→

1404-3-23 اثبات ولایت امیرالمؤمنین و کفر عمر ابن خطاب

⌂

1404-3-23 اثبات ولایت امیرالمؤمنین و کفر عمر ابن خطاب

0:000:00

🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹

((الحمدلله الذی جعلنا من المتعشقین بمحبت سیدالعاشقین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام))

جمعه ۱۴۰۴/۳/۲۳ [[عید غدیر]]

🧿موضوع:« «اثبات ولایت امیرالمؤمنین و کفر عمر ابن خطاب»»

⬅️ عید غدیر عید الله اکبر است که به نسبتش به دین اسلام، نسبت سوره حـــمد به قـــــــران است، یعنــــــــی چه؟

⬅️در قرآن می‌فرماید: ما به تو سبع المثانی دادیم و قرآن عظیم را.

در روایتی امام باقر علیه السلام می‌فرماید سوره حمد که سبع المثانی است راخداوند یک طرف قرار داد و قرآن را یک طرف یعنی آنقدر سوره حمد عظمت دارد که با همه قرآن برابری می‌کند، و قدر سوره حمد را باید دانست چون در روایتی می‌فرماید: در قیامت در مورد سوره حمد از انسان سؤال می‌کنند که با این سوره چه کردید؟ سوره حمد خیلی خواص و برکاتی دارد و چه عظمتی دارد و چه کارهایی از این سوره بر می‌آید که جناب ابن عربی می‌گوید من یک استادی داشتم خانمی بود (۹٠) ساله که صاحب تصرف بود و هر تصرفی را که می‌خواست انجام بدهد با سوره حمد انجام می‌داد بعد می‌گفت من تعجب می‌کنم مردمی که مشکل دارند چرا از سوره حمد استفاده نمی‌کنند! سوره حمد را که بلد هستند بخوانند!

ولایت امیرالمؤمنین ع یک طرف و تمام دین یک طرف است، از کجا می گوییم؟ از آیه قرآن آیه‌ای که در مورد عید غدیر است:

🕋المائده

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ! ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ [ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺃﺑﻲ ﻃﺎﻟﺐ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎم)] ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺑﻠﺎﻍ ﻛﻦ; ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎم ﻧﺪﻫﻲ ﭘﻴﺎم ﺧﺪﺍ ﺭﺍ نرسانده‌ای. ﻭ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ [ﺁﺳﻴﺐ ﻭ ﮔﺰﻧﺪ] ﻣﺮﺩم ﻧﮕﻪ می‌دارد; ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻭﻩ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﺪﺍﻳﺖ نمی‌کند. (٦٧)

⬅️یعنی تمام رسالتت یک طرف ولایت امیرالمؤمنین ع یک طرف، چون می‌فرماید اگر نگویی انگار تا به حال هیچ کاری نکرده‌ای.

تمام قرآن در سوره حمد است و تمام دین هم در ولایت امیرالمؤمنین ع است و شیعه و سنی روایت کردند که ولایت امیرالمؤمنین ع صراط مستقیم است.

⬅️غدیر خاری است در چشم دشمنان امیرالمؤمنین و اینها هر حدیثی را که دلالت می‌کند بر مقام و فضائل و امامت امیرالمؤمنین یک جوری می‌آیند در آن خدشه وارد کنند یعنی اول می‌روند سراغ سند حدیث مثلاً سند حدیث را تضعیف کنند و اگر نتوانند سند را تضعیف کنند در آن سلسله‌ای که دارد می‌گردند ببینند یک نفر پیدا می‌کنند که رجالیونِ آن‌ها گفته باشند این شخص ضعیف است بعد می گویند خب این حدیث ضعیف است، حالا اگر نتوانند! مثل حدیث غدیر که سلسله زیاد دارد و صحیح السند است می گویند چون معنای ولی را ما دقیق نمی‌دانیم چیست پس این حدیث برای ما دلالتی ندارد! درحالیکه خود پیامبر ص فرمود من اولی هستم به مؤمنین و هر کسی که من اولی هستم به او این علی هم همین گونه است.

بعد میگویند اگر در حدیث غدیر مولا معنای امامت می‌دهد چرا حضرت علی ع خودش در بحث‌ها هیچ جا نگفته است که پیامبر من را در غدیر معرفی کرده است؟ حضرت علی ع باید استدلال می‌کرد به این حدیث یا دیگران باید استدلال می‌کردند!

