بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، الصلوة و السلام علی سَیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا، العبد الموید الرسول المُسدد، المحمود الاحمد، اَبیالقاسم المصطفی محمد (ص
📆 پنج شنبه ۱۴۰۵/۷/۲۳-درس اصول کافی،جلد دوم
🧿موضوع: باب نکته ها و برگزیده هایئست از قرآن در باره ولایت
8️⃣ خلاصه درس در این بحث می پردازد به تفسیر ایات قران که بطن انها ولایت امیرالمومنین ع است ويَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا»یعنی: «نعمت خدا را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند. که انکار ولایت امیرالمومنین است، اینکه امامان ما در روی زمین با نرمی راه می روند با خشوع، و اینکه رسولخدا اصل درخت و ریشه ان امیرالمومنین ع است،
(مقدمه) میلاد حضرت زینب (س)
▪️از آنجا که به روایتی شب میلاد حضرت زینب سلام الله علیها است،
➖ شرح حال حضرت زینب (س)
▪️حضرت زینب سلام الله علیها فرزند امیرالمؤمنین ع و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بودند. حضرت فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین دو پسر داشتند که امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند و پشت سر یکدیگر به دنیا آمدند. پس از آنها، حضرت زینب س) و به روایتی، امکلثوم قرار داشتند. برخی نیز گفتهاند که آن حضرت دختر دیگری هم داشتهاند و برخی دیگر این مطلب را نپذیرفتهاند. بعضی از روایات نیز تنها از حضرت زینب س) نام بردهاند؛ یعنی گفتهاند که امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا دو پسر و یک دختر، یعنی حضرت زینب س داشتند. در این زمینه اختلاف روایت وجود دارد.
▪️سن حضرت زینب س نیز به سن امام حسین ع) نزدیک بود. امام حسین )ع) در واقعه کربلا، در پنجاه و هفت سالگی به شهادت رسیدند. حضرت زینب س) حدود دو سال از امام حسین علیه السلام کوچکتر بودند؛ بنابراین، در واقعه کربلا حدود پنجاه و پنج سال داشتند.
▪️درباره مدت زندگی ایشان پس از واقعه کربلا نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفتهاند یک سال و برخی دیگر چهار سال پس از واقعه کربلا زندگی کردند. در هر صورت، مدت زیادی پس از آن واقعه زندگی نکردند.
▪️حضرت زینب س) دارای کمالات فراوانی بودند. برای مثال، در زمانی که امیرالمؤمنین ع) در کوفه حضور داشتند، آن حضرت برای بانوان کلاس تفسیر قرآن برگزار میکردند و به آنان تفسیر قرآن آموزش میدادند. بهویژه اینکه مردم کوفه بسیار اهل قرآن بودند. حضرت زینب س) برای بانوان جلسات تفسیر قرآن داشتند؛ همانگونه که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مدینه برای بانوان کلاس و جلسه برگزار میکردند.
▪️هنگامی که حضرت فاطمه زهرا س) در مدینه بودند، بسیاری از زنان مدینه به محضر ایشان میرفتند و از آن حضرت کسب علم میکردند؛ هرچند به دلیل فضای سیاسی حاکم پس از رحلت رسول خدا ص) و به دست گرفتن خلافت از سوی غاصبان، بسیاری از این مطالب پوشیده ماند. بر این مطالب سرپوش گذاشته شد و کمتر به دست ما رسیده است. .
.
▪️در زمینه علم و دانش ایشان، همین بس که حضرت سجاد علیه السلام درباره آن حضرت فرمودند:
«أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ، فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ.»
یعنی: «تو، به حمد خدا، عالمی هستی که کسی به تو تعلیم نداده است و فهمیدهای هستی که کسی تو را تفهیم نکرده است.»
این سخن نشان میدهد که حضرت زینب سلام الله علیها دارای علوم باطنی بودند؛ بدون اینکه کسی به ایشان تعلیم دهد، میدانستند و بدون اینکه کسی مطلبی را برایشان توضیح دهد، آن را درک میکردند.
