→

1405-3-26 شرح زیارت غدیریه جلسه 2

⌂

1405-3-26 شرح زیارت غدیریه جلسه 2

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ طَبِیبِ قُلُوبِنَا وَ شَفِیعِ ذُنُوبِنَا، الْعَبْدِ الْمُؤَیَّدِ، الرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، الْمَحْمُودِ أَحْمَدَ، أَبِی‌الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ
دوشنبه۱۴٠۵/۳/۲۶،شب دوم محرم،
🏴موضوع:شرح زیارت غدیریه(جلسه(۲)
➖ادامه زیارت
.➖«السلام علیک یا سید المسلمین و یعسوب المؤمنین و امام المتقین و قائد الغُرّ المحجّلین و رحمة الله و برکاته.»
جلسه قبل روایاتش را خواندیم که این عبارات در حدیث و در منابع شیعه و سنی نیز آمده است که امیرالمؤمنین (ع) سید المسلمین، یعسوب المؤمنین، امام المتقین و قائد الغُرّ المحجلین است. پیرامون سید المسلمین توضیح دادیم.

✔️پیرامون «یعسوب المؤمنین» گفتیم: یعسوب آن بزرگ زنبور عسل‌هاست که دم کندو می‌ایستد و هر زنبور عسلی که گرده‌ای ناپاک را جمع‌آوری کرده باشد، راه نمی‌دهد و آن را از کندو بیرون می‌کند. به این [زنبور] یعسوب می‌گویند. او جداکننده حق از باطل است. آن‌هایی که امیرالمؤمنین (ع) تأییدشان می‌کند و دنباله‌رو حضرت هستند، چه کسانی می‌شوند؟ مؤمنین.
➖روایت داریم که در ذیل آیه «وَ أَوْحَىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ» (و پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد که از کوه‌ها و درختان و داربست‌هایی که برپا می‌کنند، خانه‌هایی برگزین)، در روایت می‌فرماید امام باقر (ع) منظور از تأویل زنبور عسل، ما اهل بیت (ع) هستیم. خداوند به ما وحی کرد که اسرارمان را در قلوب شیعیانمان جا دهیم. «أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا»؛ جبال، شیعیان ما هستند. عسل ما که اسرار ولایت است را در قلوب شیعیانمان جا دهیم. «وَ مِنَ الشَّجَرِ»؛ شجر، نساء المؤمنات (زنان مؤمنه) هستند. اینجا هم می‌بینیم یعسوب باز هم زنبور عسل است؛ آن بزرگ زنبور عسل‌ها. مؤمنین، زنبور عسل‌هایی هستند که ملکه دارند، یعسوب دارند.

امام المتقین

✔️ و «امام المتقین»، یعنی تو پیشوای متقیان هستی. امام در قرآن، امامت در قرآن به چه معناست؟ امام یعنی پیش‌رو. امام کسی است که پیشگام همه است. او که پیشگام همه می‌شود، یا همه را به سوی بهشت می‌برد و یا به سوی جهنم. زیرا او پیش‌رو حرکت می‌کند و دیگران پشت سرش می‌آیند. و این آیه قرآن است: «أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» (امامانی که به سوی آتش دعوت می‌کنند). از آن طرف [آیه‌ای دیگر می‌فرماید]: «أَئِمَّةً یَدْعُونَ بِأَمْرِنَا» (امامانی که به امر ما دعوت می‌کنند). حال، چه کسی امام حق و چه کسی امام باطل است؟ از کجا باید دانست؟ چون روز قیامت هر کسی با امامش خوانده می‌شود: «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» (روزی که هر کسی با امامش دعوت می‌شود). می‌گویند: «آقا! امام تو کیست؟» باید بروی زیر بیرق او. پس در هر زمانی امام هست. این آیه دلیل بر این است که در هر زمانی امام هست و باید ببینی که امام تو کیست.

