بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِیالْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
دوشنبه۱۴٠۵/۳/۲۵،شب اول محرم،
🏴موضوع:شرح زیارت غدیریه(جلسه(۱)
مقدمه
✔️باز هم هلال ماه محرم دمید؛ غمی در قلب و جان شیعیان مینشیند، اما این غم، خصوصیتی ویژه دارد. و آن این است که میدانید انسان طبیعتاً غم را دوست ندارد. همیشه از غم فرار میکند و به سوی شادی میرود.
➖ جناب حافظ میفرمود:
«سلطان غم، هرآنچه تواند بگو بکن / من بردهام به بادهفروشان پناه از او.» (یعنی از سلطان غم به بادهفروشان پناه میبرم.) انسان حزن و غم را دوست ندارد، ولی حزن و غم وجود دارد؛ چراکه شادی بدون وجود ضدش، یعنی غم، فهمیده نمیشد. اگر غم نبود، انسان نمیفهمید شادی به چه معناست؛ چراکه «تُعرَفُ الْأشْیَاءُ بِأَضْدَادِهَا»؛ اشیاء با ضدشان شناخته میشوند.
حالا انسان به وسایل مختلف سعی میکند از غم دوری کند. گاهی عدهای به دنبال باده و می و مانند آن میروند، عدهای به موسیقی پناه میبرند؛ مثلاً، اگرچه خود موسیقی نیز قسمتی از آن، موسیقی غم است. بعضیها به لودگیها و مسخرهبازیها پناه میبرند؛ همان کسانی که امروزه به آنها کمدین میگویند. اینها برای چیست؟ برای اینکه فرد بخندد و غم را فراموش کند، در حالی که اغلب نمیدانند که غم و خنده فاصله چندانی با هم ندارند؛ اینها همسایه دیوار به دیوارند. م ✔️ حالا انسان میخواهد از غم فرار کند، غم را دوست ندارد، اما غم اباعبدالله (ع)، غمی است که پشت آن شادی نهفته است. یعنی این غمی است که ما آن را دوست داریم؛ فرق میکند با دیگر غمها. غم اباعبدالله (ع) را دوست داریم؛ غمی است که برایش اشک میریزیم، گریه میکنیم و به سر و سینه میزنیم. محرم که میآید، غم میآید، ولی ما این غم را دوست داریم. یعنی انگار با آمدن محرم، دل ما به گونهای شاد میشود که میخواهیم گریه کنیم.
✔️ روایت داریم که شما، وقتی قلبتان برای ما اهلبیت (ع)، برای اباعبدالله (ع) و مصیبات اهلبیت (ع) محزون است و از دنیا میروید، این غمتان تبدیل به فرح میشود. فرح یعنی شادمانی؛ به شادمانی دچار میشوید و غمتان به شادی مبدل میگردد. پس باطن این غم چیست؟ شادی است. یعنی کسی نیست که با شرکت در مجالس امام حسین (ع) دچار افسردگی شود. آیا کسی را دیدهاید که به خاطر گریه برای امام حسین (ع) افسردگی گرفته باشد؟ یا به خاطر گوش دادن به مصیبتها و مانند آن افسرده شده باشد؟ ابداً! اصلاً اینگونه نیست، در حالی که غمهای دیگر اینگونهاند؛ وقتی کسی در آنها فرو میرود، دچار افسردگی میشود. ولی غم اباعبدالله (ع) فرق میکند؛ اصلاً جنس غم حسین (ع) متفاوت است. حتی با جنس غم دیگر اهلبیت (ع) نیز فرق میکند؛ غم برای اباعبدالله (ع) حسی متفاوت را در انسان ایجاد میکند. یک حس خاص، یک حس مخصوص است. و عجیب این است که مختص انسانهای متقی و پرهیزگار و مانند اینها نیز نیست که بگوییم این چیزی است که فقط آدمهای مسجدی و متقی به هیئت میروند. شما میبینید محرم که میشود، افرادی به هیئتها میآیند که