→

1404-3-13 شرح عیون مسائل نفس جلسه 381

⌂

1404-3-13 شرح عیون مسائل نفس جلسه 381

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

سه شنبه ۱۴۰۴/۳/۱۳، عیون مسائل نفس، جلسه (۳۸۱)

🧿موضوع: شرح عین ۵۹

⬅️کسانی که هویت انسان را به این بدن می‌دانند می‌گویند شیئت شئ به ماده‌ی آن است.

💬ماده از چه چیز تشکیل شده؟

یکی از اقوال فلاسفه یونان باستان ذرات ذیمقراطیسی (دموکراتیک) است.

بحث این است که اگر ماده را خرد کنیم آیا به جایی می‌رسد که نشود خرد کرد!! یا تا بی نهایت می‌شود خرد شود!! می‌بینیم که می‌شود تا بی نهایت خرد کرد زیرا به عدم نمی‌رسیم پس هر ذره‌ای بی نهایت است و بعضی می‌گویند ما از این بی نهایت چطور می‌توانیم عبور کنیم؟!! نمی‌توانیم پس حرکتی در عالم وجود ندارد، که البته این نظریه می‌خواهد به وحدت وجود برسد اما استدلالش درست نیست.

💬ذیمقراطیس می‌گوید نمی‌شود تا بی نهایت ماده را خرد کرد و ما در نهایت می‌رسیم به ذرات ریزی که نه در ذهن و نه در خارج قابل تقسیم نیستند.

حالا آیا این ذرات ابعاد دارند؟ اگر ندارند از اجتماع بی بعد، بعد بوجود نمی‌آید، میلیون‌ها صفر را جمع کنید باز صفر است و اگر بعد دارد پس قابل تقسیم است.

⬅️اقا امیرالمؤمنین ع این مطلب را رد می‌کند:

نهج البلاغه

خطبه 163 – توصف آفرينش خداوند

ابتداع المخلوقين لَمْ يَخْلُقِ اَلْأَشْيَاءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِيَّةٍ وَ لاَ مِنْ أَوَائِلَ أَبَدِيَّةٍ

پديده‌ها را از موادّى ازلى و ابدى نيافريد

بَلْ خَلَقَ مَا خَلَقَ فَأَقَامَ حَدَّهُ

بلكه آنها را از نيستى به هستى آورد، و براى هر پديده‌اى حد و مرزى تعيين فرمود.

💬قائلان به ماده می‌گویند این اجزای لایتجزا از میت حفظ می‌شود و ماده‌ی بدن کس دیگر نمی‌شود.

💬 جناب ملاصدرا فرمود این‌ها را بریزید دور و بحث حرکت جوهری را آورد.

💬شیئت شیء به صورت آن است نه به ماده.

💬فعلیت ما همان نفس است و در هر عالم بدن مناسب آن عالم را داراست و این ابدان در طول هم هستند.

💬 انسانیت انسان به نفس اوست که فعلیت اوست و صورت این نفس می‌شود بدن.

اگر فقط از انسان صورت باقی می‌ماند و ماده نبود درست همین انسان بود یعنی هو هویتش محفوظ بود.

💬 ماده و صورت لازم و ملزم هم نیستند، در عالم برزخ صورت هست ولی ماده نیست.

💬 قوای نفس در خود اوست، مثلاً چشم ما پایگاه قوه‌ی بینایی است که آن قوه در نفس است، در مکاشفه بدون چشم می‌توان دید چون خود نفس این قوه را دارد.

/ پنج حسی هست جز این پنج حس

آن چو زر سرخ و این حس همچو مس/

/صحت این حس بجویید از طبیب

صحت آن حس بجویید از حبیب/

/ صحت این حس ز معموری تن

صحت آن حس ز ویرانی بدن/

⤴️ اینجا ویرانی ریاضت است که با ریاضت آن حواس بیدار می‌شوند.

💬 بحث دیدن خیلی عجیب است، ما یک کوه را چگونه می‌بینیم با آن عظمتش؟ اگر نفس نباشد، تجردی نباشد که نمی‌توان آن حجم از ماده را درون چشم ما جای داد.

💬 بین ظاهر بدن دنیوی و اخروی فقط تمایز این است که او اخروی است و این بدن دنیوی است.

