
سلمان گفت: رسول خدا فرمود: غرفهای است؛ غرفه یعنی جایی که اشراف دارد و دیگران از آنجا دیده میشوند.
▪️بله، دوستان شاد و دشمنان غمگین؛ دوستان از آن مقام لذت میبرند.
▪️امیرالمؤمنین علیه السلام؛ دشمنانش غمگین میشوند و چهرههایشان سیاه میشود.
▪ح️افظ، البته ظاهراً در مورد معراج رسول خدا ص بیتی دارد که اینجا، آنجا که میفرماید همه اهل آسمان و زمین به پا میایستند، میتوان به آن اشاره کرد:
«مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت
به تماشای تو غوغای قیامت برخاست»
⬅️روایت ۶۹ – شاهد و مشهود
⤴️امام صادق علیه السلام درباره قول خداى تعالى: (((و شاهد و مشهود3 سوره 85 -) فرمود: پیغمبر صلى اللّه علیه وآله و امیرالمؤمنین است. (یعنى پیغمبر بامامت على علیه السلام گواهى داد و على علیه السلام مورد گواهى آنحضرت قرار گرفت.
↩️شرح حدیث :
قوله تعالی: «وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ».»
از امام صادق علیه السلام درباره این آیه پرسیدند.
سوره بروج.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ –
۲ وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ –
۳ وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ
-۴ قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ –
۵ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ –
۶إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ-
۷ وَهُمْ عَلَىٰ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ-
۸وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ-
▪️«هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ»؛
آیا داستان لشکریان به تو رسیده است؟ لشکریان فرعون و ثمود.
▪️گفتیم این سوره در مورد شهادت امام حسین علیه السلام است؛ منتها باید تفسیر شود و باز شود تا ببینیم چگونه با امام حسین علیه السلام ارتباط دارد
▪️ نکته در این سوره، بسیار درباره شهید و شاهد و مشهود بحث شده است:
▪️«وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ»، «قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ»، «النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ»، «إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ»، «وَهُمْ عَلَىٰ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ».
.
▪️ میفرماید:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ»؛
قسم به آسمانی که دارای برجهاست.
بروج است؛ برجهاست که در روایت داریم:
آسمان، رسول الله (ص) است و بروج آسمان، اوصیای ایشان هستند.
▪️«وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ»؛ قسم به روز وعده دادهشده.
▪️«وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ»؛ قسم به شاهد و مشهود.
▪️شاهد و مشهود یعنی چه؟
اینجا میفرمود: «النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ»؛ یعنی شاهد و مشهود، آقا رسول خدا ص و امیرالمؤمنین ع هستند.
▪️ایا برای این سخنتان دلیلی دارید؟ از قرآن؟ بله.
▪️شاهد کیست؟ رسول خدا ص- از کجا میگویید؟
▪️«إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا»؛ ما تو را فرستادیم
در حالی که شاهد و بشارتدهنده و بیمدهنده هستی.
(سوره فتح، آیه ۸)
▪️پس شاهد کیست؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم.
جناب حافظ می فرماید
«یک جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم»
جهان فانی و باقی، یعنی دنیا و آخرت، فدای شاهد و ساقی.
شاهد کیست؟ رسول خدا ص
ساقی کیست؟ امیرالمؤمنین ع که ساقی کوثر است.
«فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم.»
سلطنت بر عالم، طفیل عشق است؛ طفیلی عشق به اولیاست.
▪️پس «وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ»؛ شاهد، رسول خدا (ص) است و مشهود، امیرالمؤمنین ع
⬅️ روایت(70) – بانگ توحید
⤴️عمر حلال گوید: از حضرت ابوالحسن علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((پس بانگ زنى میان آنها بانگ لعنت خدا برستمگران باد 44 سوره 7 -))) پرسیدم فرمود: بانگ زن امیرالمؤمنین علیه السلام است.
↩️شرح حدیث :
احمد بن عمر حلال میگوید: از حضرت ابوالحسن درباره قول خداوند تبارک و تعالی سؤال کردم:
«فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ»؛ و آوازدهندهای در میان آنان بانگ میزند.
ابوالحسن، اینجا کدام امام منظور است؟ چون چند نفر از امامان ما لقب ابوالحسن داشتهاند. احمد بن عمر حلال، به اصطلاح از اصحاب کدامیک از ائمه بوده است که حالا ممکن است امام رضا علیه السلام باشد.