✔️پس ما امام را از کجا باید انتخاب کنیم؟ آیا امام اصلاً انتخاب‌کردنی است که ما انتخاب کنیم؟ مجلس خبرگان انتخاب کند؟ سقیفه بنی‌ساعده انتخاب کند؟ نه! امام، معصوم است. آیه قرآن می‌فرماید: خداوند سبحان به حضرت ابراهیم (ع) فرمود: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ یعنی: «من تو را امام مردم قرار دادم.» و آن‌قدر این مقام بلند بود که مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است. از کجا می‌گوییم؟ زیرا حضرت ابراهیم (ع) ابتدا نبی بود، سپس رسول شد، بعد خلیل شد و در نهایت امام شد. حال، از کجا می‌گویید در آخر [و پس از همه این مراحل] امام شد؟ چون در سن پیری امام شد. باز هم از کجا این را می‌گویید؟ از قرآن
. چون وقتی خداوند فرمود: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»، حضرت ابراهیم (ع) گفت: «قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی»؛ یعنی: «خدایا، از ذریه من هم امام قرار بده.» پس حضرت ابراهیم (ع) ذریه و فرزند دارد، در حالی که حضرت ابراهیم (ع) در پیری فرزنددار شد: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ» (حمد خدایی را که در پیری به من اسماعیل و اسحاق را بخشید). پس امامت زمانی رسیده که ایشان نبی، رسول و خلیل بوده و بعد به مقام امامت رسیده است. پس امامت از نبوت بالاتر است.

مگر کسی می‌تواند از طرف خودش پیامبر انتخاب کند؟ نه، پیامبر انتخاب‌کردنی نیست، پیامبر از طرف خداست. رسول نیز از طرف خداست. پس آیا امام را ما خودمان انتخاب کنیم؟ [خداوند می‌فرماید:] «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا.» وقتی [ابراهیم (ع)] گفت: «و من ذریتی»، [خداوند] فرمود: «قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ.» خدا فرمود: «عهد من به ستمکاران نمی‌رسد.» یعنی امام باید معصوم باشد. وقتی ظالم نبود، یعنی معصوم است.

✔️یکی از شاعران قدیم که درباره اهل بیت (ع) شعر می‌گفت، به عربی هم گفته است: «لیس من أذنب ذنباً بإمامٍ، کیف من أشرک دهراً و کَفَر.» یعنی: «کسی که گناه کند، امام نمی‌شود – چون [خداوند] فرمود به ظالم نمی‌رسد و ظلم، گناه است و ظلم است – تا چه رسد به کسی که یک عمر مشرک بوده است؟» منظورش چه کسانی است؟ اولی و دومی و سومی که یک عمر مشرک بودند. این‌ها بت می‌پرستیدند.

بعد، امامی که خداوند انتخاب می‌کند، خصوصیتش چیست؟ [خداوند می‌فرماید:] «و کل شی احصیناه فی امام مبین.» یعنی: «ما همه چیز را در امام مبین (آشکار) جمع کرده‌ایم.» یکی از علما می‌گوید: «امام حقیقی – یعنی آن امامی که خدا قرار می‌دهد – در هر عصر یکی بیشتر نمی‌تواند باشد.» چرا؟ چون فرمود: «ما همه چیز را در او گرد آوردیم.» پس چیزی نمی‌ماند که در کنار او قرار بگیرد. دومی باقی نمی‌ماند که بخواهد کنار او باشد. همان‌طور که روایت شیعه است که امام در هر زمان یکی بیشتر نیست. در روایت هم داریم که منظور از این «امام مبین» در آیه «و کل شی احصیناه فی امام مبین»، امیرالمؤمنین (ع) است.

خود امیرالمؤمنین (ع) نیز در روایتی می‌فرماید: «أنا واللهِ الإمامُ المبینُ، أبیِّنُ الحقَّ مِنَ الباطلِ، ورِثْتُهُ مِن رسولِ اللهِ.» یعنی: «من به خدا قسم، آن امام مبینم که حق و باطل را تبیین می‌کنم و این را از رسول خدا (ص) به ارث برده‌ام. این میراث رسول خداست.» روایت دیگری داریم که شیخ صدوق روایت کرده است که وقتی این آیه در سوره یاسین نازل شد: «و کل شی احصیناه فی امام مبین»، می‌گوید ابوبکر در آن مجلس آمد و پرسیدند: «یا رسول الله، آیا [امام مبین] تورات است؟» فرمود: «نه.» گفتند: «آیا انجیل است؟» فرمود: «نه.» «فأقبل امیرالمؤمنین (ع)»؛ امیرالمؤمنین (ع) وارد شد. «فقال رسول الله (ص): هو هذا.» رسول خدا (ص) فرمود: «این است! این امام مبین است.» «إنه الإمامُ الذی أحصَی اللهُ تبارکَ وتعالی فیه علمَ کلِّ شیءٍ.» یعنی: «این همان امام مبین است که خداوند تبارک و تعالی علم هر چیز را در وجودش جمع کرده است. علم هر چیزی در وجودش جمع است.»

