→

1404-11-5 شرح نصوص الحکم بر فصوص الحکم فارابی جلسه 1

⌂

1404-11-5 شرح نصوص الحکم بر فصوص الحکم فارابی جلسه 1

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم
یک شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۵،درس نصوص الحکم، جلسه (۱)
// نصوص الحکم بر فصوص الحکم یکی از کتاب های فلسفی اولیه جهان اسلام کتاب فصوص الحکم فارابی است، جناب فارابی اولین فیلسوف اسلامی است که می شناسیم یعنی کتاب های ایشان به دستمان رسیده است که قبل از ابن سیناست و ابن سینا ناظر بوده به کتاب های فارابی خود ابن سینا هزار سال قبل است ولی فارابی مقدم بر ایشان است از نظر زمان تقدم دارد بر ایشان که معلم ثانی به او می گویند
//️ معلم اول ارسطو معلم ثانی فارابی است
چون معلم به اصطلاح عالم اسلام در فلسفه
//فلسفه ابتدای ورودش به جهان اسلام در زمان خلافت عباسیان بن العباس ابتدای بن العباس یعنی زمان مامون و هارون و این ها کتاب های ریاضیات و طب و هندسه و فلسفه و نجوم و این ها از دیگر کشورها و دیگر ادیان ترجمه می شد به زبان عربی و وارد جهان اسلام شد و سوالاتی مطرح می شد وقتی این علوم می آمدند فلسفه می آمد یک قواعدی را مطرح می کرد و بعضی قواعدش مطابق با شریعت
است و بعضی قواعدش طرف متوجه نمی شد فکر می کرد مخالف با شریعت است لذا بحث هایی در می گرفت بین متکلمین و اصلا از اونجا یک خلجانی قبل از آن اسلام بود و احادیث پیامبر اکرم ص و مثلا نظریه بعضی علمای اسلام حالا به اسم متکلم بودند یا نظریاتی داشتند ولی وقتی کتاب های فلسفی ترجمه شد مخصوصا حالا نجوم و هندسه و پزشکی و اینها هم بود دیگر که در دست اسلام در دامن اسلام آمد خیلی رونق گرفت ولی بحث های فلسفی که آمد با متکلمین روبرو شدن هم فلسفه رشد کرد هم علم کلام اسلامی رشد کردند مسلما فلاسفه ای بودند قبل از فارابی ولی اینکه ما آنها را بشناسیم کتاب هایی از آنها داشته باشیم مثلا کتاب هایی که طرف را فیلسوف معرفی کند حالا زکریای رازی هم مثلا اینها هستند
او معلم فلسفه فارابی که در سال سیصد و سی و نه فارابی مرحوم شده است یعنی تقریبا در زمان غیبت صغرای امام عصر عج زندگی می کرده است
سیصد و سی و نه مرحوم شده یعنی مثلا دویست و خرده ای متولد شده که سیصد و سی و نه از دنیا رفته است یعنی خیلی نزدیک به زمان امام رضاع است
مثلا خیلی فاصله ندارد که یعنی همان زمان هایی است که فلسفه آمده در دامن اسلام و خیلی کتاب هم نوشته فارابی در فلسفه که یکی از کتاب هاش و کتاب های پخته هم نوشته یعنی قلمش خیلی پخته ست با اینکه قبل از ابن سیناست و فلاسفه ما فلاسفه اسلام همه سر سفره ابن سینا بودند تا زمان ملاصدرا اما ایشان خیلی قلمش پخته است و همین جا الان در این کتاب هم مباحث را می بینیم که چه وزانتی قلمش دارد،
// دو تا فصوص داریم یک فصوص
برای جناب ابن عربی است و فصوص الحکم برای
ابن عربی که او عرفان است و بعد از این یعنی از نظر تاریخ بعد از حتی ابن سینا می شود

//چون اینجا مباحث فلسفی است یک جاهایی دارد که مطالب ناب حکمت را اینجا بحث کرده و هر کسی هم توانایی شرح فصوص فارابی را ندارد.
