→

1403-4-4 عید غدیر

⌂

1403-4-4 عید غدیر

0:000:00

بسم الله الرحمن الرحیم

««الحمدالله رب العالمین الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابوالقاسم المصطفی محمد»»

دوشنبه ۱۴۰۳/۴/۴ «شب عید غدیر»

الحمدلله الذی جعلنا من المتعشقین بمحبه سید العاشقین مولانا امیرالمؤمنین علی (ع)

موضوع: عید غدیر خم عیدالله اکبر

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عید غدیر خم را به همه پیروان امیرالمؤمنین و پیروان آل الله و پیروان امام زمان در هر کجا از عالم که هستند تبریک عرض می‌کنیم.

عید غدیر خم عید الله اکبر است بزرگترین عید خداوند است.

اعلام ولایت امیرالمؤمنین ع در حَجَّةُ الوَداع رقم خورد که تنها حج پیامبر اکرم (ص) بعد از اسلام است. رسول اکرم (ص) پس از هجرت به مدینه، سه بار برای عمره به مکه رفتند؛ اما به گفته مورخان و محدّثان، فقط یک بار در مراسم حج حضور یافتند و آن چند ماه پیش از وفاتش بود. از آنجا که این حج در آخرین سال عمر آن حضرت (ص) واقع شد و پیامبر در آن با مسلمانان وداع کرد، به حجة الوداع (حج خداحافظی) مشهور است. بنابر باور شیعه و تعدادی از دانشمندان و بزرگان اهل سنت، پیامبر (ص) در بازگشت از این سفر، در غدیر خم، به دستور خداوند امامت و ولایت امام علی (ع) را به صورت عمومی اعلام کرد و از مردم بر این امر، بیعت گرفت؛ بدین رو این حج، برای شیعیان و مسلمانان اهمیتی ویژه دارد.

در منطقه‌ای که برکه آبی بود و سه شعبه می‌شد یک مسیر آن به مدینه می‌رفت که رسول الله به آنجا می‌رفتند. کاروان‌ها را در آنجا جمع کرد و فرمان ایست داد، بعضی از کاروان هارفته بودند که حضرت دستور داد که برگردند که این حکمتی داشت و حکمت آن این بود که خبر مهمی را رسول الله می‌خواستند باز گو کنند.

در آنجا رسول الله اجتماع کردند و خطبه‌ای ایراد کردند که به خطبه غدیر خم معروف است این خطبه را شیعه و سنی فوق حد تواتر روایت کرده‌اند.

هیچ حدیثی در عالم اسلام نداریم که اینقدر سند داشته باشد. وحدیث غدیر را ۱۱۰ صحابی از قول رسول الله روایت کرده‌اند.

امشب می‌خواهیم حدیثی از احادیث غدیر را بخوانیم که از اهل سنت است که گزیده‌ای از کتاب جامع الغدیر «علامه امینی» است.

«حدیث»

حافظ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى، متوفّاى (۳۱۰).

وى در «كتاب الولاية» كه آن را پيرامون طریق‌های حديث غدير نگاشته، به سند خود از زيد بن أرقم روايت كرده است: آنگاه كه پيامبر در بازگشت از حجّة الوداع به غدير خم رسيد – و ظهر بود و هوا بسيار گرم – فرمان داد كه اطراف چند درختِ بزرگِ نزديكِ به هم را تميز كرده و جارو بكشند [تا جايگاهى فراهم شود]، و بانگ نماز جماعت سرداد، پس از نماز گرد هم آمديم و در ضمن خطبه‌ای طولانى فرمود: «خداوند آيۀ: (بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اَللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ اَلنّاسِ) را بر من نازل كرد. و جبرئيل از جانب پروردگار به من فرمان داد كه در اين مكان بايستم و به هر سياه و سفيدى اعلام كنم: «أنّ عليّ بن أبي طالب أخي ووصيّي وخليفتي والإمام بعدي» [همانا على بن ابى طالب برادر و وصّى و خليفۀ من و امام پس از من است]. و از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد كه اين مسؤوليّت را از دوش من بردارد؛ زيرا می‌دانستم كه متّقيان اندكند، و آزار دهندگان من فراوانند، و بسيارند كسانى كه ملازمت فراوان من با على و شدّت رويكرد من به او را سرزنش می‌کنند تا به جايى كه مرا «اُذُن» [گوش] ناميدند و دراين باره خداوند اين آيه را نازل كرد: (وَ مِنْهُمُ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَلنَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اَللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ) [۱] [از آنها كسانى هستند كه پيامبر را آزار می‌دهند و مى گويند: «او آدم خوش باورى است»! بگو: «خوش باور بودن او به نفع شماست! (ولى بدانيد) او به خدا ايمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصديق می‌کند؛ و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آورده‌اند»! و آنها كه رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناكى دارند]!