از امام رضا علیه السلام درباره قول خداوند تبارک و تعالی پرسید:
«فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ»؛ یعنی آوازدهندهای در میان آنان بانگ میزند.
مؤذن اصلاً یعنی چه؟ آوازدهنده.
فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ»؛ مؤذنی در میان آنان بانگ میزند؛ بانگزنندهای در میان آنان بانگ میزند که
«أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»؛ آگاه باشید که لعنت خداوند بر ستمکاران است.
قال: «الْمُؤَذِّنُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ».
فرمود: مؤذن، امیرالمؤمنین علیه السلام است.
یعنی این مؤذن، آقاجان امیرالمؤمنین علیه السلام است که بانگ توحید را سر میدهد.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به ظاهر خلیفه مسلمانان بود. وقتی به خلافت رسید، در کوفه چه کسی اذان میگفت؟ امیرالمؤمنین علیه السلام.
آقاجان امیرالمؤمنین خودش اذان میگفت. میرفت بالای مأذنه و صدای اذان سر میداد؛ چون اعلامکننده توحید، امیرالمؤمنین علیه السلام است.
▪️وقتی میخواهید نماز بخوانید، حتماً برای نمازتان اذان و اقامه بگویید. برای نمازتان اذان و اقامه بگویید؛ آثار بسیار زیادی دارد.
⬅️در روایت داریم وقتی کسی اذان و اقامه میگوید، دو صف از فرشتگان پشت سر او به نماز میایستند. نماز فرادا میشود جماعت؛ فرادا میشود جماعت، وقتی اذان و اقامه میگوید.
▪پ️س همانگونه که اعلان توحید با امیرالمؤمنین ع است، آنجا هم که بانگ لعنت بر ظالمان است، امیرالمؤمنین ع بانگ میزند:
«أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»؛ آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران است.
او لعنت میکند؛ یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام چه کار میکند؟ لعنت میکند.
بانگ لعنت را امیرالمؤمنین علیه السلام بر ظالمان سر میدهد.
▪️آیه قرآن، یک اشارهای کنیم:
▪️«وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»؛ و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت و گفته شد: دور باد قوم ستمکار. (سوره هود، آیه ۴۴)
▪️این را توضیح بدهیم؛
در قرآن، داستان حضرت نوح علیه السلام چند بار آمده است؟ چند بار داستان حضرت نوح علیه السلام آمده است؟
اما عاقبتش چه میشود؟ بعد از طوفان فقط یک جا آمده است. در سوره هود؛
وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»؛
کشتی نوح بر جودی قرار گرفت و گفته شد: مرگ باد بر قوم ستمگر. (سوره هود، آیه ۴۴)
⬅️روایت داریم که این در مورد سفیانی است. کشتی اهل بیت مگر نگفت:
«مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ رَکِبَهَا نَجَا»؟
این کشتی بر کجا مینشیند؟ بر جودی مینشیند. وقتی قرار میگیرد، مرگ بر قوم ستمکار اعلام میشود. ستمکار کیست؟ سفیانی.
.▪️اینجا میفرماید:
▪️ «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»؛ پس ندا دهندهای در میان آنان ندا میدهد که لعنت خدا بر ستمکاران است. (سوره اعراف، آیه ۴۴)
این را کنار آیات قرآن بگذارید و فکر کنید. آیه قرآن میفرماید:
«أُولَٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»؛ اینان کسانیاند که خدا آنان را لعنت میکند و لعنتکنندگان نیز آنان را لعنت میکنند. (سوره بقره، آیه ۱۵۹)
اینها کسانیاند که خدا لعنتشان میکند و لعنتکنندگان نیز آنان را لعنت میکنند. آقا، لعنتکنندگان چه کسانیاند؟ کیست؟ امیرالمومنین.
«فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ»؛ یکی از لعنتکنندگان، که قرآن میفرماید، آقاجانمان امیرالمومنین است.
⬅️روایت۷۱ – صراط الحمید
⤴️امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((بگفتار خوب هدایت شدند و براه ستوده هدایت یافتند 24 سوره 22- فرمود: اینها حمزه و عبیده و سلمان و ابوذر و مقداد بن اسود و عمار هستند که بامیرالمؤمنین علیه السلام هدایت یافتند.