// اینکه حضرت علامه آقاجان توانستند این کتاب را شرح کنند قدرت علمی ایشان در فلسفه را می رساند که حالا عرض می کنیم این کتاب یک خصوصیتی دارد غیر از فلسفه بودنش یعنی شرحش آن.
//نصوص یعنی روایات منظور اینجا از نصوص یعنی روایات احادیث نصوص الحکم بر فصوص الحکم و حضرت آقا فرموده بودند:
من با یک واسطه عرض می کنم چون یکی از شاگردان ایشان این نکته را می فرمودند:
من می خواستم مطالب فلسفی را بیاورم
با روایات تطبیق بدهم یعنی مطالب فلسفه را بیاورم یک قاعده فلسفی را بعد بگویم این قاعده فلسفی است مثلا حدیثش اینجا بعد دیدم که فصوص فارابی خودش خیلی آماده است، آمدم این کار را
روی فصوص فارابی انجام دادم یعنی می خواستند دیدم که این فصوص اون مطالب فلسفی ناب را آقاجان خودش آورده است آن روایات را که حالا یک مقدار که پیش می رویم در کتاب چند تا فصل اول رد می شویم می بینید چقدر آقاجان حدیث می آورد می گوید اینها مطالب دراحادیث هست حالا احادیث دیگری هم بوده است که آقاجان مثلا اینجا نیاورده است و اشاره نکرده که در نهج البلاغه و جاهای دیگر هم هست ولی بالاخره او یک تنه انجام داده است و بعضی از کارها را یک تنه نمی شود انجام داد
//️ این کتاب کتاب سال شناخته شد و خیلی کتاب گران سنگی است و از آنجایی که فلسفه است ما کتاب های آقاجان را که می خوانیم که آقاجان یک ذوقی دارد فلسفه و عرفان و قرآن و احادیث را با هم مخلوط می کند یعنی تطبیق می دهد لقمه را آماده می کند وقتی که فلسفه با احادیث و آیات و اینها مخلوط
می شود درک ان راحت تر است اما فلسفه صرف که اول باید بفهمید بعد بگذارد کنار حدیث مطلب را که یک مقدار سخت است ولی سختیش را وقتی
می فهمید خیلی شیرین می شود.
// گاهی وقت انسان سر رشته را گم می کند باید حواسش جمع باشد یک لحظه غفلت نکند
// وقتی می گویید خدا راقبول دارم طرف می گوید اما من می گویم هر کره ای یک خدا دارد مثلا می شود یا نمی شود ؟ دلیل باید بیاورید که نه نمی شود چه جوری باید دلیل بیاورید؟
//اینجا می خوانیم و بحث های دیگری که حالا پیش می آید چه در توحید باشد و چه در معاد و مطالب دیگری که هست به طور فلسفی استدلالی بتوانیم به آن برسیم.
➖️کتاب نصوص الحکم بر فصوص الحکم➖
بسم الله الرحمن الرحیم که همه چیز با
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می شود
// همه چیز با اسم الهی شروع می شود اسم به معنای علامت است و الان من یک علامتی دارم که کسی آن علامت را صدا کند من برمی گردم نگاه می کنم ان چیست؟ اسم من است و شما یک علامتی دارید که اسم شماست خداوند علامت دارد بسم الله علامت خدا این علامت خدا که شروع شده این عالم به همین علامت شروع شده است به بسم الله شروع شده و همه ی عالم چه هستند ؟ این علامت خدا هستند ابتدای همه موجودات با بسم الله بعد اختتامش به الحمدالله، افتتاح به بسم الله می شود و اختتام به الحمدالله که حالا الحمدالله به چه معناست؟ که سیر سالک هم همین است از بسم الله شروع می شود تا الحمدلله که رسیدنش نه اینکه گفتنش بسم الله الرحمن الرحیم اسما الهی بسم الله الرحمن الرحیم که هر چیزی بابسم الله شروع بشود حالا در وجود ما چون در عالم همه چیز با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده آغاز وجود به بسم الله الرحمن الرحیم کتاب خدا با