اگر بخواهم می‌توانم نام آنان را فاش سازم و آنان را به شما معرّفى كنم، ليكن من با مخفى كردن نامشان آبرويشان را نمی‌ریزم، و خداوند جز به تبليغ من دربارۀ على رضايت نداد.

«فاعلموا معاشرَ الناس ذلك؛ فإنّ اللّه قد نصبه لكم وليّاً وإماماً وفرض طاعته على كلّ أحد، ماضٍ حكمه، جائز قوله، ملعونٌ من خالفه، مرحومٌ من صدّقه، اسمعوا وأَطيعوا؛ فإنَّ اللّهَ مولاكم وعليٌّ إمامكم. ثمّ الإمامة في ولدي من صلبه إلى القيامة.

لاحلال إلّا ما أحلّه اللّه ورسوله، ولا حرام إلّاما حرّم اللّه ورسوله وهم؛ فما من علم إلّاوقد أحصاه اللّه فيَّ، ونقلتُه إليه، فلا تضلّوا عنه، ولا تستنكفوا منه؛ فهو الّذي يهدي إلى الحقّ ويعمل به، لن يتوبَ اللّه على أحد أنكره، ولن يغفر له، حتماً على اللّه أن يفعل ذلك أن يعذّبه عذاباً نُكراً أبد الآبدين، فهو أفضل الناس بعدي ما نزل الرزق وبقي الخلق، ملعونٌ من خالفه، قولي عن جبرئيل عن اللّه، فلتنظر نفسٌ ما قدّمت لغد».

[اى مردم! اين واقعيّت را بفهميد؛ زيرا خداوند او را ولىّ و امام شما قرار داده و اطاعتش را برهمگان واجب كرده است، حكمش لازم الاجرا و سخنش برابر حقّ است، كسى كه با او مخالفت كند ملعون و آنكه تصديقش كند مرحوم است. بشنويد و فرمان ببريد؛ چرا كه خداوند مولاى شما و على امام شماست، و پس از او تا روز قيامت امامت در فرزندان من از نسل وى می‌باشد.

حلالى نيست جز آنچه را كه خداوند و رسولش حلال کرده‌اند، و حرامى نيست جز آنچه را كه خدا و رسول و آنان (امامان) حرام کرده‌اند.

هيچ علمى نيست مگر آنكه خداوند در من گرد آورده است، و من به او انتقال داده‌ام. از وى گمراه نشويد و از روى تكبّر از او سرباز نزنيد؛ اوست كه به حقّ هدايت می‌کند [۲] و به آن عمل می‌کند. هركه وى را انكار كند توبه‌اش پذيرفته نمی‌شود و خداوند او را نمی‌آمرزد. خداوند حتماً چنين می‌کند و وى را تا ابد عذابى سخت خواهد كرد. او برترين مردم پس از من است تا آنگاه كه روزى نازل شود و مخلوقات باقى باشند. هر كه با او مخالفت كند ملعون است. اين سخنان را جبرئيل از جانب خداوند بر من نازل كرده است؛ پس هر كس بايد بنگرد كه براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده است [۳] ]. ].

محكمات قرآن را دريابيد و از متشابهات آن پيروى نكنيد، هيچ كس آن را براى شما تفسير نخواهد كرد، جز آنكه من دستش را گرفته و بازويش را بالا برده‌ام و به شما اعلام كرده‌ام كه: «من كنتُ مولاه فهذا – فعليٌّ – مولاه، وموالاته من اللّه عزّوجلّ أنزلها عليَّ» [هر كه من مولاى اويم، پس اين – على – مولاى اوست، و موالات وى از جانب خداوند بر من نازل شده است].

آگاه باشيد كه من پيام خداوند را رساندم، آگاه باشيد كه آن را ابلاغ نمودم، آگاه باشيد كه آن را به گوش مردم رساندم، آگاه باشيد كه آن را توضيح دادم. [و سپس فرمود:] «لا تحلُّ إمرةُ المؤمنين بعدي لأحد غيره» [فرمانروايى بر مردم، پس از من بر هيچ كس غير از او جايز نيست].

سپس او را به طرف آسمان بالا برد تا پاى او در كنار زانوى پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و فرمود: «معاشر الناس هذا أخي و وصيّي و واعي علمي وخليفتي على من آمن بي وعلى تفسير كتاب ربّي» [اى گروه مردم! اين «على» برادر و وصىّ و ظرف علم من و جانشين من بر ايمان آورندگان به من و بر تفسير كتاب پروردگار من است].

