→

1404-3-18 شرح عیون مسائل نفس جلسه 382

⌂

1404-3-18 شرح عیون مسائل نفس جلسه 382

0:000:00
بسم الله الرحمن الرحیم یکشنبه ۱۴۰۴/۳/۱۸، عیون مسائل نفس، جلسه ۳۸۲ موضوع: شرح عین ۵۹ در اینکه انسان دارای هر دو معاد است. جناب شیخ عطار //چون که آن سقراط درنزع اوفتاد داشت شاگردی که گفت ای اوستاد// // چون کفن سازیم و تن پاکت کنیم در کدامین جای در خاکت کنیم// // گفت اگر تو باز یابیم ای غلام دفن کن هرجا که خواهی والسلام// // من که خود را زنده در عمر دراز پی نبردم مرده چون یابی تو باز//  سقراط جزو حکمایی بود که اعدامش کردند و می‌گفتند او جوان‌ها را منحرف می‌کند، سقراط موحد بود و مردم را به یکتاپرستی می‌خواند اما در نهایت او را محکوم به اعدام کردند. یکی از شاگردان او گفت شما را کجا دفن کنیم؟؟ فرمود: اگر مرا یافتید هر کجا که خواستید دفن کنید.  همه امور اخروی باقی‌اند…. الدنیا مزرعة الآخره در این دنیا کار می‌کنید و در آخرت برداشت می‌کنید، دنیا عالم حرکت است،اینجا حرکت میکنی و نتیجه اش را آنجا می‌بینی. در عالم آخرت حرکت و تغییر راه ندارد زیرا ماده و هیولا ندارد.  خدای تعالی فرمود: قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ ﺑﮕﻮ : ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻫﻤﻪ ﭘﻴﺸﻴﻨﻴﺎﻥ ﻭﻫﻤﻪ ﭘﺴﻴﻨﻴﺎﻥ ،(٤٩) لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻋﺪﻩ ﮔﺎﻩ ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻌﻴﻦ ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .(٥٠)  با مومنان زمان حضرت نوح ع و مومنان زمان حضرت ابراهیم ع در یک زمان جمع می‌شویم،یعنی بر حسب زمان در یک ظرف زمانی جمع می‌شویم. بر حسب مکان هم همینگونه است، ان  الأوَّلينَ و الآخِرينَ في صَعيدٍ واحِدٍ یعنی اولین و آخرین در یک صعید (زمین بلند) محشور می‌شوند. هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِينَ ﴿۳۸﴾ امروز همان روز جدایی است كه شما و پيشينيان را در آن جمع كرده‏ ايم.( همه در یک صف جمع می‌شوند) در آیه خود فصل و جمع باهم تصادم و پارادوکس دارند  قیامت چطور محیط می‌شود بر زمان و مکان؟ مثال: مورچه‌ای که روی فرش راه می‌رود، به هر رنگی که می‌رسد آن رنگ را می‌بیند مثلاً رنگ قرمز و بعد رنگ‌های دیگر ولی ما که محیط به فرش هستیم تمام رنگ‌ها را یکجا می‌بینیم و محیط به آن رنگ‌ها هستیم.  ما که در ظرف زمان هستیم حوادث را مرحله به مرحله می‌بینیم، امروز ، فردا و روزهای بعد یا سال بعد و سالهای بعد، همه ی جزئیات را به تفصیل می‌بینیم ولی خداوند سبحان که محیط به زمان و مکان است مثل نسبت ما و مورچه است. ما همه رنگ‌ها را یکجا می‌بینیم و مثل مورچه یکی پس از دیگری رنگ‌ها را نمی‌بینیم لذا تمام قطعات زمان نزد خدا حاضر است . فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ پس خدا را تسبيح گوييد آنگاه كه به عصر درمى ‏آييد و آنگاه كه به بامداد درمى ‏شويد .  شما صبح و شب می‌کنید درحالیکه برای خداوند صبح و شبی نیست ، بر خدا زمان نمی‌گذرد زیرا او محیط است به همه. اگر انسان به آن افق برسد که ورای زمان و مکان بشود می‌شود محیط به تمام زمان و مکان.  در آخرت مراتب انسان‌ها باهم متفاوت است.  يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ [تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را می شناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمت های جاودانی و حیات سرمدی است] بی خبرند.  آن مقامِ احاطه برای همه کس نیست که به آن به آن برسند و آن مخصوص اینان است: و السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ و سبقت‏گيرندگان مقدمند.  أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾ آنانند همان مقربانند.  آنکه در دنیا عادت کرده بود اشیا را یکی پس از دیگری می‌دید در آخرت هم همانگونه است. وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻌﻠﻲ ﺍﺳﺖ ]ﺷﻨﺎﺧﺘﻴﺪ ، ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﺘﺬﻛّﺮ [ ﭘﺪﻳﺪ ﺷﺪﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ] ﻧﻤﻰ  ﺷﻮﻳﺪ ؟ !(٦٢)  روزی که آسمان پیچیده می‌شود، این روز از روزهای دنیا نیست و از ایام آخرت است و هر کس به آن روز نمی‌رسد.  ایام آخرت زمان کشف حقایق است، همانطور که در روز اشیا دیده می‌شوند، و در آخرت هر یومی که می‌آید یک کشف برای انسان باز می‌شود و حقایق را می‌بیند. در قرآن آمده: یوم الحسره، یوم التغابن، یوم الحشر، یوم الجزاء، یوم الخلود. این‌ ایام مراتب شهود اند.  آخرت و بهشت و جهنم مکان دارند اما اصلاً مکان اینجا تناسبی با مکان آنجا ندارد زیرا عالم آخرت عالمی کامل است.  مثال: امواج رادیویی اینجا هستند و مزاحم ما نیستند و در و دیوار هم حجاب آنها نیست و عالم آنها با ما متفاوت است ،عالم برزخ و آخرت الان هست و هیچ تصادمی با این عالم ندارد.  پیامبر اکرم رفت معراج و برگشت در حالی که رختخواب ایشان هنوز گرم بود، زمان بر او می‌گذرد اما به زمان اینجا هیچ ربطی ندارد.  زمان و دهر  و سرمد داریم که با هم متفاوت اند. زمان و دهر و سرمد ۱- تعریف زمان (نسبت متغیر به متغیر ) ۲-تعریف دهر (نسبت ثابت به متغیر ) ثابت است اما وصل است به عالم متغیر، مثل نفس ما که ثابت است ولی تعلق دارد به بدن ما و بدن ما در حال تغییر است اما متصل به نفس ثابت است. ۳-تعریف سرمد( نسبت ثابت به ثابت) هیچ تغییری در آن نیست مثل علوم و حقایق عقلی که مثلا (دو ضرب در دو می‌شود چهار) از ابتدای خلقت این قانون علمی هست و تغییری نمی‌کند. سرمد مقام لایتناهی و فوق زمان و فوق دهر است. پایان سخن حاجی  قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد زنده اش می کند، و او به هر چیزی داناست.  اسنخوانها را زنده می‌کند یعنی استخوان‌های ما دم به دم زنده می‌شوند تا آخر عمر. فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ۖ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا سنت الهی تبدیل نمی‌شود ثابت است و دگرگون نمی‌شود، لایتغیر است. وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَكَّرُونَ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﻴﺪ ، ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﺘﺬﻛّﺮ ﻧﻤﻰ  ﺷﻮﻳﺪ ؟ !(٦٢) پس یک نشئه دیگر داریم، اول اینجاست بعد نشئه ثانی، پس دو عالم است، اگر بگوییم فقط اینجاست که دیگر دو عالم نمی‌شود. آن که تو رو تا اینجا آورده، بقیه راه هم تو را می‌برد.  و صاحب بیان السعادت در تفسیر خویش این آیه شریف را خوش تفسیر کرده زیرا مفاد آن لباب اشارات حکیمیه گذشته است وی فرمود:  أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ ( یعنی آیا انسان ندیده که ما او را خلق کرده‌ایم از نطفه‌ای)  همه ی ما اول نطفه ای بسته بودیم بعد حالا انسان خصیم شده و با خدایش دشمنی می‌کند.  فکر نکردید نطفه چطور انسان شد؟ آیا پدر و مادرت تو را اینگونه خلق کردند یا خودت؟ هیچکس نقشی ندارد، پس چه کسی نطفه را به اینجا رساند!!! آیا دقت نمی‌کنی چه کسی مسیر را برای تو طی کرده!!! ح و ضرب لنا مثلا، برای خدا مثالی نزدید یعنی با خدا بحث نکنید. من یحیی العظام، برای ما مثال می‌زند چه کسی استخوان‌ها را زنده می‌کند در حالی که خاکستر شد و پودر شده. و نسی خلقه، خلقت خودشان را یادشان رفته، چه کسی به تو استخوان داد؟ همان استخوان‌ها را زنده می کند، بيچاره فکر می‌کند زنده بودن انسان‌ به استخوان‌ها و این بدن مادی اوست.  در قرآن در بحث اثبات معاد همیشه ارجاع می‌دهد به مبدا. اگر می‌خواهید بدانید قیامتی هست پس برگردید ببینید شما چیزی نبودید و چگونه به وجود آمدید، کس که اول بار به تو حیات داده بار دوم هم می‌تواند بدهد.  بدون که انسان را بدن طبیعی است که مرکب بدن مثالی او می‌باشد و او را بدن مثالی است که مرکب نفس حیوانی اوست و نفس حیوانی وی مرکب نفس انسانی است و نفس انسانی مرکب روح و عقل وی می باشد…  اینها مراتب انسان است. آنچه بعد از مرگ باقی می‌ماند روح و عقل و نفس و بدن مثالی است، و آنچه از انسان از بین می‌رود بدن مادی اوست.  ماده یک امر مبهمی است که دائما به تجدد امثال تجدید می‌شود و دائما در حال تغییر است.  ماده تشخص ندارد و این « من» انسان است که تشخص دارد یعنی نفس مجرد، ماده«هو هویت» ندارد ، این همانی ندارد. این «هو هویت» فقط به نفس مجرد ما محفوظ است.  از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: روح در مکان خود مقیم است…. از امام صادق عليه السلام است كه : روح در مكان خود اقامت دارد، روح محسن درنور و فسحت و روح بدكار در تنگى و ظلمت است و بدن خاك مى گردد.  روحانیون یعنی عالم مجردات.  فرمود نسبت خاک روحانیون به خاک دنیا به منزل طلا در تراب است…. طلا با خاک چقدر فاصله دارد؟ خاک روحانیون با خاک اینجا به منزل طلا با خاک است.  نفس جسمانی الحدوث است و از ماده بیرون زده است با حرکت جوهری، تراب روحانیون مانند طلایی است که از خاک بیرون می‌آید.  پایان شرح عین ۵۹ الحمدلله علی الولایه دانلود فایل صوتی

11.9 مگابایت

← بعدیقبلی →