نه نماز میخوانند و نه روزه میگیرند، ولی برای امام حسین (ع) که میشود، میدوند و میآیند. کار میکنند، سینه میزنند، زنجیر میزنند، علم میکشند و هرکس به طریقی دیگر (مثلاً) یکی طبل میزند، یکی سنج میزند، کسی پا برهنه میشود. بعضی هیئتها بیرون میروند، بعضی هیئتها مثل ما در خود هیئت عزاداری میکنند. مختص گروه خاصی نیست، حتی مختص مسلمانان و شیعیان هم نیست، چون بعضی از اهل سنت نیز عزاداری میکنند؛ در قدیم که اصلاً مجالس داشتند، مجالس روضهخوانی داشتند (منظورم اهل سنت است.) الان هم در بعضی جهات دارند. حتی مختص مسلمانان نیز نیست؛ زیرا در هند و پاکستان و بعضی از جاهای دیگر، غیرمسلمانان نیز عزاداری میکنند. در کشور خود ما، مثلاً مسیحیان و ارامنه نیز عزاداری و نذری دارند. خیلیها اسم بچههایشان را ابوالفضل میگذارند. مثلاً یک ارمنی مسیحی، محبتی از اباعبدالله (ع) در دل دارد. محبتی است که اصلاً چیزی متفاوت است. شخصی سالها پیش میگفت، زمانی که نه موبایلی بود و نه تبلیغات اینچنینی، تهران، قسمتهای بالاشهر (البته نه همه، بلکه قسمتهایی از آنها) که نه اهل دیانتاند و نه اهل مسجد، میگفت: محرم که میشد، بچهها در پارک یا پارکینگ، چند تکه پارچه سیاه زده بودند، درِ قابلمه آورده بودند و به هم میزدند. بچههای کوچک هفت-هشت ساله درِ قابلمه به هم میزدند و «حسین حسین» میگفتند.
✔️ میگفت: «چه کسی اینها را اینگونه میکند؟ یعنی چه کسی اینها را میآورد و میگوید این کار را بکنید؟ مگر در یک خانواده مذهبی هم نیستند که بگویی از خانوادهشان یاد گرفتهاند!» آقایی بود از همین عزیزانی که کارگردانهای سینما و مانند اینها هستند؛ برای فیلمسازی رفته بودند، نمیدانم یکی از کشورها، مثلاً اطراف تبت (حالا اسمش یادم نیست کجا را میگفت) آنجا اصلاً بودایی هستند، میدانید که آن طرفها بوداییاند. میگفت روز عاشورا اتفاقاً ما آنجا بودیم. ناگهان میدیدیم عدهای دواندوان میآیند. ظرفهای آب در دستشان گرفته بودند، «حسین حسین» میگفتند و میدویدند و میآمدند. آقا، آنجا اینها که اصلاً مسلمان نیستند، بودایی هستند! عزاداری برای امام حسین (ع) به چه معناست؟ یعنی یک انسان اگر دقت کند، میبیند که چیزی پشت این قضیه است. چیزی پشت این قضیه است و در محرم، اباعبدالله (ع)، ✔️آقا جان، خیلیها را شکار میکند. تور میاندازد، عدهای را از اهل دنیا جدا میکند. تور میاندازد، شکار میکند، جدایشان میکند. محبت و چیزی به دلشان میآید که از بقیه مردم فاصله میگیرند. در دلشان فاصله میگیرند تا آهستهآهسته رشد کنند.
✔️ ما سالهای قبل زیارت جامعه کبیره امام هادی (ع) را شرح کردهایم. چندین سال طول کشید. سال گذشته زیارت غدیریه امام هادی (ع) را شرح کردیم که زیارتی بود که امام هادی (ع) وقتی به نجف مشرف شدند، با این زیارتنامه امیرالمؤمنین (ع) را زیارت کردند. ما سال گذشته قسمتهایی از آن را خواندیم و تا آنجا که میشد نکات را به عرض عزیزان رساندیم. زیارت غدیریه یکی از زیارتهای مبسوط و بسیار پرمعنا در زمینه ولایت است.
