((بسم الله الرحمن الرحیم))
تفسیر قرآن در ماه مبارک رمضان
خدایا توفیقی ده ما را که در مورد قرآن تو کوتاهی نکنیم و سهم و بهرهی ما را از قرآنت بیش از این قرار ده.
((وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ))
چهارشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۹ جلسه (۱۱)
موضوع: تفسیر سوره یوسف آیات ۴۱ الی ۴۸
يوسف
يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ
ﺍﻱ ﺩﻭ ﻳﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ! ﺍﻣﺎ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ [ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻫﺎﻳﻲ مییابد ﻭ] ﺳﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﺍﺏ مینوشاند، ﺍﻣﺎ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ میشود ﻭ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺧﻮﺭﺩ. ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺑﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪﻳﺪ، ﺗﺤﻘﻘّﺶ ﻗﻄﻌﻲ ﻭ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﺣﺘﻤﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. (٤١)
این دو مصاحب زندانی هر دو با حضرت یوسف وارد زندان شدند و گویا غلامان پادشاه بودند.
تعبیر از کلمه عبور است یعنی معبر از آن صورتی که در خواب دیده شده به حقیقتی که در خارج پیاده میشود پی میبرد.
اینکه اینها چه خطایی کرده بودند در قرآن نیامده و لازم هم نبوده ولی هر دو در خواب عاقبت کار خود را دیده بودند.
حضرت یوسف به یکی از آنها گفت تو ساقی پادشاه میشوی چون شراب نوشابه پادشاهان است و او در خواب خمر میفشرد و به دومی که نان در سر داشت گفت مغز تو غذای پرندگان میشود زیرا نان در خواب نماد برکت است اگر در خواب کسی ببیند که نان به او داده میشود یعنی در زندگی او برکت میآید و برعکس و این هم خواب دیده بود نان بر سر دارد و پرندهها نانها را میبرند و سر چون اصل وجود انسان است تعبیرش این میشود که جانش گرفته میشود.
در ادامه سوره یوسف گندم در خواب پادشاه میآید که نماد رزق و برکت است.
کلاً اگر در خواب ببینی چیزی از تو گرفته میشود خوب نیست ولی اگر چیزی به تو داده میشود خوب است.
در بعضی از اخبارو روایات آمده است وقتی حضرت یوسف خواب آن زندانی دوم را به مرگ تعبیر کرد او گفت دروغ گفته بودم ولی حضرت یوسف فرمود امر گذشت و فرمود چرا این حرف بر زبان تو جاری شد؟ پس همین بر تو جاری میشود.
قول معروف: کسی که به چشمان خود دروغ بندد شایسته آن است که عذاب شود.
زیرا چشم هیچگاه به انسان دروغ نمیگوید و حالا کسی که به دروغ خوابی را بگوید، چشم خود را تکذیب میکند.
یوسف فرمود این امر که به شما گفتم حتمی است.
يوسف
وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
ﻭ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻛﻪ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺁﺯﺍﺩ میشود، ﮔﻔﺖ: ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﺳﺮﻭﺭ ﺧﻮﺩ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ. ﻭﻟﻲ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥِ ﺍﺯ ﻳﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺳﺮﻭﺭﺵ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﺍﻭ ﺑﺮﺩ; ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ. (٤٢)
اولاً این ضمائر به چه کسی برمیگردد؟!! چرا گفت ظن و گمان میکرد؟
اینجا ضمیر هو به خود زندانی برمیگردد و به یوسف ارتباطی ندارد.
حضرت یوسف گفت به آن کسی که خودش گمان میکرد نجات پیدا میکند.
وگرنه حضرت یوسف که از نجات او مطمئن بود.
البته ظن در قرآن به معنی یقین است.
((آنان که گمان دارند به ملاقات پروردگار خود میروند))
مرا ذکر کن در نزد پادشاهت.
خیلیها در مورد این آیه مطالبی گفتهاند مخصوصاً درمورد این که شیطان فراموشی داد ذکر پروردگارش را.