▪️درباره عبادت ایشان نیز، یکی از القاب حضرت زینب س) «عابده آل علی» است؛ یعنی عابده خاندان امیرالمؤمنین ع). ایشان تا آنجا اهل عبادت بودند که در روایت آمده است حتی در شب یازدهم محرم، با وجود آن مصیبت عظیم، نماز شبشان ترک نشد.
▪️شیعیان به کثرت نماز و زیاد نماز خواندن شناخته میشدند.
▪️اما درباره حضرت زینب س)، نکتهای که مطرح است، محل دفن ایشان است. قبر حضرت زینب سلام الله علیها کجاست؟ آیا مکانی که امروزه در شام به عنوان قبر آن حضرت شناخته میشود، واقعاً محل دفن ایشان است؟
در کتابها چند مکان را به عنوان محل دفن حضرت زینب س) ذکر کردهاند. یکی از آنها همین مکان در شام است؛ البته درباره همین مکان نیز اختلاف نظر وجود دارد. مسئله این است که در برخی منابع، نام امکلثوم آمده است، نه حضرت زینب سلام الله علیها. بعضیها گفتهاند که محل دفن ایشان در مصر است و در آنجا نیز مکانی به نام مقام حضرت زینب وجود دارد. برخی دیگر گفتهاند که قبر ایشان در قبرستان بقیع است. عدهای نیز مکانی در عراق را به عنوان محل دفن ایشان ذکر کردهاند؛ اما هیچیک از این اقوال به اندازهای معتبر نیست که انسان بتواند با اطمینان به آن اعتماد کند.
➖نقل داستان
سالهای زیادی پیش، شاید حدود بیست سال پیش، به سوریه مشرف شده بودیم. آنجا منزلی اجاره کرده بودیم که نزدیک مقبره حضرت رقیه س) بود. من هر روز به زیارت حضرت رقیه سلام الله علیها میرفتم؛ اما مقبره حضرت زینب سلام الله علیها از محل اقامت ما فاصله داشت و باید با ماشین به آنجا میرفتیم.
یک شب متوسل شدم و پرسیدم که آیا اینجا واقعاً محل دفن حضرت زینب سلام الله علیها است یا نه. آنجا عرض کردم که حتی اگر این مکان، مقبره حضرت زینب س) هم نباشد، به احترام اینکه به نام ایشان است، یک بار به زیارت آن میروم.
به من گفته شد که همانگونه که قبر حضرت فاطمه س) پنهان است، محل دفن سر مطهر امام حسین علیه السلام نیز پنهان است و محل دفن حضرت زینب س) علیها هم پنهان است.
➖اصول کافی➖
روایت (۷۷)
⤴️امام صادق از پدرش و او از جدش علیهم السلام نقل میکند که راجع بقول خداى عزوجل: (((نعمت خدا را میشناسند و انکار میکنند 83 سوره 16-))) فرمود: چون آیه (((سرپرست شما فقط خداست و پیغمبر و کسانیکه ایمان دارند، همانها که نماز گزارند و در حالت رکوع زکاة دهند 55 سوره 5 -))) نازل شد، جمعى از اصحاب رسولخدا صلى اللّه علیه وآله در مسجد مدینه انجمن کردند، بعضى از آنها ببعض دیگر گفتند: درباره این آیه چه میگوئید؟ بعضى گفتند: اگر این آیه را انکار کنیم، آیات دیگر را هم انکار کردهایم، و اگر باین آیه ایمان آوریم (و آنرا بپذیریم) این خود خوارى ماست، زیرا پسر ابیطالب بر ما مسلط مىشود، پس گفتند: ما یقین داریم که محمد در آنچه مىگوید، راستگوست، ولى ما از او پیروى مىکنیم و از على نسبت بآنچه دستورمان مىدهد فرمان نمىبریم. آنگاه این آیه نازل شد: (((نعمت خدا را مىشناسند و باز انکار مىکنند))) یعنى ولایت على بن ابیطالب را مىشناسند، ولى بیشترشان نسبت بولایت کافرند.