⬅️جالب اینست که چقدر حدیث داریم که حضرت استناد کردند به حدیث غدیر خم که ما چند نمونه‌اش را که علامه امینی در الغدیر جمع آوری کرده است را از روی حدیث می‌خوانیم که امیرالمؤمنین ع در کجا استناد کرد به حدیث غدیر که خود اهل سنت هم روایت کردند از کتب شیعه نیز روایت شده است:

⬅️حدیث (۱)(سوگند دادن امیرالمؤمنین ع در روز شورا….)

➖اما استدلال‌های دیگر سوگند دادن امیرالمؤمنین ع در روز شورا آن شورای شش نفری که عمر درست کرد گفت از میان خودشان یک خلیفه انتخاب کنند آنجا بحث‌هایی در گرفت که بعد امیرالمؤمنین ع در روز شورا کنار درب منزل ایستاده بود شنیدم که حضرت به آن‌ها می‌گفت علیه شما دلیلی می‌آورم که هیچ عرب و عجمی یارای تغییر آن را نداشته باشد پس فرمود ای جماعت شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا کسی از شما پیش از من به وحدانیت خدا شهادت داده است کسی قبل از من هیچ کدام از شما مسلمان شدید؟ گفتند نه یعنی من اول مسلمان هستم

بعد فرمود شما را به خدا سوگند آیا کسی از شما برادری بسان جعفر طیار که در بهشت همراه ملائکه است دارد؟ گفتند نه نداریم فرمود شما را به خدا سوگند آیا کسی از شما غیر از من عمویی مثل حمزه شیر خدا و شیر رسول خدا ص سیدالشهدا دارد؟ گفتند نه فرمود شما را به خدا سوگند آیا کسی از شما غیر از من همسری مثل فاطمه دختر رسول الله ص سیده زنان اهل بهشت دارد؟ گفتند نه به خدا قسم فرمود شما را به خدا سوگند آیا کسی از شما غیر از من فرزندانی مثل حسن ع و حسین ع سید جوانان اهل بهشت دارد؟ گفتند نه به خدا قسم فرمود آیا کسی از شما غیر از من پیش از هر

بار نجوا با رسول خداص صدقه می‌داد؟ گفتند نه به خدا قسم چون این آیه‌ای بود که فقط امیرالمؤمنین ع بهش عمل کرد و بعد آیه نسخ شد و فرمود: شما را به خدا سوگند آیا کسی از شما غیر از من رسول خداص درباره‌اش گفته است

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه ‌‌‌‌‌‌‌….» حاضران به غایبان اطلاع دهند. گفتند نه به خدا قسم، حضرت دارد برای خلافت استدلال می‌کند که من برتری دارم بر همه.

⬅️حدیث (۲)(سوگند دادن امیرالمؤمنین ع در روزگار عثمان بن عفان)

➖فرمود باز امیرالمؤمنین قسم می‌دهد تا آن قسمتی که می‌فرمود سپس به امر رسول خدا ص مردم به اقامه نماز جماعت فراخوانده شدند پس از نماز حضرت در خطبه فرمودند: ای مردم آیا می دانید که خدای عز وجل مولای من و من مولای مومنان هستم و من به آنها از خودشان اولی هستم گفتند آری‌ای رسول خدا فرمود: پس ای علی بایست آنگاه که ایستادم فرمود: “من کنت مولاه فهذا علی مولاه ‌‌‌… ”

در این هنگام سلمان برخاست و پرسید ای رسول خدا ص این چگونه ولایتیست؟ حضرت فرمود: ولایتی است مثل ولایت من، یعنی دیگر جای اینکه مولا را به معنی دوست بگیریم ندارد و این حدیث را سنی هم نقل کرده است، فرمود هر کس که من اولی به او هستم علی اولی به اوست در این هنگام بود که خداوند آیه:

🕋المائده

… ” الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا …‌”

ﺍﻣﺮﻭﺯ [ﺑﺎ ﻧﺼﺐِ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﺑﻲ ﻃﺎﻟﺐ ﺑﻪ ﻭﻟﺎﻳﺖ، ﺍﻣﺎﻣﺖ، ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻲ ﺑﺮ ﺍﻣﺖ] ﺩﻳﻨﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻛﺎﻣﻞ، ﻭ ﻧﻌﻤﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﻤﺎم ﻛﺮﺩم، ﻭ ﺍﺳﻠﺎم ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﻳﻦ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪم. (٣)

⬅️پس رسول خدا ص تکبیر گفت و فرمود:

الله اکبر تمام نبوت من و تمام دین خدا ولایت علی است بعد از من.