و در خطبه غدیریه قسمتی آمده است که رسول خدا (ص) فرمود: «معاشر الناس، فضّلوا علیاً…»؛ یعنی: «ای مردم، علی را برتری دهید!» [و فرمود:] «ما مِن علمٍ إلا و قد أحصاه الله فیّ.» (هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در منِ پیامبر (ص) جمع کرده است.) «و کلُّ علمٍ علّمتُهُ، فقد أحصَیتُهُ فی إمامِ المتقینَ.» (هر علمی که من آموخته‌ام، آن را در امام متقیان جمع کرده‌ام.) «و ما مِن علمٍ إلا و قد علّمتُهُ علیّاً.» (هیچ علمی نیست مگر آنکه من آن را به علی آموخته‌ام.) «و هو الإمامُ المبینُ الذی ذکرَهُ اللهُ فی سورةِ یس.» (و او همان امام مبینی است که خداوند در سوره یاسین فرموده است: «و کل شی احصیناه فی امام مبین.») که آیه دوازدهم سوره یاسین، [اشاره به] دوازده امام است. امام از جانب خداوند مشخص می‌شود و کسی نمی‌تواند از جانب خودش امام مشخص کند.

حواسمان باشد! ] ما دوازده امام داریم که رسول خدا (ص) فرمود: «تا قیامت همین دوازده امامند و لاغیر.» شیعه و سنی نیز روایت کرده‌اند که دوازده امام بیشتر نیستند و در روایات شیعه، اسامی آن دوازده امام نیز آمده است. مبادا گول بخوری! امامت، امر الهی است؛ امامت، امر الهی است.

تقوا چیست

✔️ تقوا چیست؟ «امام المتقین»؛ پس در مقابل امام متقیان می‌شود چه کسی؟ امام ظالمین یا امام غیرمتقیان. پیشوای متقیان، حال، متقی کیست؟ امامشان چیست؟ ریشه لغت تقوا «وقایه» است. وقایه یعنی سپر. ولی در زبان بسیار ساده اگر تقو

ا را بیان کنیم، تقوا یعنی ترس از خدا. [یعنی در قرآن می‌فرماید:] «اتقوا الله»؛ بترسید از خدا.

✔️آیا «بترسید» یعنی وحشت کنیم؟ ترس در تقوا که به معنی ترس است، ما در فارسی می‌گوییم: «بترس!» [یعنی] بترس از مخالفت کردن [با خدا]. مثلاً در روایت داریم که: «اتّقوا فراسةَ المؤمنِ فإنّه ینظرُ بنورِ اللهِ.» (از فراست مؤمن بترسید؛ زیرا او با نور خدا می‌نگرد.) «بترسید از فراست مؤمن» یعنی چه؟ کسی آمد نزد امام صادق (ع) و گفت: «آقا، سؤالی دارم.» فرمود: «می‌خواهی هم سؤالت را بگویم و هم جوابت را؟» گفت: «بله.» امام صادق (ع) سؤالش را فرمود و جوابش را هم گفت. [آن مرد] گفت: «آقا، به شما وحی می‌شود؟» فرمود: «این فراست است. مگر نشنیدی که: اتّقوا فراسةَ المؤمنِ؟» پس «بترسید» به معنی وحشت کردن نیست؛ به معنی «حواستان را جمع کنید» است. «اتقوا الله»؛ بترسید از خدا یعنی چه؟ یعنی آن کسانی که از خدا می‌ترسند چگونه‌اند؟ «بترسید از خدا» یعنی هر کاری می‌خواهی انجام دهی، [بپرس] آیا خدا از این کار راضی است؟ خدا دوست دارد این کار را؟ یعنی حواست به این باشد. ببینید، مثلاً شما به کاخ یک سلطان رفته‌اید و پیش روی او نشسته‌اید. هر کاری می‌خواهی آنجا انجام دهی، با خودت می‌گویی: «نکند کاری کنم که سلطان ناراحت شود؟» این یعنی چه؟ یعنی تقوا. مواظب حرکاتت هستی. این را در مورد خداوند چه می‌نامیم؟ تقوا. مراقب باشم که این کار و این حرف را خدا راضی هست یا نه. این خلاصه تقوا می‌شود.