میگویند یعنی اینکه حضرت یوسف یادش رفت یاد خدا را و در زندان ماند، نخیر اینطور نیست، ضمیر باز به آن زندانی که ساقی پادشاه میشود برمیگردد.
در آیه ۴۵ میفرماید آن زندانی بعداز مدتی به یاد آورد سخن یوسف را، پس اینجا شیطان سخن یوسف را از ذهن آن زندانی برد.
چرا حضرت یوسف چنین چیزی گفت؟
انبیا سرمشق ما هستند پس اگر کسی بخواهد پیش کسی سفارشی کند اشکال دارد؟!! خیر اگر اشکال داشت حضرت یوسف این را نمیگفت.
وقتی که یوسف را زندانی کردند برای آزادی او زمان مشخص نکردند و بردهای که در زندان افتاده هیچ کسی یاد او نمیکند لذا حضرت یوسف گفت رفتی پیش پادشاه بگو که من بیگناه هستم اما شیطان از یاد ساقی برد لذا مدت چندین سال حضرت یوسف در زندان ماند اینها با یوسف وارد زندان شدند و بعد از مدت کوتاه تکلیف آنها مشخص شد و حضرت یوسف ۷ سال در زندان ماند.
يوسف
وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ
ﻭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ [ﻣﺼﺮ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﻧﺸﻴﻨﺎﻧﺶ] ﮔﻔﺖ: ﭘﻲ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ میبینم ﻛﻪ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻟﺎﻏﺮ، ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻓﺮﺑﻪ ﺭﺍ میخورند، ﻭ ﻧﻴﺰ ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﺒﺰ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﺧﺸﻚ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ میکنم; ﺷﻤﺎ ﺍﻱ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ! ﺍﮔﺮ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻴﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻈﺮ ﺩﻫﻴﺪ. (٤٣)
در اینجا فرمود ملک، نامی از فرعون نبرد.
علم تعبیر رؤیا هم در آن زمان بوده چون پادشاه میگوید اگر تعبیر رویای مرا میدانید آن را تعبیر کنید.
نکته: در عدد باید دقت شود، تعداد هفت گاو چاق و هفت لاغر و هفت سنبله.
يوسف
قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِينَ
ﮔﻔﺘﻨﺪ: [ﺍﻳﻦ] خوابهایی ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ خوابهای ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺩﺍﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. (٤٤)
احلام از حلم است یعنی خوابها.
اضغاث از ضغثه است یعنی دستهها.
گاهی صورتهای مختلفی که ذهن انسان در بیداری میبیند در شب ترکیب میشود و به صورت یک خواب تحویل داده میشود.
پس پارهای از رویاها اضغاث و احلام هستند.
نکته: چه خوب بود اگر اینها میگفتند ما نمیدانیم.
يوسف
وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﻲ [ﻳﻮﺳﻒ ﺭﺍ] ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ میکنم، ﭘﺲ [ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ] ﺑﻔﺮﺳﺘﻴﺪ. (٤٥)
مدکر از تذکر و یادآوری است.
بعد امة… هر چیزی کنار هم قرار بگیرد یک امت را تشکیل میدهد، مثلاً یک عده انسان که همفکر هستند کنار هم قرار بگیرند میشوند یک امت.
اینجا امت یعنی مدت زمان.
نکته: هرچه خدا بخواهد همان میشود، اینجا این زندانی مدیون یوسف بود اما سفارش او را یادش رفت زیرا خدا نخواست که او به یاد آورد.
حضرت یوسف سفارش کرد ولی شیطان از یاد زندانی برد لذا ۷ سال در زندان ماند.
یک موقع ما اینطور نشویم که متوجه امام زمان عج نباشیم و وقتی کارمان درست شد و حاجت خود را گرفتیم امام زمان خود را فراموش کنیم!
فراموش کردن در مقابل ذکر است، به همین دلیل: «ذکر علی عبادة» ذکر علی عبادت است، و افضل عبادات است.
امام خود را فراموش نکنیم.
شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و گفت آقا زمانی که ما پیش شما هستیم و شما را میبینیم و حرفهایتان را میشنویم حالمان خوب میشود اما وقتی به شهر خود یا روستای خود پیش زن و بچه خودمان میرویم دل ما کدر میشود و زمانی که به یاد شما و مهربانی شما و حرفهای شما میافتیم دل ما یک رقت و صفایی پیدا میکند آیا این حقیقت است یا خیالات ماست؟!!! حضرت فرمود اصلاً دین یعنی همین «آیا دین غیر از حب به امام است؟»
به خاطر محبت به امام کارهایی را انجام نمیدهیم و کارهایی را انجام میدهیم، دین یعنی این.
يوسف
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ
[ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﻳﻮﺳﻒ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:] توای ﻳﻮﺳﻒ! ﺍﻱ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻱِ [ﺭﺍﺳﺖ ﻛﺮﺩﺍﺭ!] ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻔﺖ ﮔﺎﻭ ﻓﺮﺑﻪ ﻛﻪ ﻫﻔﺖ [ﮔﺎﻭ] ﻟﺎﻏﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ میخورند، ﻭ ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ ﺳﺒﺰ ﻭ [ﻫﻔﺖ ﺧﻮﺷﻪ] ﺧﺸﻚ ﺩﻳﮕﺮ، ﻧﻈﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﻦ. ﺍﻣﻴﺪ ﺍﺳﺖ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩم ﺑﺮﮔﺮﺩم، ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ [ﺍﺯ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﺠﻴﺐ] ﺁﮔﺎﻩ ﺷﻮﻧﺪ. (٤٦)
صدیق از صدق و راستی است، که ظاهر و باطن آن یکی است «صدق در مقابل خیانت است»
این خواب را حضرت یوسف تعبیر میکند ولی از کجای این خواب تعبیر میآید باید دقت شود، قرآن تعبیر خواب را به انسان یاد میدهد.
يوسف
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تَأْكُلُونَ
ﮔﻔﺖ: ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺗﻠﺎﺵ ﭘﻲ ﮔﻴﺮ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﻛﻨﻴﺪ، ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﺟﺰ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﺩﺭ خوشهاش ﺑﺎﻗﻲ ﮔﺬﺍﺭﻳﺪ. (٤٧)
دابا یعنی تمام کار و بار و همت و راه روش شما باید کشت باشد.
حصاد یعنی درو کردن.
الیوم الحصاد یعنی روز درو کردن.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دنيا كشتزار آخرت است و یوم الحصاد یکی از اسامی روز قیامت است یعنی هرچه اینجا کاشتهای در آنجا درو میکنی.
مغز گندم را از پوست در نمیآورید مگر اندکی از آنکه میخورید زیرا در خواب هفت سنبله دید.
يوسف
ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ
ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ [ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻭ ﮔﺸﺎﻳﺶ] ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭ [ﭘﻴﺶ] میآید ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ [سالها] ﺫﺧﻴﺮﻩ کردهاید ﻣﮕﺮ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﺷﺘﻦ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ میکنید، میخورید. (٤٨)
تحصنون، نگهداری کردن.
شداد، هم به معنی سختی است و هم به معنی حمله است.
سَبُع یعنی حیوان درنده، سال قحطی را به یک حیوان درنده که حمله میکند وهیچ رحمی ندارد تعبیر کرد.
هفت سال قحطی حمله میکنند و میخورند آنچه مقدمه چینی کردهاید لذا باید غذا جمع کنید برای آن سالهای قحطی که اگر آماده نکنید شما را میخورند.
یعنی حضرت یوسف میگوید این چیزها که من میگویم در خواب ملک مصر است.
میگوید هفت گاو را چاق کنید تا هفت لاغر آنها را بخورند، حضرت یوسف این دستورالعمل را به پادشاه میدهد.
همزمان با تعبیر خواب نحوه عملکرد مملکت را هم گفت.
قرآن سالهای قحطی را به حیوان لاغری تشبیه کرد که فقط میخورد اما چاق نمیشود.
ما در دنیا در سالهای پربرکت قرار داریم و دنیا مزرعه آخرت است، آخرت قحطی است و هرچه اینجا کاشتی و آماده کردی آنجا از آنها استفاده میکنی.
الحمدلله علی الولایه
دانلود فایل صوتی