✔️بحثی که بین شیعه و سنی وجود دارد، گاهی اوقات فرد فکر میکند که یک مسئله تاریخی بوده است. حالا چه کسی باید خلیفه میشد؟ چه کسی خلیفه شد؟ چه کسی نشد؟ چه کسی حقش بود؟ چه کسی حقش نبود؟ ولی امامان ما (ع) آمدند و گفتند: «اصلاً بحث این نیست. بحث از مقام ولایت است.» که امیرالمؤمنین (ع) ولیالله است، چه خلیفه بشود و چه نشود. اگرچه ولیالله حق دارد که بر مردم حکومت کند، (ولی) ولایت از جانب خداست، نه اینکه مردم انتخاب کنند. امام از جانب خداوند است؛ غیر از او کسی امام نیست، هیچکس. دوازده امام بیشتر نداریم. امام هادی (ع)، چه در شرح زیارت جامعه کبیره و چه در زیارت غدیریه، مقامات انسان کامل را یکییکی معرفی میکند که فکر نکنید همینجوری شد و بگوییم آقا این آقا خلیفه پیامبر است؛ نه. این صفات در او هست که ما میگوییم جانشین پیامبر (ص). این صفات در او هست.
زیارت غدیریه
«السلام علی محمد رسول الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خاتم النبیین و سید المرسلین، صفوة رب العالمین، امین الله علی وحیه و عزائم امره و الخاتم لما سبق و الفاتح لما استقبل و المهیمن علی ذلک کله و رحمة الله و برکاته و صلواته و تحیاته. السلام علی انبیاء الله و رسله و ملائکته المقربین و عباده الصالحین. السلام علیک یا امیرالمومنین و سید الوصیین و وارث علم النبیین و ولی رب العالمین و مولای و مولا المومنین و رحمة الله و برکاته. السلام علیک یا مولای یا امیرالمومنین یا امین الله فی ارضه و سفیره فی خلقه و حجته البالغه علی عباده. السلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم. السلام علیک ایها النبأ العظیم الذی هم فیه مختلفون و عنه یسالون. السلام علیک یا امیرالمومنین، آمنت بالله و هم مشرکون.» (تو به خدا ایمان آوردی، در حالی که آنان مشرک بودند.) آنان یعنی کیست؟ آن کسانی که ادعای خلافت کردند. ما اینها را توضیح دادیم. «و صدقت بالحق و هم مکذبون.» (وقتی حق را تصدیق کردی که آنان تکذیب میکردند.) «و جاهدت فی الله حق جهاده و هم ناکلون.» «و عبدت الله مخلصا له الدین صابرا محتسبا حتی اتاک الیقین. الا لعنة الله علی الظالمین.»
تا اینجا پارسال خواندیم. از اینجا به بعد میفرمودند:
➖«السلام علیک یا سید المسلمین.» (سلام بر تو ای سید و آقای مسلمانان.) «و یعسوب المومنین.» (و ای یعسوب مؤمنین.) یعسوب یعنی چه را باید توضیح دهیم. «و امام المتقین.» (و ای امام پرهیزگاران.) «و قائد الغر المحجلین.» (و ای پیشوای پیشانیسفیدان و سپیدرویان.) «و رحمة الله و برکاته.»✔️، سید المسلمین. اسلام به چه معناست؟ اسلام یعنی چه؟ میگوییم ما مسلمانیم، مسلمان یعنی چه؟
✔️ روایت امام صادق (ع) میفرمود: «الاسلام هو التسلیم.» (اسلام یعنی تسلیم.) تسلیم درمقابل چه؟ در مقابل حق، در مقابل خداوند. مسلمان کسی است که تسلیم در مقابل خداست. حالا عدهای جدیداً آمدهاند و از این حرفها میگویند که: «اسلام میگوید تسلیم، مسیحیت میگوید تصمیم، خودت تصمیم بگیر. تصمیم بالاتر از تسلیم است.» میپرسند آقا کجا؟ اولاً کجا مسیحیت و نزد مسیح (ع) گفته است تصمیم؟ ثانیاً این تسلیم در مقابل ربالعالمین است. تصمیم باید برای کارهای زندگیات بگیری.