حدیث را اهل سنت هم روایت کرده است، سپس ابوبکر و عمر ایستادند و گفتند ای رسول خدا ص آیا این آیات ویژه علیست فرمود: بله مخصوص او و جانشینان من تا روز قیامت است گفتند ای رسول خدا ص جانشینان خود را برای ما بیان کن فرمود: علی برادر من، وزیر من، وارث من، وصی من و خلیفه من در امتم و ولی هر مؤمنی بعد از من است، سپس بعد از او دو تا پسرم که نه آنها از قرآن جدا می‌شوند و نه قرآن از آنها جدا می‌شود تا آنکه در حوض به من بپیوندند.

⬅️حدیث (۳)(سوگند دادن امیر المومنین ع در روز رحبه)

⬅️ سوگند دادن امیرالمؤمنین ع در راه کوفه در سال سی و پنج هجری آنگاه که به امیر مومنان ع خبر رسید که او در آنچه از تقدیم رسول الله ص وی را بر دیگران روایت کرده متهم ساخته‌اند امیرالمؤمنین ع می‌فرمود:

رسول خدا ص من را مقدم داشت بر همگان بعضی گفتند علی ع دروغ می‌گوید! (پناه بر خدا درمورد رسول الله ص هم می‌گفتند دروغ می‌گوید! امیرالمؤمنین ع را هم متهم کردن به دروغ گفتن) و در امر خلافت وی به نزاع پرداختند در جمع مردم در شهر کوفه حضور یافت و در رد کسانی که در امر خلافت با وی به منازعه پرداخته بودند آنان را به حدیث غدیر سوگند داد، ابن ابا الحدید به سند خود از ابو سلیمان مؤذن روایت کرده است:

علی مردم را سوگند داد چه کسی از رسول خدا ص شنیده است ” من کنت مولاه فهذا علی مولاه ”

گروهی به آن گواهی دادند گفتند ما شنیدیم هر که من مولای اویم این علی مولای اوست، ولی زید بن ارغم با اینکه می‌دانست از گواهی دادن خودداری کرد بیچاره گفت من یادم نیست و علی وی را به کوری چشم نفرین کرد گفت اگر دروغ می گویی خدا چشمانت را کور کند پس کور شد که اصلاً روایت داریم از مجلس رفت بیرون چشماش دیگر نمی‌دید و پس از نابینایی این حدیث را برای مردم بازگو می‌کرد وقتی کور شد می‌گوید راه می‌رفت در کوچه‌ها می‌گفت من شنیدم از رسول خداص گفت ” من کنت مولاه فهذا علی مولاه ”

⬅️حدیث (۴)(احتجاج دخت گرامی رسولخدا ص حضرت صدیقه طاهره ع)

شمس الدین ابوالخیر جزری دمشقی در کتاب خود اصل المطالب فی مناقب علی بن ابی طالب به سند خود که آن را لطیف‌ترین و غریب‌ترین طریق حدیث غدیر نامیده است از فاطمه دختر رسول خدا ص، روایت کرد که فرموده است آیا فراموش کردید قول رسول خدا ص را در غدیر خم که هر که من مولای اویم این علی مولای اوست!؟ یادتان رفت و گفتار پیغمبر اکرم ص را که فرمود علی تو برای من به منزله هارون برای موسا هستی را یادتان رفت.

⬅️اما این ایام مصادف با کشته شدن عثمان است و عثمان وقتی در آن شورای شش نفره قرار گرفت که چه شورایی بود!!! امیر مومنان ع می‌فرماید وای از آن شورا که چه شورایی بود، عثمان به خلافت رسید و بنی امیه که فامیلش بودند را سرکار آورد، این‌ها تمامشان منافق بودند، در زیارت عاشورا می‌خوانیم: خدایا همه بنی امیه را لعنت کن که رسول خدا ص لعنت کرده است این شجره ملعونه را، این آقا فک و فامیلای خودش را آورد سر کار حتی یک شخصس بود که رسول خداص او را از مدینه تبعید کرده بود از بس بی حرمتی می‌کرد، پشت سر رسول خدا ص راه می‌رفت

شکلک در می‌آورد، یک بار رسول خدا ص دید آمده داخل خانه‌ی رسول الله، از دیوار پریده داخل خانه، زیرزمین و این طرف و آن طرف را دید می زند که چوب برداشت افتاد دنبالش بعد او را تبعید کرد و فرمود او حق ندارد در مدینه باشد که عثمان وقتی خلیفه شد او را برداشت آورد مدینه و درآمد فدک را به او داد، می گویند وقتی به مدینه آمد یک بز داشت با یه چوب دستی و یک لباس پاره اما وقتی وارد خانه عثمان شد با یک لباس اطلس و گرانبها بیرون آمد در حالی که درآمد فدک مال او شد و حکومت مصر و کوفه و اینور و آنور را به بستگان خودش سپرد بعد اینها شراب می‌خوردند و اصلاً اعتقادی به خدا و دین و..‌. نداشتند….

عثمان حضرت علی ع را از مدینه اخراج کرد گفت تو در مدینه نمان چون از ما ایراد می‌گیری اما یک وقتی گروهی از مصر آمدند سراغ عثمان که شکایت کنند از فامیل‌هایش که عثمان امام حسن را فرستاد و گفت برو به بابات علی بگو بیاید، حضرت آمد وساطت کرد به عثمان گفت بیا از اینها معذرت خواهی کن بگو ببخشید و آن والی غلط کرده به شما ظلم کرده که خشم اینها را خواباند، این‌ها آمدند که بروند محمد بن ابی بکر همراه این‌ها بود دیدند غلام عثمان دارد می‌رود، مشکوک شدند گفتند بایست ببینم، این را گرفتند و تفتیش کردند، محمد بن ابی بکر می‌گوید انگار یک کسی به قلب من الهام کرد گفت داخل مشک این را پاره کنید، داخل مشکش را نگاه کنید، پاره کردند مشک را و دیدند یک نامه است، عثمان در نامه نوشته بود به والی مصر: این‌ها که آمدند فلانی و فلانی و فلانی را گردن می‌زنی، فلانی و فلانی و فلانی را زندان می‌کنی و…

این‌ها خونشان به جوش آمد و برگشتند این بار امیرالمؤمنین ع آمد جلو، شیخ طوسی در امالی روایت کرده است می‌گوید زدند در سینه امیرالمؤمنین ع و گفتند علی برو کنار و دخالت نکن، خانه عثمان را محاصره کردند، چهل روز آب را برویش بستند که امیرالمؤمنین ع مشک آب برداشت داد به امام حسن ع و امام حسین ع بردند به خانه عثمان، چون اینها اولاد پیغمبر بودند خیلی حرمت داشتند حتی یک جایی امیرالمؤمنین ع به امام حسن ع فرمود دم در بایست به حرمت تو کسی به داخل حمله نکند!

بعد از چهل روز مردم دیگر از در و دیوار ریختن داخل و عثمان را کشتند و بدنش را انداختند در مزبله که سه شبانه روز بدنش در مزبله بود و کسی نمی‌رفت آن را دفن کند.

➖ بریم سراغ دومی

⬅️ این خلیفه دوم یک حدیثی دارد که علمای اهل سنت را بیچاره کرده است و همان رزیت یوم الخمیس (مصیبت روز پنجشنبه) است که این حدیث در کتب اصلی حدیثی آن‌ها آمده است و به سندهای مختلف روایت شده است که پیامبر اکرم ص وقتی فرمود:

برای من قلم و دوات بیاورید تا بنویسم چیزی که بعد از آن گمراه نشوید عمر گفت این مرد دارد هذیان می‌گوید و کتاب خدا برای ما کافیست.

بعضی‌ها می گویند خلیفه دوم با این کار درب اجتهاد را باز کرد به روی امت که امت بتوانند اجتهاد کنند نظریاتشان را! به صورت کلی دو سه تا از نظریات این حضرات را بگوییم:

⬅️کسی که به پیامبر خدا ص می‌گوید این مرد دارد هذیان می‌گوید: و کتاب خدا برای ما کافیست قطعاً عصمت نداشته است که این حرف را زده است، حالا خود خداوند در مورد این می‌فرماید:

🕋سوره القلم

بسم الله الرحمن الرحیم

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

ﻥ، ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ می‌نویسند، (١)

مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ

ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻧﻌﻤﺖ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ [ﻛﻪ ﻧﺒﻮّﺕ، ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﺍﺳﺖ] ﺗﻮ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﻴﺴﺘﻲ; (٢)

⬅️ قسم به نون و قلم و آنچه می‌نویسند

حالا روایاتی که در این ذیل دارد نون رسول الله ص و قلم امیرالمؤمنین ع است، به نون و قلم و آنچه می‌نویسند سوگند که تو به نعمت پروردگارت مجنون نیستی!