و بنا بر روايتى فرمود: «أللّهمّ والِ مَن والاه، و عادِ ِمن عاداه والعَنْ من أنكره، و اغضَب على من جحد حقّه» [خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار، و انكار کننده‌اش را لعنت كن، و بر كسى كه حقّش را انكار می‌کند غضب كن].

«أللّهمّ إنّك أنزلت عند تبيين ذلك في عليٍّ: (اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) [۱] بإمامته، فمن لم يأتمَّ به وبمن كان من ولدي من صلبه إلى القيامة، فاُولئك حبطت أعمالهم وفي النار هم خالدون. إنّ إبليس أخرج آدم عليه السلام من الجنّة، مع كونه صفوة اللّه، بالحسد؛ فلا تحسدوا فتحبطَ أعمالُكم وتزلَّ أقدامكم. في عليّ نزلت سورة (وَ اَلْعَصْرِ * إِنَّ اَلْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ).

معاشرَ الناس آمنوا باللّه ورسوله والنور الّذي اُنزِل معه (مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا أَصْحابَ اَلسَّبْتِ). النور من اللّه فيَّ، ثمّ في عليٍّ، ثمّ في النسل منه إلى القائم المهديّ.

معاشرَ الناس سيكون من بعدي أئمّة يدعون إلى النار ويوم القيامة لا يُنصرون، وإنّ اللّه وأنا بريئان منهم، إنّهم وأنصارهم وأتباعهم في الدرك الأسفل من النار، وسيجعلونها ملكاً اغتصاباً، فعندها يُفرغ لكم أيُّها الثَّقَلان، و (يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ)… » [بار خدايا! تو براى آشكار كردن امامت على آيۀ: (اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) را نازل كردى؛ پس هر كه به وى و به فرزندان من از صلب او اقتدا نكند، اعمالش باطل و در دوزخ جاودان خواهد بود. همانا ابليس، آدم را با اين كه برگزيدۀ خدا بود، به خاطر حسادت از بهشت بيرون كرد؛ پس حسادت نكنيد كه اعمالتان باطل شده و قدمهايتان لغزش می‌یابد. سورۀ (وَ اَلْعَصْرِ * إِنَّ اَلْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) [۲] (به عصر سوگند * كه انسانها همه در زيانند) دربارۀ على نازل شده است.

اى جماعت مردم! به خدا و رسولش و به نورى كه با او نازل شده [۳] است ايمان آوريد (مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا أَصْحابَ اَلسَّبْتِ) [۴] (پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم، همان گونه كه اصحاب سبت – گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل – را دور ساختيم). نور (نازل شدۀ) از جانب خدا، در من، سپس در على، و پس از وى در نسل او تا مهدى قائم قرار داده شده است. ۷.

اى مردم! به زودى پس از من امامانى كه مردم را به آتش دعوت می‌کنند و روز قيامت ياورى ندارند، خواهند آمد، كه خداوند و من از آنها بيزاريم، آن‌ها و ياوران و پيروانشان در درك اسفل از دوزخ هستند، و پس از مدّتى كوتاه، غاصبانه، خلافت، چهرۀ سلطنت می‌یابد. در آن هنگام است كه به حساب شما پرداخته می‌شود اى دو گروه انس و جنّ [۱]. و (يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ…) [۲] (شعله‌هایی از آتش بى دود، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده می‌شود؛ و نمی‌توانید از كسى يارى بطلبيد)].

———-

[۱]: – توبه: ۶۱.

[۲]: – [و خداوند در سورۀ يونس، آيۀ ۳۵ می‌فرماید:

(أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاّ أَنْ يُهْدى) «آيا كسى كه هدايت به سوى حقّ می‌کند براى پيروى شایسته‌تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمی‌شود مگر هدايتش كنند؟»].

[۳]: – [خداوند در سورۀ حشر، آيۀ ۱۸ می‌فرماید:

(وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اِتَّقُوا اَللّهَ) «و هر كس بايد بنگرد تا براى فردايش چه چيز از پيش فرستاده؛ و از خدا بپرهيزيد»].

[۱]: – مائده: ۳.

[۲]: – در كتاب الدرّ المنثور ۶: ۳۹۲ [۶۲۲/۸] از طريق ابن مردويه از ابن عبّاس روايت كرده است: «آيۀ: (إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ) * دربارۀ على و سلمان نازل شده است».

[۳]: – [در سورۀ أعراف آيۀ ۱۵۷ آمده است: (فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اِتَّبَعُوا اَلنُّورَ اَلَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ)؛ «پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى كردند، آنان رستگارانند»].

[۴]: – نساء: ۴۷.