✔️. آیه قرآن، سوره نساء، آیه ۱۲۵: «وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا» (چه کسی زیباترین دینداری را دارد؟ از کسی که وجهه خود را به خدا تسلیم کرده است؛ یعنی تمام دلش را به خدا داده است.) در مقابل خدا تسلیم است، مثل شیطان نیست که وقتی خداوند گفت سجده کنید، گفت: «سجده نمیکنم.» وجهش را به خدا تسلیم نکرده است. بعد میفرمود: «و هو محسن.» (و او نیکوکار است.) یعنی تسلیم در مقابل خداوند یک چیز است، و نیکوکار بودن و کار خوب کردن یک چیز دیگر است. باید قلبت برای خدا تسلیم باشد و تصمیم بگیری در مقام احسان به دیگران.
✔️ فرمود: «تمام راه در این دو کلمه است: تعظیم امر خالق و شفقت بر مخلوق.» (یعنی تسلیم خدا باشی و به دیگران محبت کنی.) «أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ» و «اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا»؛ و تبعیت کند از آیین ابراهیم (ع). (یعنی راه و روش حضرت ابراهیم (ع).) این بهترین دین را دارد. حضرت ابراهیم (ع)، آیه قرآن میفرماید: «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ» (پدرتان ابراهیم (ع) که او شما را «مسلم» نامیده است. او شما را مسلمان نامیده.) پس اسلام فقط اسم دین ما نیست؛ ادیان ابراهیمی، چه چیزهایی هستند؟ دین حضرت موسی (ع)، دین حضرت عیسی (ع)، به روایتی حضرت یحیی (ع) (که البته اختلاف است که صابئین چه کسانیاند، آیا پیروان حضرت یحییاند یا چیز دیگری، چون در قرآن اسمشان آمده است) و دین اسلام. اینها همه ادیان ابراهیمی نامیده میشوند؛ اینها همگی مسلماناند. آیات قرآن میگوید بله، اینها مسلماناند. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ.» (دین در نزد خدا اسلام است.) اسلام یعنی انسان تسلیم امر خدا باشد. حالا تسلیم امر خدا بودن چگونه است؟ آن را باید عرض کنیم.
✔️ولی مسلمان یعنی اینکه… آیه قرآنش را بگویم؟ سوره آل عمران، آیه ۶۴: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ.» (بگو ای اهل کتاب، بیایید به سوی کلمهای که بین ما مشترک است؛ بین همه ما، مسیحی باشد، یهودی باشد، مسلمان، همه قبول داریم.) که چه؟ «أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ.» (اینکه جز خدا را نپرستیم.) «وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا.» (و به خداوند شرک نورزیم. کسی را شریک خدا قرار ندهیم.) همه ادیان ابراهیمی اینگونهاند؛ کسی را شریک خدا قرار نمیدهند. اگرچه مسیحیت را پولس به انحراف کشید، ولی خود مسیحیها هم به گونهای میگویند ما موحدیم، ما یکتاپرستیم. حالا کار به آن قسمتش ندارم. «وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ.» (و بعضی از ما، بعضی دیگر را ارباب به جای خدا نگیرند.)
یعنی چه؟ کسی را رب نگیریم به جای خدا. مگر مشرک را قبلش نگفت؟ حالا اول آیه را تمام کنم، بعد دوباره برمیگردم سراغ «ارباباً مِن دونِ الله». «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.» (پس اگر پشت کردند، پس بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم.») اگر آنها پشت کردند، شما بگویید ما مسلمانیم، ما تسلیمیم. پس تسلیم بودن، مسلمان بودن شامل همه اهل کتاب میشود. من این آیه را آوردم به این جهت که بگویم اسلام شامل آنها نیز میشود. اما این نکته خیلی مهم است. چند چیز فرمود: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ.» (بگو ای اهل کتاب.) بیایید به سوی کلمهای که همه با هم مشترک هستیم. یکی «أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ.» (جز خدا را نپرستیم.) «وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا.» (چیزی را هم شریک خدا قرار ندهیم.) «وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ.» (هیچکدام هم کسی را ارباب به جای خدا نگیرند.)یعنی چه؟ یعنی در مقابل حرف خدا، حرف او ارزشمند باشد. این میشود چه؟ رب. این میشود رب. کسی که در مقابل حرف خدا حرف بزند و کسی قبول کند، جزو این آیه میشود. حرف هیچکس در مقابل حرف خدا ارزش ندارد.
✔️ از کجا میگوییم؟ از آیه قرآن. «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ.» (اینها علمای خودشان و راهبان خودشان را به جای خدا، ارباب گرفتند.) احبار و رهبان، یعنی علمای یهود و نصارا. علمایشان را خدا گرفتند. پرسیدند: «یا رسولالله، ما ندیدهایم هیچ مسیحی کشیش را سجده کند یا یهودیان مثلاً علمایشان را سجده کنند.» پس این چیست که میگوید «أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ»؟ فرمود: «وقتی کسی در مقابل حرف خدا حرفی بزند و دیگران قبول کنند، میشود «أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ».» یعنی حرف هیچکس سندیت ندارد، مگر اینکه پشتوانهاش حرف خدا باشد. آیا حرف علمای تراز اول ارزش دارد اگر مخالف قرآن باشد؟ ابداً. حواسمان باشد، یک وقت دچار نشویم که کسی مخالف قرآن و اهلبیت (ع) حرف بزند و ما بخواهیم بپذیریم. چون الان بحث امام سیزدهم مطرح شده، امام چهاردهم مطرح شده، احمد الحسن. کیست که از آنور بلند شده و میگوید من امام سیزدهم هستم؟ دیگران هم یاد گرفتهاند که امام چهاردهم هم داریم! «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.» (اگر پشت کردند، بگویید ما تسلیمیم؛ ما تسلیم امر خداوندیم.) پس «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ.» یعنی تسلیم خدا بودن.
➖ «السلام علیک یا سید المسلمین.» (ای سید مسلمانان.) پس مسلمانان فقط به مسلمانانی که زمان پیامبر (ص) به بعد هستند، محدود نمیشود؛ چون حضرت ابراهیم (ع) «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ»؛ شما را «مسلم» نامیده است. یعنی تمام مؤمنان در طول تاریخ، سیدشان امیرالمؤمنین (ع) است؛ آن کسی که واقعاً تسلیم باشد. کسی که واقعاً مسلمان باشد، تسلیم امر الهی و تسلیم امر خدا باشد، سید و آقایشان امیرالمؤمنین (ع) است. پیامبر اکرم (ص) سیدالمرسلین است؛ سید رسولان. وقتی رسول میآید، عدهای چه میشوند؟ تسلیم او میشوند. آنهایی که تسلیمش میشوند، مسلمان میشوند. بعد سید اینها میشود کیست؟ امیرالمؤمنین (ع). آقا، امام هادی (ع) این را به شما شیعیان گفته است که حضرت علی (ع) سیدالمسلمین است. اهل سنت هم میگویند قبول دارند. میگوییم روایاتی داریم؛ روایاتش را برایتان میخوانیم. اول از شیعیان بخوانیم. اصلاً این عبارت در روایات «قال رسول الله (ص)» آمده است. در کتاب «الیقین» به اختصاص مولانا علی به امرة المؤمنین و کتاب «الفردوس» به مأثور الخطاب، آمده است که «قال رسول الله (ص)»: رسول خدا فرمود: «یا علی، انک سید المسلمین.» (ای علی، تو سید مسلمانانی.) «و امام المتقین.» (تو در این دعا، در این زیارت، دیدید که همین عبارت را دنبال میکردیم.)
➖ «و قائد الغر المحجلین و یعسوب الدین.» (تو سید المسلمین، امام المتقین، پیشوای پیشانیسفیدان و یعسوبالدین هستی.) این روایات شیعه بود. روایت اهل سنت: ابونعیم اصفهانی در کتاب «معرفة الصحابه» به روایت صحیح السند از رسول خدا (ص) که «قال رسول الله (ص)»: «انتهیت لیلة أُسرِیَ بی الی السدرة المنتهی.» (در شب معراج به سدرةالمنتهی که رسیدم، «فَأُوحِیَ إِلَیَّ فِی عَلِیٍّ بِثَلاثٍ.» در مورد علی (ع) سه چیز به من وحی شد.) وقتی به سدرةالمنتهی رسیدم. حالا چرا به سدرةالمنتهی؟ اینها مراتب دارد. سدرةالمنتهی بالاترین مرتبهای است که اعمال یک انسان میتواند برود؛ بالاتر از آن راه ندارد. اعمال انسان، چون ثبت و ضبط اعمال مراتب دارد. میگوید در آنجا سه چیز به من در مورد علی (ع) وحی شد: «انه امام المتقین.» (او امام متقیان.) «و سیدالمسلمین و قائد الغر المحجلین الی جنات النعیم.» اهل سنت روایت کرده به سند صحیح. محبالدین طبری، از علمای معروف، به سند خودش روایت کرده از رسول خدا (ص) که: «یا علی، انت سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین و یعسوب المومنین.» خب، روایات دیگر هم هست؛ فقط خواستم نمونههایش را از شیعه و سنی بیاورم که این عبارتی که الان اینجا داریم و میخواهیم بخوانیم و شرح کنیم، در احادیث شیعه و سنی نیز آمده است.
✔️، فرمود: «تو سیدالمسلمینی یا علی!» یعنی هرکس مسلمان است، سید و آقای او علی بن ابیطالب (ع) است. شاید این برایتان راحت باشد. این احادیث را، حتی اهل سنت که میگویند، میخوانید و برای ما راحت است، اما برای آنها خیلی سخت است. آنها میگویند اولین کس ابوبکر است. حالا از کجا میگویی؟ دلیلت چیست؟ اول چون اولین کسی است که خلیفه شده است. لذا بعضی از احادیثی که خودشان روایت کردهاند که میگوید محبوبترین خلق نزد رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) است، میمانند که چه کار کنند با آن. میمانند، چون از خودشان درست کردهاند که محبوبترین و اولین نفر ابوبکر است.
✔️«یا علی، السلام علیک یا سید المسلمین و یعسوب المومنین.» (تو یعسوب مؤمنین.) اول روایاتش را بخوانیم، بعد توضیح دهیم اصلاً یعنی چه. روایتی از امیرالمؤمنین (ع) در تفسیر عیاشی است که آقا امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «انا یعسوب المومنین.» (من یعسوب مؤمنین هستم.) و «انا اول السابقین.» (من اول السابقین هستم.) سبقتگیرندگان در اسلام. و «انا خلیفه رسول رب العالمین.» (من خلیفه رسول رب العالمین هستم.) و «انا قسیم الجنة و النار.» و «انا صاحب الاعراف.» در روایت دیگری، «یعسوب الدین» در حدیث امیرالمؤمنین (ع) برای امام زمان (عج) هم به کار رفته است.
میدانید بعضی از القاب هستند، مثل امیرالمؤمنین (ع)؛ به هیچکس جز علی بن ابیطالب (ع) نمیشود گفت امیرالمؤمنین. حتی به امام زمان (عج). روایاتش را هم خواندیم که در اصول کافی هست. اما یعسوبالدین به امام عصر (عج) اطلاق شده است. روایتی هم بخوانم خدمتتان که شیعه و سنی این حدیث را روایت کردهاند. ابن حجر در «اصابه»، ابن اثیر در «اسد الغابه»، ابن عبدالبر در «الاستیعاب». شیعیان هم روایت کردهاند. روایتش را گفتم تا اسناد را برایتان ذکر کنم، برای اینکه در آن دقت کنید و ببینیم اصلاً چه میتوان گفت درباره این روایت. رسول خدا (ص) فرمود: «سیکون من بعدی فتنة.» (بعد از من فتنهای در میگیرد.) آقا، چه کار کنیم؟ بعد از شما فتنه شد، چه کار کنیم؟ «فاذا کان ذلک.» (وقتی اینگونه شد)، «فالزموا علی ابن ابیطالب علیهالسلام.» (ملازم علی بن ابیطالب (ع) باشید.) ، ✔️شیعه و سنی روایت کردهاند! شیعه و سنی این را روایت کرده است. «فالزموا علی ابن ابیطالب علیهالسلام فانه اول من آمن بی.» (که او اولین مؤمن به من است.) و «اول من یصافحنی یوم القیامة.» (او اولین کسی هم هست که روز قیامت با من مصافحه میکند.) یعنی در دنیا و آخرت، اولین کس علی (ع) است.
✔️و «هو الصدیق الاکبر.» (و او صدیق اکبر است.) مخالفان شیعه چه کسی را صدیق میگویند؟ آقا، در کتب اهل سنت روایتی داریم که ابوبکر صدیق است؟ نه. روایتی نداریم که رسول خدا (ص) گفته باشد ابوبکر صدیق است. این روایت را هم اهل سنت نقل کردهاند. میگوید: «و هو الصدیق الاکبر و هو فاروق هذه الامة.» (و او صدیق اکبر و فاروق این امت است.) آقا، فاروق را مخالفین به چه کسی میگویند؟ روایتی داریم که رسول خدا (ص) به او گفته باشد فاروق؟ نه. پس چه کسانی گفتند؟ یهودیان ابتدا به او گفتند فاروق؛ آهستهآهسته در دهان مسلمانان افتاد. «و هو یعسوب المومنین.» (و او یعسوب مؤمنین است.) یعسوب یعنی چه؟ بعضی گفتهاند ملکه زنبور عسل را «یعسوب» میگویند. و بعضی گفتهاند یعسوب یک زنبوری است که کارش جدا کردن زنبورهای عسلی است که گردههای گل خوب میآورند با آنهایی که گردههای آلوده میآورند. یعنی فاروق است. فاروق یعنی چه؟ جداکننده. جداکننده حق از باطل است؛ جداکننده مؤمن از غیرمؤمن است. یک زنبوری است بزرگ که دم کندو میایستد. زنبورهای عسل که گرده گل میآورند، او بو میکند. هر کدام که خوب باشد، اجازه ورود میدهد؛ هر کدام که بد باشد، بیرونش میکند و اگر فرار نکند، زنبورهای دیگر او را میکشند؛ چراکه روی گل بد یا روی چیز بدی نشسته باشد. یعسوب المومنین، یعسوبالدین کیست؟ امیرالمؤمنین (ع) است. جداکننده حق از باطل است؛ جداکننده مؤمن از غیرمؤمن است. آقا، رسول خدا (ص) این حدیث را برای چه خواندیم؟ فرمود: «بعد از من فتنهای میشود، در آنجا ملازم علی بن ابیطالب (ع) باشید.» که او اولین مؤمن به من در دنیاست و اولین کسی است که روز قیامت با من مصافحه میکند. و او صدیق اکبر و فاروق هذه الامة است.
➖این روایت را کثیری از اهل سنت روایت کردهاند. با این روایت میخواهند چه کار کنند؟ بعد از رسول خدا (ص) آیا فتنه نشد؟ بعد از رسول خدا (ص) آیا در خانه امیرالمؤمنین (ع) را آتش نزدند؟ بنا به روایت خود اهل سنت، هجوم آوردند در خانه وصی پیغمبرشان (ص). دختر پیغمبرشان (ص) را به شهادت رساندند.
پایان جلسه،
الحمدالله علی الولایه
دانلود فایل صوتی