و قول خداى تعالى:(((خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل شما بیاراست (مقصود از ایمان امیرالمؤمنین است) و کفر و فسق و نافرمانى را مکروه شما کرد 7 سوره 49 -))) مقصود اولى و دومى و سومى است (پس امیرالمؤمنین علیه السلام بواسطه قوت و شدت ایمانش، گویا عین ایمان شده و همچنین غاصبین خلافت عین کفر و فسق و عصیانند).
↩️شرح حدیث :
در مورد این قول خدای تعالی:
وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَاطِ الْحَمِیدِ»؛
به سوی گفتار پاکیزه هدایت شدند و به سوی راه ستوده هدایت شدند. (سوره حج، آیه ۲۴)
یعنی چه؟ به سوی گفتار پاکیزه هدایت شدند و به سوی صراط ستوده، ستایششده و ستایشگر.
▪️«طیب» یعنی چه؟ پاکیزه.
آن چیزی که از شدت تمیزی بوی خوش میدهد، میشود «طیب»
▪️«وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ»؛ به گفتار پاکیزه هدایت شدند. گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک.
▪️«وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ»؛ گفتار نیک؛ «الطیب من القول» کافی است، نه؟ «وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِیدِ»؛ و به سوی صراط حمید هدایت شدند.
▪️صراط یعنی راه.، صراط، تک راه و نزدیکترین راه است و تنها نزدیکترین، فقط یکی میشود.
▪️«حمید» هم معنای فاعلی دارد و هم معنای مفعولی؛ یعنی راه ستایششده و ستایشگر.
▪️پس هم در گفتار به طیب و پاکی رسیدند و هم در رفتار، به صراط حمید.
▪️ حالا اینها چه کسانی هستند؟ هم به گفتار نیکو رسیدند و هم به کردار نیکو و راه نیکو.
قال ؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «ذَاکَ»؛ اینها چه کسانی هستند؟ حمزه و جعفر و عبیده و سلمان و ابوذر و مقداد بن اسود و عمار.
«هُدُوا إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛ اینها چه کسانی بودند؟ حمزه و جعفر و عبیده و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار، که به سوی امیرالمومنین ع هدایت شدند.
▪️اینها فامیل رسول خدا ص و امیرالمومنین ع بودند، ولی مومن به ولایت امیرالمومنین بودند؛ مومن بودند به ولایت امیرالمومنین ع
▪️«وَقَوْلُهُ»؛ و این گفتار خداوند در سوره حجرات:
حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ»؛ ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهای شما زینت کرد.
(سوره حجرات، آیه ۷)
▪️ محبوب شما کرد ایمان را یعنی چه؟ ایمان چیست؟ میفرمود: یعنی امیرالمومنین؛ یعنی امیرالمومنین ع را محبوب شما قرار داد و او را در قلبهای شما زینت کرد.
این کار خدا بود.
و محبوب شما کرد ایمان را؛ ایمان به چه؟ ایمان به چه را؟ ایمان به جبت و طاغوت را نه؛ ایمان به امیرالمومنین ع را.
«وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ»؛
و کفر و فسوق و عصیان را برای شما ناخوشایند قرار داد. (سوره حجرات، آیه ۷)
▪️اینها چه کسانی هستند؟ اولی و دومی و سومیاند؛ لعنت الله علیهم. مجمع کفر و فسوق و عصیان،
▪️محبوب شما قرار داد امیرالمومنین ع را و زینت کرد در قلوبتان، و مکروه شما قرار داد، مورد اکراه شما قرار داد، کفر و فسوق و عصیان را که اولی و دومی و سومی باشند.
▪️از قضا، شیعه اصلا به همین شناخته میشود. یعنی شما بروید تعریف شیعه را بخوانید در کتابهای اهل سنت. وقتی میخواهند شیعه را تعریف کنند، چه میگویند؟ میگویند کسانی که امیرالمومنین ع را مقدم بدارند و از سه تای اول بیزاری بجویند، اینها میشوند رافضی. به تعبیری که آنها میکنند! که اصلا علامت تشیع به همین است.
امروز زندهام به ولای تو یا علی
فردا به روح پاک امامان گواه
پایان جلسه(الحمدلله علی الولایه)
دانلود فایل صوتی