↩️شرح حدیث:
حضرت درباره این آیه قرآن فرمودند:«يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا»یعنی: «نعمت خدا را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند.»
▪️این آیه قرآن است و میفرماید که نعمت خدا را میشناسند، اما بعد آن را انکار میکنند. سؤال این است که این نعمت چیست که آن را میشناسند، ولی انکار میکنند؟
▪️ـآن حضرت فرمودند: هنگامی که این آیه نازل شد:
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»
▪️یعنی: «ولی شما تنها خدا و پیامبر او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند؛ همان کسانی که نماز را برپا میدارند و در حالی که در رکوع هستند، زکات میدهند.»
⤴️ـاین آیه ولایت است. خداوند میفرماید که ولی شما تنها خدا، رسول او و کسانی هستند که ایمان آوردهاند؛ کسانی که نماز را برپا میدارند و در حالی که در رکوع هستند، زکات میدهند.
▪️میدانیم که این شخص چه کسی است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام. شیعه و اهل سنت نیز روایت کردهاند که این آیه درباره امیرالمؤمنین ع) نازل شده است؛ همان کسی که در حال رکوع، انگشتر خود را به فقیر داد.
▪️سپس امام علیه السلام فرمودند که پس از این ماجرا،
این آیه نازل شد:
«يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَایعنی: «نعمت خدا را میشناسند، سپس آن را انکار میکنند.»
▪️منظور این است که نعمت خدا را میشناسند، اما آن را انکار میکنند. چنین نبود که ندانند؛ رسول خدا ص) از آنان پیمان گرفته و بیعت گرفته بود. این بیعت فقط در غدیر خم نبود، بلکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در موارد دیگری نیز بهصورت خصوصی از بسیاری از افراد بیعت گرفته بودند.
▪️سپس امام ع) فرمودند که منظور از عبارت «يَعْرِفُونَ» شناخت ولایت علی بن ابیطالب ع) است؛ یعنی آنان ولایت امیرالمؤمنین ع) را میشناسند، اما آن را انکار میکنند.
در ادامه آیه آمده است:«وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ» یعنی: «و بیشتر آنان کافرند.»
منظور، کفر ورزیدن به ولایت است؛ یعنی بیشتر آنان ولایت را انکار کردند.
روایت (۷۸)
⤴️سلام گوید: از امام باقر علیه السلام این قول خداى تعالى را پرسیدم: (((کسانیکه بر زمین آهسته راه مىروند 63 سوره 25 -))) فرمود: ایشان اوصیاء هستند که از بیم دشمنشان (آهسته راه مىروند).
↩️شرح حدیث :
درباره این سخن خداوند پرسیدم:
▪️«وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»یعنی: «و بندگان خدای رحمان کسانی هستند که با فروتنی بر زمین راه میروند.»
▪️ـپرسیدم که منظور از کسانی که با نرمی و فروتنی بر زمین راه میروند، چیست؟ یعنی با خضوع و خشوع راه میروند؛ اما این عبارت چه معنایی دارد؟
امام باقر علیه السلام فرمودند: «آنان اوصیای پیامبران هستند که از ترس دشمنان خود، با نرمی بر زمین راه میروند.»
▪️در اینجا نکته بسیار دقیقی وجود دارد. منظور از اینکه اوصیای پیامبران با نرمی بر زمین راه میروند، چیست؟ اوصیای پیامبران همان ائمه هدی علیهم السلام هستند که در زمان ما نیز مصداق این مقام به شمار میروند.
▪️امامان ما بارها فرمودهاند که هنوز وقت حکومت ما فرا نرسیده است و کسی از خاندان ما که حکومت خواهد کرد، حضرت مهدی عج است.
▪️هرکس از خاندان ما، یعنی از سادات، قیام کند و برای برپایی عدالت و مبارزه با ظلم قیام کند، بلایا او را از پا درمیآورند و قیام او تنها موجب افزایش گرفتاریهای ما و شیعیانمان خواهد شد.
روایت( ۷۹)
⤴️اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السلام راجع بقول خداى تعالى: (((مرا و پدر و مادرت را سپاسگزارى کن و سرانجام بسوى منست 14 سوره 31-))) پرسید، حضرت فرمود: پدر و مارى که خدا سپاسگزارى ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را (پس از مرگ خود) به ارث گذارند و مردم به اطاعتشان مأمورند. و خدا پس از آن فرماید: (((سرانجام بسوى منست))) سرانجام بندگان بسوى خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند.
سپس خدا روى سخن را متوجه پسر خنتمه و رفیقش نموده (یعنى عمر و ابوبکر، زیرا خنتمه نام مادر عمر است) و نسبت بخاص و عام (پیغمبر و سایر مردم) فرموده است: (((و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آورى، یعنى از پیش خود درباره وصىات سخنى گوئى و از آنکه دستور گوئى و از آنکه دستور اطاعتش دارى بر گردى از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو.
سپس روى سخن را متوجه پدر و مادر نموده و فرموده است: (((در دنیا به نیکى همدمشان باش))) یعنى فضیلت آنها را بمردم بشناسان و بروش آنها دعوت کن، و همین است معنى قول خدا (((و راه کسى را که سوى من بازگشته پیروى کن، سپس بازگشت شما سوى من است))) پس فرمود: اول بسوى خدا و سپس بسوى ماست. از خدا پروا کنید و نافرمانى این پدر و مادر نکنید، زیرا خرسندى آنها خرسندى خدا، و خشمشان خشم خداست.
شرح تفسیر و ظاهر آیه شریفه درباره سفارش نسبت به پدر و مادر جسمانى و سپاسگزارى از آنها و خوشرفتارى با ایشانست، ولى تأویل آیه چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام بیان مىفرماید، بر پدران روحانى که پیغمبر و اوصیاء آنحضرت باشند، منطبق مىشود، لیکن تطبیق مىشود، لیکن جزئیاتش چنان که مرحوم مجلسى مىگوید: از غریبترین تأویلاتست و بر فرض صدورش از امیرالمؤمنین علیه السلام از بطون عمیقه است و از ظاهر معنى لفظ بسیار دور است و کسى آنرا داند که خود فرموده است.
↩️شرح حدیث :
أَصبغ بن نباته از شیعیان امیرالمؤمنین ع) بود. او نیز پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، مدتها در اختفا به سر میبرد. أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین ع) درباره این آیه پرسید. این روایت مقداری پیچیدگی دارد. آیه درباره شکرگزاری از پدر و مادر است؛ اما در اینجا، امیرالمؤمنین ع) آیه را به پدر و مادر باطنی تأویل میکنند که مقصود از آنها رسول خدا ص) و امیرالمؤمنین ع) است.
البته تمام روایت نقل نشده است؛ زیرا برخی قسمتهای آن بسیار دشوار است و به نظر میرسد راوی، روایت را بهصورت مختصر نقل کرده باشد. علامه مجلسی میفرماید که این روایت از بطون قرآن است
و امام خود بهتر میداند که مقصود از آیه چیست.
▪️ راوی میگوید: از امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره این
آیه پرسیدم:
«أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ»؛
«که شکرگزار من و پدر و مادرت باش؛ بازگشت به سوی من است.»
خداوند میفرماید: «شکرگزار من باش و از پدر و مادرت نیز سپاسگزاری کن؛ زیرا بازگشت به سوی من است.»
بازگشت به سوی من است. امیرالمؤمنین ع) فرمودند: «الوالدان اللذان أوجب الله لهما الشکر»؛ یعنی آن
دو پدر و مادری که خداوند شکرگزاری از آنها را واجب کرده است.
▪️این عبارت در ظاهر، به پدر و مادر ظاهری اشاره دارد. سپس میفرمایند: «هما اللذان ولّدا العلم وورّثا الحکم»؛ آن دو کسانی هستند که علم را پدید آوردهاند و حکمت را به ارث گذاشتهاند. چه کسانی علم و حکمت را برای تو به ارمغان آوردهاند؟ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام.