💬 تمایز غیر از تشخص است یعنی اینکه انسان دو تا بدن دارد دلیل بر این نیست که دو شخص باشد زیرا وقتی که بچه بودید یک بدن داشتید و وقتی بزرگ شدید بدنی دیگر و هر کدام یک شخصیت جداگانه ندارند، شخصیت مخصوص نفس است و محفوظ است.

💬 در خواب بدنی داریم که غیر از این بدن است ولی شخصیت ما محفوظ است، و حتی نفس ما مراتبی دارد که از ما پنهان است و آن «من» حقیقی ما که اگر به آن برسیم دیده می‌شود که انسان چه عظمتی دارد!!!

💬 صورت اگر ماده نداشته باشد تغییر و تحول ندارد و ماده هم اگر پی در پی صورتی را نپذیرد تغییری ندارد که می‌شود همان هیولا.

💬 اینجا فانی است و زمانبند است و صورتها از بین می‌روند، آنجا لذات باقی است و صورت‌ها باقی می‌مانند.

⬅️تعریف حرکت: حرکت خروج از قوه به فعل است و حرکت‌ها مختلف است.

💬 حرکت از نداری به دارایی است یعنی حرکت می‌کند از قوه که به فعلیت برسد.

💬 حرکت مکانی یعنی شما در جایی نشسته‌اید و بالفعل آن مکان را دارا هستید وقتی به مکان دیگر می‌روید مکان بعدی را دارا می‌شوید ولی باید مکان قبلی را رها کنید.

⬅️حرکت قطعیه: یعنی پیمودن که این حرکت و پیمایش فقط در ذهن انسان است.

⬅️حرکت توسطیه چیست؟

بیان می‌کند که وقتی انسان از جایی به جایی منتقل می‌شود پیمایشی در حقیقت وجود ندارد بلکه او هر لحظه در مکانیست‌‌.

حرکت از سکونات متوالی بوجود نمی‌آید.

💬حرکت توسطی یعنی قوه نسبت به لحظه‌ی بعد و فعلیت نسبت به لحظه‌ی قبل که یک امر بسیط می‌شود.

💬 حرکت را هر چقدر کوچک و ریز کنید باز حرکت در آن است.

⬅️ این حرکت‌ها مثل حرکت خوفی و غمی و از حرارت کوکبی به خصوص خورشید در دل تابستان بدن را تحلیل می‌برد….

💬 خواب یکی از واضح‌ترین ادله بر تجرد نفس است.

💬 از اینجا معلوم می‌شود که نفس نه احتیاج به بدن طبیعی دارد نه بدن‌های برزخی، ممکن است بدن‌های دیگری هم باشد مانند عرفا که بدن‌های دیگری را در مکاشفات خود می‌بینند، در آخرت هم بدن‌ دیگری هست غیر از این بدن، این ابدان مانند لباس هستند که آنها را عوض می‌کنیم ولی نفس یکی است.

⬅️ بحث معاد جسمانی: تفاوت این است که آن بدن آخرتی انسان است و این بدن دنیایی است ولی تشخص باقی است، لازم است در این دنیا اینطور باشی و در آن دنیا آنطور وگرنه دنیا و آخرت یکی می‌شد.

❗نکته (و نفخت فیه من روحی)

⤴️فیه، در او، دمید در کجا؟!!! او چه کسی است؟ درچه چیز آدم دمیدم؟ در نفس یا در جسم؟؟ از روح خود دمیدم در جسم آدم یا نفس آدم؟!!

💬 اگر بگویید به جسم پس تمام اولاد آدم این «نفخت فیه من روحی» را دارا هستند اما اگر به نفس حضرت آدم دمیده شده دیگر تمام اولاد آدم آن روح الهی را ندارند.

او چه مقامی دارد چون روح از مقام امر است «کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»

همه چیز در تحت عالم امر است و همه چیز در آن انسان هست.

// حد انسان به مذهب عامه

حیوانی است مستوی القامه//

// پهن ناخن برهنه پوست ز موی

به دو پا رهسپر به خانه و کوی//

// هر که را بنگرند کینسانست

می‌برندش گمان که انسانست//

// آدمی چیست برزخی جامع

صورت خلق و حق در آن واقع//

// متصل با حقایق جبروت

مشتمل بر رقائق ملکوت//

// ظاهرش خشک لب به ساحل فرق

باطنش در محیط وحدت غرق//

⤴️ ظاهر ولی الله فقیر، اما باطنش الله است.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

12.6 مگابایت

← بعدیقبلی →