بسم الله الرحمن الرحیم لذا فعل ما اگر بخواهیم منطبق با فعل خدا بشود ما هم باید بگوییم
بسم الله الرحمن الرحیم،
هر امر مهمی که با بسم الله شروع نشود دم بریده است یعنی به الحمدالله نمی رسد
بسم الله الرحمن الرحیم همه آن رحمت است
تمام اسما خدا الله در این بسم الله سه تا اسم آمده الله الرحمن الرحیم الله که جامع رحمان سعه رحمت
است و رحیم اون فشردگی رحمت است که حالا خود همین جا باز یک تفصیلاتی می آید بحث هایش را بخواهیم در مورد بسم الله بگوییم که چند جلسه باید صحبت کنیم
//سپاس و ستایش خدای یکتای همه را سپاس و ستایش سپاس مربوط می شود به الطاف سپاس و ستایش هر دو فارسی است سپاس می گویید
چه کسی سپاس می گوید کسی را وقتی لطفی در حقت انجام می دهد شما سپاسگزاری می کنید اما ستایش چیست؟ ستایش ربطی به الطاف ندارد شما وقتی یک تابلو زیبا می بینید تعریف می کنید اون را می گوییم ستایش می کنید اونجا ستایش است
سپاس وقتی که لطف می کنند به شما و شما سپاس می کنید، سپاس می گذارید وقتی کمالی را می بینید ستایش می کنید حالا هم سپاس و هم ستایش است
که جامع می شود حمد حمد جامع سپاس و ستایش سپاس و ستایش خدای یکتای همه را یکتای همه
//آقاجان می فرمودند: ترجمه احد، چون واحد یعنی یک احد یعنی چه احد همان مبالغه واحد است مثلا عالم یعنی کسی که علم دارد می خواهید بگویید خیلی علم دارد می گویید چه اعلم و قادر قدرت دارد خیلی قدرت دارد می شود قادر اقدر مثلا شامل اشمل کامل اکمل ظاهر اظهر حالا واحد یکی مبالغه اش است می شود اوحد که می شود احد
// یکی یعنی چه ؟ یکی خیلی یکی معنی می دهد ؟ احد یعنی اون یکیست که دو ندارد و شمول دارد چون یک دو دارد چه جوری می شود یک دو نداشته باشد؟ وقتی که همه باشد او دیگر دو ندارد کنارش دو وجود ندارد، یک وقتی که هم یکی که قاهر باشد واحد القهار یکی که به همه چیره باشد
اون می شود یکتای همه که می شود :
«قل هو الله احد» لذا مثلا در ادبیات عربی اگر بگوییم // نیامد مرا یکی درست است اما اگر بگویید
پیش من نیامد یعنی چی هیچکس واحد یعنی یکی شاید دوتا باشد
// هزار وعده خوبان یکی وفا نکند//
//اما وقتی می گویید احد همه را می گیرد
و یکتای همه می شود
//سپاس و ستایش خدای یکتای همه را که چه کرد؟ حب بقا را در اشیا سرشته است همه اشیا حب بقا دارند
//ما می دانیم وقتی بمیریم می رویم بهشت
درست است چرا از مرگ فرار می کنیم ؟
همه ی موجودات از مرگ و نابودی فرار می کنند چرا ؟با اینکه هیچکس مرگ را ندیده است که چه طوری
است!!! شاید فکر می کند مرگ ترسناک است حالا به هر دلیلی چون حب بقا دارد انسان دوست داد نه فقط انسان همه حتی گیاهان حیوانات دوست دارند باقی بمانند دوست دارند و این بحث هایش را قبلا گفتیم //حب بقا را در اشیا سرشته است و انسان به خاطر همین حب بقاست که بچه دار می شود می گوید بمانم اسمم بماند در حالی که نمی داند بقای او در عوالم دیگر است
//مهر خود را در دل ها نوشته است
آیه/ مهر خدا در همه دل ها هست
انسان ها فطرتا خدا را دوست دارند
اگر جایی می بینید بی خدایی می کنند چون خدا را نمی شناسند و یک چیز ذهنی برای خودش درست کرده است از همین کسایی که آتئیستند خدا ناباورند اینها یک خدای ذهنی درست می کنند بعد با او
می جنگند در حالی که او اصلا خدا نیست!