✔️این تقوا مراتب دارد. من آیه‌اش را از قرآن بخوانم، آیه کاملش را. سوره حجرات، آیه سیزدهم: «یا ایها الناس!» (ای مردمان!) [آیا] آن آقازاده‌ها گوش می‌کنند؟ وقتی می‌گوید «ای مردم»، به مسلمانان نمی‌گوید، به همه می‌گوید. «إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَىٰ» (ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم)؛ «و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا.» (و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله کردیم تا یکدیگر را بشناسید.) شعبه شعبه یعنی چه؟ سیاه و سفید و سرخ‌پوست و زردپوست و شعبه‌های مختلف. و قبایل؛ باز زردپوست‌ها قبیله دارند، سرخ‌پوست‌ها قبایل دارند. همین‌طور. «لتعارفوا»؛ برای اینکه همدیگر را بشناسید
.✔️، اگر همه سفیدپوست بودند و موهای بلوند داشتند، یا سفیدپوست بودند و موهای سیاه داشتند، معلوم نمی‌شد این اروپایی است، آسیایی است، آمریکایی است. ولی الان شما نگاه می‌کنید و می‌گویید: «نه، این قیافه‌اش به شرقی‌ها می‌خورد، این به غربی‌ها می‌خورد.» این برای «لتعارفوا» است، همدیگر را بشناسید. اما بدانید ما شما را خلق کردیم. از زن و مرد آفریده شده‌اید. کدام‌یک از شما بهترید؟ «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.» (گرامی‌ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست.) هر کس تقوای بیشتری دارد، نزد خدا ارزش بیشتری دارد. ما عجمیم، ما فارسی‌زبانیم، عرب‌ها می‌گفتند ما عربیم، الان ترک‌ها می‌گویند ما ترکیم، چشم‌آبی‌ها می‌گویند ما اروپایی هستیم، آن‌ها می‌گویند ما آمریکایی. هر کس برای خودش [چیزی می‌گوید]. خداوند می‌گوید این‌گونه نیست. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.» هر کس تقوای بیشتری داشته باشد، نزد خدا گرامی‌تر است. به تقوا می‌خرند، به خداترسی می‌خرند.

حال، «اتقاکم» (باتقواترین شما)؛ پس معلوم می‌شود تقوا مراتب دارد. برخی مراتب تقوا هست که فرد تقوا دارد ولی ضعیف است و چون ضعیف است، ممکن است خطا و گناه هم کند. آقا، فکر نکنیم کسی که یقه‌اش را این‌گونه بست، ریش گذاشت، موهایش را یک‌وری کرد و این‌گونه راه رفت، متقی است. اصلاً به این‌ها نیست
➖ روایت داریم جوانی بود گردنش را این‌گونه می‌کرد و راه می‌رفت. امیرالمؤمنین (ع) صدایش کرد و گفت: «بیا!» [به او] گفت: «پیچی که در گردن داری را در دلت بینداز! این پیچ و خضوع و خشوع را به دلت ببر. گردنت را کج نکن.» اصلاً معمولاً کسانی گردن کج می‌کنند که ریاکارند. یادمان باشد! کسی سرش را این‌گونه می‌کند، ریاکار است. مؤمن چشمش را پایین می‌اندازد، نه گردنش را. ممکن است کسی یقه‌اش را هم باز کند، کفش‌هایش را هم پشت‌پا کند، [و با ظاهری] نامنظم هم راه برود، ولی آدم متقی باشد؛ یعنی چه؟ یعنی وقتی پای گناه به میان می‌آید، از خدا بترسد. و ممکن است کسی هم خیلی مداح باشد یا معمم باشد، اما وقتی پای گناه به میان می‌آید، باکی نداشته باشد. متقی به ظاهر نیست؛ چون آیه قرآن می‌فرماید: «فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.» (این از تقوای قلب‌هاست.) این از تقوای قلب است. تقوای قلب، تقوا در قلب است که سرایت می‌کند به اعضا و جوارح.