«وعمّر الناس بطاعتهما»؛ مردم به اطاعت از آن دو آباد و مأمور شدهاند.
▪️در حدیثی نیز داریم که رسول خدا ص) فرمودند: «أنا وعلي أبوا هذه الأمة»؛ من و علی، پدران این امت هستیم.
▪️سپس خداوند میفرماید: «إِلَيَّ الْمَصِيرُ»؛ بازگشت به سوی من است. مسیر بندگان به سوی خداوند است و راهنمای آنان در این مسیر، پدر و مادر معنوی هستند.
▪️در ادامه، سخن به ابنحنتمه و همراه او میرسد. مقصود از ابنحنتمه، بنا بر تفسیر راوی، ابوبکر است و منظور از همراه او، عمر. سپس حضرت میفرمایند که این سخن درباره خاص و عام است.
▪️در ادامه روایت آمده است که اگر آن دو پدر و مادر معنوی تلاش کردند که تو به خدا شرک بورزی، از آنها اطاعت نکن. در اینجا، بر اساس تأویل روایت، مقصود این است که اگر آن دو تلاش کردند که ای رسول خدا، برای علی ع) شریک قائل شوی، از آنها اطاعت نکن و سخنشان را نپذیر.
▪️سپس بار دیگر سخن به پدر و مادر بازمیگردد و میفرماید:
▪️«وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»؛
«و در دنیا با آن دو به نیکی رفتار کن.»
▪️در ادامه میفرماید: «إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ»؛ بازگشت شما به سوی من است.
امیرالمؤمنین ع) فرمودند:
«بازگشت به سوی خداوند و به سوی ماست.»
پس از خدا بترسید و از نافرمانی والدین، یعنی رسول خدا ص) و امیرالمؤمنین ع) بپرهیزید؛ زیرا رضایت آن دو، رضایت خداوند و خشم آن دو، خشم خداوند است.
مقصود این است که والدین، هم پدر و مادر ظاهری هستند که باید بسیار مراقب رفتار خود با آنها باشیم و هم پدر و مادر معنوی، یعنی رسول خدا ص) و امیرالمؤمنین ع) به نظر میرسد این حدیث بهصورت مختصر نقل شده است و بازگرداندن عطف کلام به بخشهای مختلف، مقداری دشوار شده است.
روایت (۸٠)
⤴️عمروبن حریث گوید: قول خداى تعالى را: (((مانند درخت پاکى که ریشهاش بر جا و شاخهاش سر به آسمان کشیده 24 سوره 14 -))) از امام صادق علیه السلام پرسیدم، حضرت فرمود: رسولخدا صلى اللّه علیه وآله اصل و ریشه آن درخت است و امیرالمؤمنین علیه السلام فرع (و تنه) آن و امامان از نسل آنها شاخههاى آن و علم امامان میوه آن و شیعیان مؤمن ایشان برگهاى آنست، آیا در آن درخت چیز زیاد دیگرى هست؟ عرضکردم: نه، بخدا. فرمود: بخدا که چون مؤمنى متولد شد، برگى در آن درخت پیدا مىشود و چون مؤمنى مىمیرد، برگى از آن درخت میافتد.
شرح در این سوره مبارکه خداى متعال کلمه طیبه را بچنین درخت طیب و پاکى مثل زده و کلمه خبیثه و ناپاک را بدرخت ناپاکى که ریشه کن شده و ثباتى ندارد تشبیه فرموده: مفسرین گفتهاند: مقصود از کلمه طیبه توحید است یا هر کلامى که عبادت خدا باشد و در این روایت امام صادق علیه السلام آن را با پیغمبر و ائمه و علم آنها و شیعیانشان منطبق فرموده است، و مقصود از سؤال آن حضرت از عمرو که (((چیز زیاد دیگرى در آن درخت هست؟))) این است که چون درخت غیر از ریشه و تنه و شاخه و میوه و برگ چیز دیگرى ندارد و انطباق آنها را هم با افراد مذکور دانستى، پس مردم دیگر با درخت خبیث و ناپاک منطبق مىشوند و در درخت طیب محلى ندارند.