آن‌ها می گویند که رسول الله محجور است یعنی دیوانه است حالا غیر از اینهم بود کسایی که وقتی امیرالمؤمنین ع را معرفی می‌کرد گفتند: این مجنون شده در عشق علی! مفتون در عشق علی است، قرآن می‌فرماید: نه تو نسبت به نعمت پروردگارت که بزرگ‌ترین نعمت خدا ولایت است ولایت امیرالمؤمنین ع است مجنون نیستی!

آیه بعدی سوره سبا / ۴۶- می‌فرماید:

🕋قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ

ﺑﮕﻮ: ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﻧﺪﺭﺯ می‌دهم [ﻭ ﺁﻥ] ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﻭ ﺩﻭ ﻭ ﻳﻚ ﻳﻚ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺪﺍ ﻗﻴﺎم ﻛﻨﻴﺪ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﻴﻘﺘﺎﻥ [ﻣﺤﻤّﺪ ﻛﻪ ﻋﻤﺮﻱ ﺑﺎ ﭘﺎﻛﻲ، ﺍﻣﺎﻧﺖ، ﺻﺪﻕ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ] ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﺟﻨﻮﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺳﺨﺘﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﺳﺖ، ﺟﺰ ﺑﻴﻢ دهنده‌ای ﻧﻴﺴﺖ. (٤٦)

⬅️ می‌فرماید: بشینید فکر کنید که صاحب شما دیوانه نیست!

⬅️در روایت داریم امام باقر ع می‌فرماید:

شما را موعظه می‌کنم به واحده یعنی به ولایت علی ع و اشاره به ذریه امیرالمؤمنین یعنی ائمه ع از ذریه امیرالمؤمنین ع دارد حالا می‌فرماید: بعد فکر کنید که صاحب شما یعنی پیامبر خدا ص جنونی ندارد او دارد شما را از عذاب پیش رو می‌ترساند یعنی اگر نپذیرید عذابی در پیش رو دارید، عذاب الیم، عذاب شدید.

⬅️بگو شما را موعظه می‌کنم به واحده یعنی به ولایت امیرالمؤمنین ع چون امام یگانه دهر است که هیچ کس در موازات امام نیست، می‌گوید امام یگانه است.

⬅️ حالا خلیفه دوم گفته که پیامبر اکرم ص مجنون شده است و قرآن بس است برای ما

آنجا به خود پیامبر اکرم ص فرمود: که تو مجنون نیستی اینجا به مردم گفت فکر کنید تفکر کنید در این مسئله که پیامبر خدا ص مجنون نیست و اما برویم سراغ آیه اصلی، این دو تا آیه را شاهد آوردیم که پیامبر خدا ص را خداوند شهادت داده است و خداوند به مردم گفته است.

و حالا سوره نسا /۱۵۰

🕋النساء

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا

ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻧﺶ ﻛﺎﻓﺮ می‌شوند ﻭ می‌خواهند ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻧﺶ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ، ﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ می‌آوریم ﻭ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺎﻓﺮ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﻢﻭ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ: ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﻳﻤﺎﻥ می‌آوریم ﻭ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺎﻓﺮ می‌شویم ﻭ می‌خواهند ﻣﻴﺎﻥ ﻛﻔﺮ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺭﺍﻫﻲ [ﺧﺎﺹ] ﺑﺮﮔﺰﻳﻨﻨﺪ، [ﺳﺒﻚ ﻣﻐﺰ ﻭ ﺑﻲ ﺷﻌﻮﺭﻧﺪ.](١٥٠)

⬅️ کسی که می‌گوید خدا یک چیز است و پیغمبر یک چیز دیگر است! حرف خدا یک چیز است و حرف پیغمبر چیز دیگر است، ما حرف خدا را قبول داریم اما رسولش جنون دارد، این‌ها می‌خواهند تفرقه بیندازند بین خدا و رسولانش.

⬅️آن کسانی که می‌خواهند جدایی بیفکنند بین خدا و رسولانش و می گویند به بعضی ایمان آوردیم و بعضی را قبول نداریم یعنی قرآن را قبول داریم اما پیغمبر را قبول نداریم و بعد می‌خواهند این وسط راهی درست کنند برای اینکه خودشان را خلیفه کنند مانند عمر بن خطاب که دنبال آن می‌فرماید: این‌ها هستند که حقیقتاً کافرند.

⬅️ از ائمه سؤال شد که چگونه می‌توانیم با امیرالمؤمنین بیعت کنیم؟ فرمودند: صلوات بفرستید:

🌹 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

الحمدلله علی الولایه

دانلود فایل صوتی

14.1 مگابایت

← بعدیقبلی →