→

1403-11-30 شرح عیون عین 59 جلسه 369 معاد انسان

⌂

1403-11-30 شرح عیون عین 59 جلسه 369 معاد انسان

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۳۰، عیون مسائل نفس،

جلد دوم، جلسه ۳۶۹

🧿موضوع: عین ۵۸، در اینکه خیال در آخرت عین حس شده.

⬅️پس در ارتقاء به آن قله بلند به تمثل….

🖋شدید القوی، حضرت جبرائیل علیه السلام است.

🕋سوره نجم

«عَلَّمَهُۥ شَدِیدُ ٱلۡقُوَیٰ (۵)

«ذُو مِرَّةࣲ فَٱسۡتَوَیٰ (۶)

🖋حضرت جبرائیل برای رسول الله بطور کامل متمثل شد و این تمثل در صقع نفس عظیم ایشان صورت گرفت و رویت شدید القوی قدرت می‌خواهد.

🕋سوره مریم

«فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیا»

لها یعنی برای او یعنی برای مریم سلام الله علیها.

لام «لها» برای ملکیت حقیقی است مثل (له ما فی السموات و الارض) که برای خداست.

🖋 دو نوع ملکیت داریم:

۱-ملکیت مجازی ۲-ملکیت حقیقی.

🖋 ملکیت مجازی مثل اینکه می‌گویند زین برای اسب است، آیا اسب مالک آن است؟!!! خیر،

چون زین را روی اسب می‌گذاریم می‌گوییم زین برای اسب است، این قرار داد بین انسانها است.

🖋اما خداوند مالک حقیقی آسمانها و زمین است.

🖋اینکه میگوییم این دست برای من است ملکیتش حقیقی‌تر از آن زین و اسب است ولی انسان خودش فقیر است پس حتی این ملکیت هم حقیقی نیست.

🖋 وقتی رسول الله وحی را شهود می‌کند یعنی وحی الهی عین جان او می‌شود.

🖋 دنی یعنی رسول الله نزدیک شد و فتدلی یعنی جبرائیل آویخته شد پس به هم اتصال پیدا کردند.

🕋فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَیٰ

⤴️پس [فاصله‌اش با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان گشت یا نزدیک‌تر (به حسب قرب به پیامبر)

🕋فَأَوۡحَیٰٓ إِلَیٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَیٰ

پس وحی کرد بر بندهٔ او آنچه وحی کرد.

⤴️ در اینجا این وحی اختصاص به خود رسول خدا دارد، چون نمی‌فرماید چه چیز را وحی کرد و اگر لازم بود می‌گفت.

صحبت از علومی خاص است که رسول الله دریافت می‌کند و مخصوص خود ایشان است.

⬅️ «استوا»«افق اعلی»« دنو»«تدلی»«قرب»«قاب قوسین او ادنی» و ایحاء، همه در صقع نفس رسول الله متحقق بودند و این‌ها هرکدام مقامی از مقامات رسول الله هستند.

🖋قاب قوسین مقام واحدیت است و او ادنی، مقام احدیت است.

🕋مَا کذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَیٰٓ

⤴️دلِ [پیامبر] آنچه را دیده بود [خطا نکرد و] دروغ نگفت.

🖋 در اینجا قلب دارد می‌بیند و دیده سر نیست و دروغ هم نگفت در آنچه که دیده.

🖋 صحبت در این است که نزول فرشتگان در جان خود انسان صورت می‌گیرد و در عالم ماده نیست، اگرچه در اتاقی فرشته‌ای را ببینید اما اصل آن در جان خود انسان است.

🖋 خاتم انبیا روح الارواح و ابوالارواح است.

پدر ارواح خاتم انبیاست و به حضرت آدم ابوالبشر می‌گویند یعنی پدر انسان‌ها.

🖋 خیال خاتم انبیا قوی‌ترین خیال است.

🖋 رسول الله از روی هوای نفس حرف نمی‌زند ((هوای نفس یعنی بدون اتصال به ملکوت))

🖋 خود کلمات قرآن وحی است یعنی اینگونه نیست که شخصی معنا را از خدا گرفته باشد و به این الفاظ در آورده باشد بلکه قرآن خود کلماتش عین وحی است.

🖋 قرآن یک حضرت خاص دارد و با تمام کلمات متفاوت است حتی با احادیث قدسی.

🖋 در کل باید گفته شود پیامبر اکرم در صحبت کردن فصیح‌تر از دیگران بوده است، می‌فرماید خطبه‌های رسول الله حتی از نهج البلاغه و صحیفه سجادیه هم فصیح‌تر و بلیغ‌تر است و همه انبیا و اولیا از رسول الله نور می‌گیرند و او امام تمام اقطاب و کاملین است.

⬅️ خطبه آن حضرت رسول الله در حجت الوداع بهترین شاهد بر مدعای ماست و آن خطبه این است

🖋إنَّ الْحَمْدَ لِلهِ نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِینُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَمِنْ سَیئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ یهْدِهِ اللهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ یضْلِلْ فَلاَ هَادِی لَهُ، و و و ….. تا الی آخر خطبه

⤴️ترجمه: همه ستایش‌ها از آن خداست ما او را حمد می‌کنیم و از وی کمک می‌جوییم و به سوی وی باز می‌گردیم و به خدا از شروع نفوس خویش و بدی‌های اعمال خویش پناه می‌بریم هر کس او را خدا هدایت کند هیچکس او را نمی‌تواند گمراه کند و هر کس را خدا گمراه کند هدایتگری ندارد.

🖋 بعضی وقت‌ها کلمات بلیغ می‌شوند و هر کس نمی‌تواند کلام را بفهمد ولی کلام رسول الله اینطور نیست و روان است که همه آن را می‌فهمند.

🖋 در حدیث شیعه و سنی متواتر بیان کرده‌اند: که رسول الله فرموده است علی برای من به منزلهٔ هارون برای موسی است.

حضرت موسی در قرآن می‌فرماید هارون فصیح‌تر از من است.

🖋 آیا می‌شود گفت امیرالمؤمنین از رسول خدا فصیح‌تر است؟!! چنانکه خطبه‌های نهج البلاغه مشعر بر این مطلب است.

➖➖پایان عین ۵۸➖➖

⬅️««عین ۵۹»»

🧿موضوع: انسان را دو معاد است.

⬅️ آنچه که به واسطه آیات قرآنیه و سنن ایقانیه و اصول برهانیه و امهات عرفانیه و مکاشفات رحمانیه به ادراک و فهم می‌آید، گواه است بر جمع بین دو معاد روحانی و جسمانی، و آنکه انسان آخرت همین انسان دنیا می‌باشد و در اعتلای به فهم این خطاب فصل، کاملی باید تا تحقیق امر را به تو تلقین و تفهیم نماید.

⤴️شرح:

در اعتلای به فهم این خطاب فصل (یعنی حرف آخر حرف بریده حرف تمام) انسان کاملی باید تا حقیقت امر را به شما تلقین و تفهیم نماید.

🖋اول بگوییم بحث چیست؟

فلسفه مشاء می‌گوید معاد روحانی است.

معاد روحانی یعنی چه؟!! یعنی اثبات می‌کند برای انسان که بعد از مرگ روح بقا دارد و انسان زندگی دارد اما بصورت روحانی و نه جسمانی. (جسمانی یعنی اینکه خوردن و آشامیدن و نکاح کردن و… را ندارد)

🖊اما از ادیان ابراهیمی بر می‌آید که معاد جسمانی است یعنی بعد از مرگ ما وارد باغی می‌شویم به اسم بهشت و خوردن و آشامیدن و زندگی جسمانی داریم و همین لذات جسمانی که در دنیا هست را به نحو کامل‌تر در آن جا داریم.

🖊فلسفه مشاء می‌گوید در آخرت لذات لذات روحانی است نه لذات جسمانی، اما حتی خود ابن سینا اعتراف دارد که معاد جسمانی به طریق استدلال برای من پیاده نشده است اما چون پیامبر صادق بیان کرده است من تقلیدا می‌پذیرم یعنی چون پیامبر خدا ص فرموده می‌پذیرم

هرچند که به طریق استدلال برای من پیاده نشده است ، برای من اثبات نشده یعنی ایمان دارم ولی اگرچه برای آن استدلال ندارم!

🖋جناب ملاصدرا در حکمت متعالیه می‌آید و بحث معاد جسمانی را مطرح می‌کند منتها کدام معاد جسمانی؟ آن معاد جسمانی که روحانی هم هست، نه آن معاد جسمانی که متکلمان می‌گفتند که این بدن خاک می‌شود دوباره خدا این خاک را جمع می‌کند و و و……

❗نکته: در دین یا در مسائل احکام اعتقادی کیفیت را از ما نخواستند، که مثلاً معاد کیفیتش چگونه است؟!!!

می‌گوید همین که اعتقاد دارید به معاد این کفایت می‌کند.

چون هزاری هم که ما استدلال بیاوریم و بحث کنیم نمی‌توانیم به چگونگی مسئله معاد برسیم! مگر اینکه وارد آن جا بشویم یا این که شهود کنیم آنجا را.

🖊وحی کیفیتش چگونه است؟ کیفیتش را از ما نخواسته‌اند ، همین که اعتقاد داشته باشید به وحی کافی است.

🖊 این نکته را داشته باشیم: در دین از ما کیفیت را نخواسته‌اند و ایمان به این‌ها را خواسته‌اند.

🖋 حدیث داریم که یک قسمتی در انسان هست که بعد از مرگ خاک نمی‌شود و متکلمین عوام فکر می‌کردند این سلول مادی در بدن است که به آن «عُجب الذَّنْب» می‌گفتند.

🖊درحالیکه آن قسمتی که امام فرمود نفس انسان است که می‌فرماید خاک شدنی نیست. امام حقیقت شما را می‌گوید نه که فکر کنید مثلاً یک استخوانی از بدن شما خاک نمی‌شود!

🖊آن نفس انسان است که باقی است بعد از فنای بدن.

و انسان بدنی دارد متناسب با عالم برزخ که دیگر این بدن مادی نیست، زیرا این بدن حتی در دنیا هم هرچند وقت یکبار سلول‌هایش عوض می‌شود و سلول‌های بدن ما می‌میرند و سلول جدید جایگزین آنها می‌شود، از بچگی تا هشتاد سالگی چندین بار تمام سلول‌های بدنتان عوض شدند!!!!

🖋در بحث تجدد امثال و حرکت جوهری بیان می‌شود که ماده دم به دم تغییر می‌کند و لحظه‌ای قرار ندارد اما انسان فکر می‌کند که این بدن همان بدن است درحالیکه ماده یک لحظه قرار ندارد و آن نفس است که باقیست.

⬅️روایت داریم از امام صادق ع که فرمود:

در آخرت اگر کسی طرف را ببیند می‌گوید این آقای فلانی یا این خانم فلانی است که در دنیا بود.

معادی که ملاصدرا مطرح می‌کند همین است یعنی معاد جسمانی و روحانی با هم.

یعنی ما جسمی داریم در آن جا که متناسب با آن عالم است که بتواند لذات آن جا را درک کند یا بدن‌هایی که بتوانند عذاب آن جا را تحمل کنند زیرا این بدن در درک لذت و الم یک محدوده خاص دارد.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

11.1 مگابایت

← بعدیقبلی →