لذا اگر کسی با کسی خواستید بحث خدا اثبات خدا کنید به او بگویید شما کدام خدا را می گویید ؟
خدایی که قبول نداری کدام خداست بگو چیست؟
اول اول بگو چیست آن موقع طرف می گوید :
خدا عیسی مسیح ع است بعد می گوید ما قبول نداریم خدا یک نوری در آسمانها است گرفته نشسته من قبول ندارم حالا ما هم قبول نداریم این خدایی که تو می گویی ما هم قبول نداریم
//️خدا مهرش در همه دل ها نوشته است لذا همه ما کمال را دوست داریم چون کمال مطلق خداوند است //اتقان صنعش رعایت محض حکمت اوست یعنی اون محکم بودن اون حکم و محکمی صنعش ، عالم صنع خداست، من چه هستم!! صنع خدا هستم صنع یعنی صنعت آقا خداوند صنعت به کار برده مغز من دو تا سوراخ گذاشته از مغز ما فقط دو تا سوراخ بیرون است چشمهای ما که باز و بسته هم می شود که به این دوتا می تواند به بیرون وصل بشود بعد دوتا سوراخ گذاشته برایش کولر کار کند برود توی این خنک کند بعد پایین اون دهان گذاشته و این صنع است
بعد حالا حیوانات دیگر هم هر کدامشان یک جور صنع هستند و این بینی را گذاشته بالای دهن مغز را خنک می کند وقتی بینی کیپ می شود برای اینکه مغزتان سرما می خورد کولر قطع می شود اگر
یک کلاه گرم بگذارید سرتان بیست دقیقه بگذرد دماغتان باز می شود چون کولر را خاموش می کند می گوید این مغز سردش است و کولر را باید خاموش کنیم بعد این فقط برای این قسمت است؟ نه می گوید نفس هم که می کشید اکسیژن برود تو ریه ها باید از این طریق بیاید برود باشد بعد چرا بالای دهن گذاشتید ؟ می گوید غذا که می خورید این بو بو را این متوجه بشوید که اگر بوی بد داشت بیندازید دور و نگذارید تو دهنتان.
//بعد مزه غذا را هم با دماغتان می فهمید
آیا زبان مخصوص مزه است؟ نخیر باور نمی کنید رفتید خانه امتحان کنید یک گیره لباس ببندید به دماغ چشمانتان را ببندید به خانم تان بگویید خانم یک چیزی بگذار تو دهن من که من ندانم چیست!
اگر توانستید تشخیص بدهید چیست؟ ماست را از قورمه سبزی نمی توانید تشخیص بدهید این ماست یا قرمه سبزی است !
/(️ این صنع اش چقدر محکم است
//دماغ ما چرا برجسته است؟ اینکه یک زره خدا درست کرده است این دماغ را درست کرده خداوند که چشمای شما تو گودی است چیزی می خورد اصابت می کند به اینجاها به چشم اصابت نمی کند چون چشم خیلی خطرناک است خیلی نرم است
اگر دماغ تخت بود صورتتان را می گذاشتید زمین چشمت فشار می آورد ووو….
در هر چیزی که بروید صنع اش چقدر محکم است اتقان صنع است
یعنی پرچم محض حکمت اوست که این پرچم را
زده زمین که اینجا حکمت است و حکمت دارد

//️حضرت آقا صاحب کتاب می فرمود:
مژه ها بلندند پشه هر جایی می نشیند نیش می زند اگر بنشیند وسط پلک نیشش را بکند تو بیچاره
می شود! فقط همین است؟ نه مژه ها یک جوری گذاشته شده که پیشانی عرق می کند دیگر بالا چشمت ابروست به کسی بگی بالا چشمت ابرو است بهش بر می خورد ابرو می آید اینجا مثل ناودان عمل میکند مژه ها یک حالتی دارند آب عرق را هدایت می کنند از این بغل باز برود بیرون آیا فقط همین است ؟ نه
اتقان صنع است و تازه آنهایی که ما می فهمیم ما که علمی نداریم ووودر این عالم او اصلا هر جایی بروید عجب اندر عجب است صنع الهی اتقان صنعش رعایت محض حکمت اوست پرچم زده این عالم را یک حکیم آفریده این عالم خود به خود به وجود نیامده است
//️این عالم یک وحدتی دارد وحدت در خود ما هست ما چقدر متکثریم چند میلیارد سلول تو وجود هر انسان هست گفتند حدودا هجده میلیارد سلول هست حالا اصلا سلول به کنار چند تا عضو داریم چشم و ابرو و دماغ و دهن و گوش و سر و سینه و دست و انگشت و شکم و پا ووو اما تمام این ها روی حساب کتاب با هم مرتبط اند و چقدر عضله به کار رفته تو پای ما ووو….

//چرخش زمین به دور خودش در تابستان گیاهان را نگاه کنید عصر ها حالت پژمردگی بهشان دست می دهد به خاطر حرارت اگر شب نبود با همه ی آبیاری و اینها همه خشک می شدند بعد شب می آید که خنک بشوند تا فردا که می خواهد دوباره آفتاب بیاید بالا زمین باید دور خودش بچرخد اگر زمین بایستد هیچ گیاهی نمی تواند رشد کند فقط چرخش زمین حالا این نکات ریز حالا اینکه به دور خورشید می چرخد تازه خورشید گفت پشتش به ماست.
//وقتی تمام اعضا و جوارح این عالم با هم کار
می کنند که شرایط زیست محیطی برقرار بشود
همان طوری که بدن ما همه اعضا و جوارح با هم دست به دست هم می دهند اگر کلیه به هر دلیلی کم کاری کند همه به هم می ریزد قلب کم کاری کند و مغز کم کاری کند و خون کم کاری کند و همه سیستم این عالم هم همین جور است یعنی همه با هم مرتبط هستند
//صرف وحدت اوست که یکتاست نشان از یکتایی خالق این عالم دارد بر خوان رحمت رحمان اش آدم و ابلیس نشسته است یعنی سفره کلمه فارسی است عرب ها هم اخوان می گویند عرب ها سفره نداشتند خان از فارسی رفته به عربی سفره عربیه ها سفره عربی ولی از همان سفر یعنی پارچه ای که مثلا غذا را توش می گذاشتند برای سفر و سفره به این معنا که سفره بیندازند نداشتند
//یعنی همه این رحمت خدا شامل حالشان است شیطان باشد و آدم باشد کفار باشند مسلمان ها باشند
//مادبه همان سفره ی طعام محل غذا رحمت رحیمیه اش اون که رحمت رحیمیه است
//جابر یعنی شکسته بند جابر دل های شکسته است دل شکسته برود آنجا ترمیم می شود یعنی رحمت رحمانیه دل را درست می کند طرف را صاحبدل
می کند ضروب غذا از شیر مادر بگیر تازه شیر مادر که فقط مال ما انسان ها نیست که تمام حیوانات از شیر مادر تغذیه می کنند و فقط غذا مال ما انسان ها نیست که حیوانات چه غذاهایی دارند بعد هر حیوانی یک غذای خاص خودش را دارد یکی علف می خورد یکی استخوان می خورد یکی لاشه مردار می خورد
که گندیده باید باشد مثل کفتار مثل کرکس که غیر او بخورد می میرد حتی سیاه زخم زخم ها و میکروب های خیلی قوی و کفتار و کرکس و لاشخور و اینها معده هایشان غذاهایشان این است هضم می کند
می رود اسیدش قوی است یکی دیگر باید بیاید
ریز مغذی بخورد مورچه باید کوچک بردارد
بره هر موجودی یک غذای خاصش را دارد تازه برویم ووو….
//همه ی حیوانات بچه دار که می شوند سینه هایشان پر شیر می شود میوه را می دهد بیرون بعد این ها غذاها سدنه اسم الباقی اند چون هر اسمی سدنه ایی دارد خزینه دارد مثلا معلم علم باید بدهد به دیگران باقی برای اینکه باقی بمانید باید غذا بخورید از اون خزینه ها باید به شما داده بشود
//️ راقی یعنی از ترقی
چشمه های ما از حکمت کامل اش به سویش راقی اند به سویش بالا می روند چشمه همیشه می رود پایین اما این چه طوری است که می گوید اینجا چشمه ها می روند بالا و تصور کن انسان ها حیوان حالا حیوان ها که می گوییم چقدر انواع حیوان داریم حشرات مگس ها پشه و اینها هر کدام امت هایی اند و چشمه هایی اند که می جوشند گیاهان بعد اینها به کدام به سمت کمال می روند کمال چیست ؟ حق لذا می فرماید همه عالم در وحدت الهیه به سوی او در حرکتند همه به سوی اون کمال خودشان رهسپار می شوند
// شما یک تخم را بگذارید تو زمین آب بدهید بهش خودش رشد می کند به طرف کمال خودش حرکت
می کند نمی گوییم کدام وری برو خودش می رود
//این کتاب اسمش کتاب است خودش چیست مسمی است یعنی نامیده شده حالا بحثی است در علم کلام که اسما خداوند آیا عین ذات اند یعنی عین مسمی هستند یا نه اسما غیر ذات اند بعضی ها می گویند نه آقا اسما غیر ذات اند اسما یک چیزند ذات یک چیز دیگر است !
چرا ؟ دلیلایی برای خودشان می آورند
در علم کلام بحث هایی مطرح می شود
اگر غیر ذات هستند آنوقت واجب الوجودند اینها واجب اند اگر بگوییم واجب اند که تعدد واجب پیش می آید یک خداست چقدر اسما دارد این اسما واجبند و اگر بگوییم حادثند که حادث که می شود مخلوق خدا می شوند یعنی خود ذات که عاری می شود از این کمالات می گوییم :
که اسما عین مسمی اند عین ذات اند لحاظات ذات را ما می گوییم اسما یعنی وقتی که ما علم این ذات حق را علمش را در نظر می گیریم می گوییم عالم علیم
خدا عالم است چون دارای علم است ؟ نه اینکه علم یک چیز باشد و ذات خدا یک چیز دیگر باشد
علمش عین ذاتش است و قدرتش عین ذاتش است کمالاتش عین ذاتش اند
//️چند تا ما ذات داریم چند تا انسان داریم الان هشت میلیارد مال این زمان است مثلا صد سال پیش چند میلیارد بود دویست سال پیش چند تا هر سی و پنج سال یک نسل هر سی و پنج سال رو یک نسل حساب می کنند هفتاد سال دو تا نسل می شود همینجوری برو عقب میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد تا چند سال چند هزار سال پیش بوده است و حضرت آدم چند هزار سال پیش الله اعلم چند تا ذات انسانی به وجود آمدند الله اعلم فقط ذات می گوید مخصوص انسان است ؟ چند تا ذات اسب ووو…
//روی اینها فکر کنید بعد می بینید که به شماره در نمی آیند که شئون ذات او تعالی اند از شئون ذات اند این ها همه پرتوهای ذات اند
«« لا اله الاالله وحده وحده وحده»»
نیست خدایی جز او یکتاست یکتاست یکتاست
وحده وحده وحده
//آقا جان می فرماید :
تکرار نیست و تاکید نیست فکر کنید تاکید دارد
می کند ، خداوند این وحدت ذات وحدت صفات و وحدت افعال است و یکتاست در ذات یکتاست در صفات یکتاست در افعال یکتاست ،وحده وحده وحده
// درود فراوان بر شایسته ترین بندگانش به ویژه پیامبر ختم و دودمان و پیروانش دودمان یعنی اهل بیت پیروان یعنی اصحاب که بهشت برین بهشت برین یعنی چی بهشت بالاتر بر یعنی چه؟؟ بالا سینه ما بر یعنی از بر بخوان این سینه بخوان برنامه یعنی چی بالای نامه را می گوییم برنامه بهشت برین یعنی بهشت بالا بهشت برتر بهشت برین شهر حکمت شخص
بیهمال اوست یعنی بی همتا بیهمال یعنی می گوید بهشت بهشت برین اون بهشت بالا شهر حکمت شخص بی همتای اوست اصلا بهشت برین ذات رسول الله ص است که بعد دربش می شود امیرالمومنین ع
//می فرماید : هر انسان متقی و پاکیزه آل من است خاندان من است
الحمدالله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

13.0 مگابایت

← بعدی