من نوجوان بودم. از یک مسیری می‌رفتم، آقایی را می‌دیدم که سناً از ما بزرگ‌تر بود. یقه‌اش همیشه تا اینجا باز بود. کفش‌هایش را هم پشت‌پا می‌کرد و دست‌هایش را هم باز می‌گذاشت و با حالت خاصی راه می‌رفت. من آن زمان از جمله کسانی بودم که دیدگاهی خشک‌مغزانه به دین داشتم و وقتی او را می‌دیدم (که اکث

راً سر راهمان قرار می‌گرفت)، با اینکه حرفی نمی‌زدم، اما در دلم می‌گفتم: «آخه از ظاهرش معلوم است که کیست و چیست!» تا اینکه روزی در یک مغازه بودیم و ایشان نیز اتفاقی به آنجا آمد. بعد شروع به صحبت با صاحب مغازه کردند. چیزهایی گفت؛ دیدم صحبت از نماز شب می‌کند – نه فقط نماز، بلکه نماز شب – صحبت از ذکر خدا می‌کند. با خود گفتم: «عجب! بابا، ما چه تصوری درباره این شخص داشتیم؟ چه تصوری می‌کردیم؟» زیرا خداوند به ظاهر نگاه نمی‌کند که آقا، کسی در خانه آیت‌الله بزرگ شده، یقه‌اش را این‌گونه می‌بندد، در خانه مذهبی بزرگ شده. یا کسی در خانه آدم بی‌قید و بندی بزرگ شده، اخلاق و رفتارش یک‌جور دیگر است. ولی وقتی پای گناه به میان می‌آید، چه می‌کنند؟ وقتی پای پول به میان می‌آید، آیا رشوه یا رانت می‌گیرد یا نه؟ این‌ها مهم است. وقتی پای شهوت به میان می‌آید، آیا به زن نامحرم نگاه می‌کند یا نه؟ این‌ها مهم است. بقیه‌اش که ظاهرسازی است؛ هر کس یک قیافه‌ای، یکی ریشش بلند است، یکی کوتاه است، یکی موهایش کم است. این‌ها که خوب [مهم نیستند]. آقا، امام المتقین، امام متقیان [باید باشد].

✔️من می‌خواهم متقی باشم. باید به چه کسی نگاه کنم؟ که چگونه باشم تا متقی شوم؟ آقا، یک میلیاردر نوکر دارد. نوکرش می‌دود و در ماشینش را برایش باز می‌کند. روز قیامت می‌بینی همان نوکر که دنبال این آقا می‌دوید و کارهایش را انجام می‌داد، او رئیس می‌شود و این [میلیاردر] التماسش می‌کند: «آقا، دست مرا آنجا بگیر!» آن رئیس، التماس آن نوکر را می‌کند، چون او اهل تقواست؛ تقوای بالاتری دارد. آنجا این نسبت‌ها به هم می‌ریزد. این حدیثی نیز از حضرت عیسی (ع) است که به ایشان گفتند: «آقا، افضل مردم چه کسانی هستند؟» حضرت عیسی (ع) دو کف دستش را از خاک پر کرد و به آن طرف گفت: «کدام‌یک از این‌ها افضل‌اند؟» [وقتی پاسخی نداد] فرمود: «هر کدام از این‌ها مثل هم هستند دیگر. الناسُ خُلقوا مِن تُرابٍ.» (مردم همه از خاک آفریده شده‌اند.) «أکرمُهم أتْقاهُم.» (گرامی‌ترینشان باتقواترینشان است.) گرامی‌ترینشان باتقواترینشان است. امام المتقین. اگر بخواهیم در مورد تقوا حرف بزنیم، بحث زیاد است. در قرآن وقتی کلمه تقوا می‌آید، «کلمة التقوی»؛ «و ألزمهم کلمة التقوی.» روایت داریم که منظور از «کلمة التقوا»، امیرالمؤمنین (ع) است. یعنی متقی با امیرالمؤمنین (ع) است.
پایان جلسه
الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

15.3 مگابایت

← بعدیقبلی →