[۱]: – [در سورۀ الرحمن آيۀ ۳۱ آمده است: (سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ اَلثَّقَلانِ) (به زودى به حساب شما می‌پردازیم اى دو گروه انس و جن)؛ وگوياپيامبراكرم صلى الله عليه و آله در عبارت «فعندها يفرغ لكم أيّها الثقلان» به اين آيه اشاره دارد].

[۲]: – الرحمن: ۳۵.

پایان حدیث*

روایت: در داستان حضرت موسی و حضرت خضر علیه السلام که در سوره کهف آمده است حضرت موسی فرمود که حضرت خضر خیلی عجایب به من نشان دادند ولی عجیب‌ترین آن این بود که وقتی کنار دریا بودیم پرنده‌ای آمد یک قطره آب برداشت به طرف شرق پرتاب کرد قطره‌ای دیگر به طرف غرب پرداخت کرد و اینکار را ادامه داد و به ۶ جهت قطره‌ی آب را پرتاب کرد آنگاه یک قطره به طرف ما انداخت.

کار این پرنده بسیار عجیب بود که نه من فهمیدم معنایش چیست نه خضر ع.

در همین موقع صیادی آمد و گفت شما پیامبر خدا هستید اما نمی‌دانید که این واقعه معنایش چیست.

اسم این پرنده مسلم است می‌خواهد به شما بگوید که در آخرالزمان پیامبری می‌آید که علم شرق و غرب در برابر علم ایشان مثل این قطره است در برابر اقیانوس و او تمام این علوم را به وصی خود می‌دهد.

رسول اکرم (ص) فرمودند علمی در من نیست و جمع نشده است مگر تمام آن را منتقل به علی (ع) کرده‌ام.

پس گمراه نشوید و از علی ع سر باز نزنید که او کسی است که به حق هدایت می‌کند و عمل می‌کند به آن و خودش هم عمل کننده به حق است و هم هدایت کننده به حق.

خدا توبه نمی‌دهد کسی را که انکار علی کند (این را اهل سنت گفته‌اند)

نکته: اگر کسی از بیرون به عالم اسلام نگاه کند می‌بیند تمام خانواده پیامبر ص و اهل بیت ایشان کشته شدند؛ دختر پیامبر ص و دامادش که پسر عمو و جانشین و وصی پیامبر ص بود را شهید کردند امام حسن ع امام حسین ع را به شهادت رساندند!

آیا می‌شود به اینها بگویید مسلمان!

در ظاهر می‌گفتند ما مسلمانیم اما بماند!….

برای مومنان امیری جز علی ابن ابیطالب ع نیست.

امیرالمؤمنین ع فرمود: از وقتی رسول خدا ص قبض روح شد دائم من مظلوم بوده‌ام و پیوسته به من ظلم شده است.

حدیث: از امام باقر ع سؤال شد با این همه سفارش رسول خدا ص در مورد امیرالمؤمنین ع چه شد غصب خلافت شد؟

امام باقر ع یک کلمه فرمود: الحسد حسادت

روایت: این جشن را بزرگ بدارید و پخشش کنید بین خانواده و دوستانتان هر طوری که بتوانید.

آنقدر غدیر در نزد خداوند عظمت دارد که به احترام غدیر تا سه روز گناه شیعیان نوشته نمی‌شود.

بعد حضرت می‌فرماید اما شما در طاعت بکوشید که اجرش مضاعف است.

حدیث: گفتند آقا ما دوست داشتیم در غدیر خم بودیم و با امیرالمؤمنین ع بیعت می‌کردیم فرمودند هر کس دوست دارد و می‌خواهد با امیرالمؤمنین ع بیعت کند صلوات بفرستد

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وعجل فرجهم که می گویید بیعت با امام زمان عج هم محسوب می‌شود حالا هر کس دوست دارد با امام زمان عج بیعت کند صلوات بفرستد

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

امام صادق ع فرمود: زمانی می‌آید که پرچم‌های مختلفی بلند میشودو معلوم نیست کدام به کدام است و هر کسی ادعا می‌کند که ما بر حقیم پرسیده شد در آخر زمان چکار کنیم؟! امام فرمود: امر ما از خورشید روشنتر است.

و در روایتی دیگر فرمود: وقتی امور برایتان مشتبه می‌شود بچسبید به همانی که از قبل داشتید؛ یعنی امامت امامانتان تا امام زمانتان بیاید.

خدایا: به امیرالمؤمنین به شادی قلب حضرت زهرا در غدیر که ولایت امیرالمؤمنین ع عرضه شد؛ به شادی قلب حسنین ع به شادی رسول الله ص و به حال امیرالمؤمنین ع قسم می‌دهیم تو را در فرج امام زمانمان تعجیل بفرما.

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

14.0 مگابایت

← بعدیقبلی →