↩️شرح حدیث :
از امام صادق علیهالسلام درباره این سخن خداوند پرسیدم:
«كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ»؛
«همچون درختی پاکیزه که ریشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است.»
▪️پرسیدم: این درخت پاکیزه چیست که ریشهاش استوار است و شاخههایش در آسمان قرار دارد؟
▪️حضرت فرمودند: رسول خدا ص) اصل این درخت است، امیرالمؤمنین ع) شاخه آن، امامان از نسل آن دو، شاخههای دیگر آن هستند و علم امامان، میوههای این درخت است. شیعیان مؤمن آنان نیز برگهای این درخت هستند.
▪️سپس حضرت فرمودند: آیا چیزی از این درخت باقی
مانده است؟ همینها هستند؛ اصل، شاخه، میوه و برگ.
▪️عرض کردم: نه، به خدا سوگند، همه اجزای آن را بیان فرمودید.
حضرت فرمودند: خیر؛ هرگاه مؤمنی فرزندی به دنیا آورد، برگی به این درخت افزوده میشود و هنگامی که مؤمنی از دنیا برود، برگی از آن فرو میافتد.
▪️پس ما درختی داریم که اصل و شاخههای آن، امامان علیهمالسلام هستند، علم آنان میوههای این درخت است و شیعیان مؤمن، برگهای آن را تشکیل میدهند.
▪️این شجره طیبه، درختی پاکیزه است که اصل و ریشه آن رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، شاخه آن امیرالمؤمنین علیهالسلام، شاخههای آن امامان، میوههای آن علوم امامان
و برگهای آن، مؤمنان و شیعیان هستند.
یعنی انشاءالله هرکدام از ما برگی از این درخت پاکیزه هستیم.
▪️نکته:( گاهی شیعیان گناه میکنند. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ برگهای درخت زرد و پژمرده میشوند و این، نقصی برای درخت است؛ زیرا برگهای آن زرد و پژمرده شدهاند. ازاینرو، امامان اهلبیت ع) برای شیعیان خود استغفار میکنند. فرمودهاند که ما برای شیعیانمان استغفار میکنیم؛ زیرا این درخت دچار نقص میشود و ما برای آن استغفار میکنیم.
▪️ امامان ما در دعاهایشان چقدر استغفار دارند! ممکن است کسی بپرسد: مگر معصوم گناه میکند؟ پس این استغفار برای چیست؟ خودشان فرمودهاند که برای شیعیانمان استغفار میکنیم. شما گناه میکنید، امام از گناه شما آگاه میشود و برایتان استغفار میکند.
در برخی روایات آمده است که ما را از شفاعت کردن خسته نکنید. چقدر خرابکاری کنید و گناه انجام دهید تا ما پیوسته برای شما نزد خداوند شفاعت کنیم و بگوییم: خدایا، اینان را ببخش!
▪️وقتی ما برگهای این درخت هستیم، باید مراقب باشیم؛ دستکم به خاطر امام خود، گناه نکنیم. همچنین باید مراقب برگهای دیگر این درخت باشیم؛ مبادا از مؤمنان بدگویی کنیم یا به آنان آسیبی برسانیم.
▪️امامان ما شیعیان خود را دوست دارند؛ مانند فرزندانشان. حتی گناهکاران را نیز دوست دارند. تصور نکنید که فقط مؤمنان را دوست دارند؛ آنان گناهکاران را هم دوست دارند و نمیخواهند آسیبی به آنها برسد.
▪️شخصی به محضر امام رضا علیهالسلام رسید و عرض کرد: «آقا، اگر ممکن است، برای من دعا کنید.»
حضرت فرمودند: «فکر کردهای که ما برای شما دعا نمیکنیم؟»
ما از امام غافلیم،امام که از ما غافل نیست.
قبل از اینکه بلا به شما بخورد امام برای شما دعا میکند و تخفیف داده میشود ؛ خیلی بلاها از سر ما رد میشود به دعای امام که خودمان نمی فهمیم(پایان جلسه)
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی