بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱۴۰۴/۲/۹، عیون مسائل نفس، جلد دوم، جلسه ۳۷۴.
موضوع: شرح عین ۵۹ (انسان دارای دو معاد است)
مبحث معراج جسمانی مانند مبحث معاد جسمانی است.
آیا این جسم میتواند وارد ملکوت شود؟ خیر. مثل اینکه گفته شود آیا میشود انگشت خود را وارد فکر خود کرد؟ خیر.
چطور این جسم وارد ملکوت میشود درحالی که از جنس آنجا نیست.
معراج رسول الله دارای سه مرحله است.
۱-مرحله اول زمینی است که طی الارض است.
۲- مرحله دوم عروج به آسمانهاست که با بدن مثالیست، نه با بدن عنصری.
۳- مرحله سوم عروج و رسیدن به حقایق است که جبرئیل هم در آنجا راه ندارد.
منظور از عروج به آسمانها عروج به آسمان دنیا و ماه و ستاره و… نیست بلکه پیامبر اکرم عروج میکند به ملکوت آسمانها که غیر از این آسمانی است که ما میبینیم، آسمانی که از آنجا وحی نازل میشود غیر از آسمانی است که از آن باران میبارد.
تمام مشاهدات و دریافتها در جان خود نبی اکرم صورت میگیرد، در اینجا هم به این صورت است.
آیه قرآن که میفرماید ((و انه هم السمیع البصیر)) پیامبر اکرم را میفرماید که سمیع و بصیر است، حالا تا چه افقی را میدید و میشنید…
آیه قرآن که میفرماید ((بشرا سویا)) در مورد حضرت مریم که روح برایش متمثل شد به صورت مردی کامل، در جان خود حضرت مریم بود.
عالم مثال خیلی وسعت دارد.
نبی اکرم به معراج رفتند و شهود کردند در آسمان اول حضرت آدم علیه السلام را و…
یک خیال متصل داریم که میشود ذهن و خیال خودمان و یک خیال منفصل داریم که همان عالم مثال است.
وقتی انسان خواب یا تمثل ببیند میگوییم در خیال متصلش دریافت کرده است که اینها صوری است که نیاز به تعبیر دارند که ممکن است خیلی از آنها باطل باشد، اما گاهی انسانی متصل میشود به ملکوت یعنی مستقیم در عالم مثال که همان خیال منفصل است حقایقی را دریافت میکند که این بسیار بالاتر و ارزشمندتر از دریافتهای خیال متصل است و در اینجا عین حقیقت را میبیند و نیازی به تعبیر ندارد و حق و درست است.
حالا پیامبر اکرم آنچه که در معراج دید در خیال متصل بود یا منفصل؟ بعضی در خیال متصل بود اما عمدهی آن در خیال منفصل بوده است.
بیان
عرش و کرسی چیست؟!!
یک معنای عرش سقف است.
آیه قرآن «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا»
ترجمه: یا چون آن کسی که به دهکدهای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقفهایش فرو ریخته بود.
یک معنای عرش تخت بزرگ سلطنت است، که در مورد تخت بلقیس در قرآن آمده است.
خداوند سبحان ذی العرش است اما عرش خدا تخت پادشاهی نیست بلکه عرش خدا مرتبهای است که محیط به تمام کائنات است.
روایت: عرش و کرسی دو باب از ابواب غیباند.
آیه قرآن «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» کرسی خداوند آسمانها و زمین را در بر دارد.
پس این عالم در کرسی است و کرسی محیط به آسمانها و زمین است.
خود کرسی در عرش است، پس مرتبه تنزل یافته عرش، کرسی است.
عرش الهی محیط به تمام موجودات است.
امر خداوند که در عالم جاری میشود از مرتبهی کرسی است زیرا کرسی مرتبهی اوامر الهی است.
هر ولی و یا هر پیامبر غیر از کمل مظهر حقیقت کلی حقایق عالم و اسمای الهی ویژه بدانها و ارواح آنهاست…
یعنی هر پیامبری مظهر اسمی خاص است اما کمل اسم خاص ندارد زیرا قیدی ندارد.
اینکه فرمود در هر آسمان پیامبری را دید به خاطر مقام آن پیامبر و امت او بود که در آن آسمان دیده شده وگرنه آنها مکان ندارند.
تبصره
از اینجا وارد بحث معاد میشویم.
شیخ الرئیس در فصل اخیر نمط هفتم اشارات تصریح نمود که جزای نفس داخلی است و نه خارجی…
هرچه در خارج دیده میشود در درون خود انسان است.
در آخرت هم آتش در نفس خود انسان است و عذابها داخلی است و اینگونه نیست که طرف را از بیرون عذاب کنند.
پس عقاب لازمی از لوازم چیزی است که احوال ماضیه به آن منجر میشود که از وقوع آن لازم…
کارهایی که کردهاید لازمه آن عذاب است و چون این کار را کردهای دیگر گریزی از آن نیست.
کارهای بد تو مثل «غیبت و تهمت و…» گرگ جان تو میشود و تو را تکه تکه میکند، حرفهای خودت است که اینجا صورت گرفته است.
در شریعت کیفیت زیاد مطرح نمیشود.
کسی را زخم زبان بزنید، آن حرفها عقرب میشود و انسان را نیش می زند، در اصل همه از نفس خود انسان است.
علامه حسنزاده آملی فرمودند علم و عمل برای قوام نفس ماست که با جان انسان متحد میشود، و آنجا بروزمیکند و میشود گل و بلبل.
هر کاری میکنید برای خودتان است و این را اگر کسی بفهمد هرلحظه دنبال کار خیر میدود.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی